ای جوانی تو را کجا جویم
با که گویم غم تو گر گویم
یاسمین تو تا سمن گشته ست
سمن و یاسمین نمی بویم
نزد خوبان سیاه روی شوم
تا ز پیری سپید شد مویم
موی و رویم سپید گشت و سیاه
روی شد موی و موی شد رویم
نشود پاک رنگ هر دو همی
گرچه هر دو به خون همی شویم
گر مرا شهریار شهر گشای
بند کرده ست بنده اویم
مجلس او چرا نمی سپرم
گر ز باغ هنر همی رویم
گاه تازه چو لاله بر چمنم
گاه یازان چو سرو بر جویم
یاربم عفو او تو روزی کن
کز جهان عفو او همی جویم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و دلتنگی خود میگوید و به جستجوی جوانی و زیبایی میپردازد. او احساس میکند که در پیری و سفیدی مو، جوانی و زیبایی را گم کرده است. همچنین به تضاد بین زیبایی و زشتی اشاره میکند و از خداوند میخواهد که عفو و رحمتش را شامل حال او کند تا از غم و اندوه درآید و بتواند از زیباییهای زندگی لذت ببرد. شاعر حسرت دارد که در مجالس خوبان جایی ندارد و به دنبال آرامش و پذیرش است.
هوش مصنوعی: ای جوان، جستجوی تو را کجایم کنم و با کی درباره غم تو سخن بگویم اگر بخواهم سخن بگویم؟
هوش مصنوعی: یاسمن تو به اندازهای خوشبو شده است که دیگر عطر سمن را حس نمیکنم.
هوش مصنوعی: من برای نزدیکی به خوبان، حاضر هستم که سیاهرو و بیپاز ببینم، حتی اگر نتیجهاش این باشد که موهایم به خاطر پیری سفید شود.
هوش مصنوعی: موهایم سفید شدند و چهرهام سیاه شد، و حالا موهایم به سفیدی چهرهام تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگرچه هر دوی ما به خون هم آغشتهایم، اما رنگمان هرگز پاک نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه شهر مرا به بند کشیده باشد، من بنده او هستم.
هوش مصنوعی: چرا باید به او نباشم وقتی که به باغ هنر میروم و از آن لذت میبرم؟
هوش مصنوعی: گاهی مانند گل لاله در چمن، شاداب و تازهام و گاهی مانند سرو، بلند و استوار در جوی زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: ای خدا، با بخشش او مرا روزی کن، چون من از دنیا فقط عفو و بخشش او را طلب میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گرامی تو را کجا جویم
درد و تیمار تو کرا گویم
شدی از چشم چون مه و خورشید
تیره شد بی تو خانه و کویم
بر وفات تو روز و شب نالم
[...]
من به منزل درم چه ره جویم
نیستم من جُنُب چه سر شویم
فخر دین ، اعتقاد من دانی
که همیشه هوای تو جویم
دورم از مجلست و لیک مقیم
در مجالس دعای تو گویم
سال و مه ورد مدح تو خوانم
[...]
غرض آن به که از تو میجویم
سخن آن به که با تو میگویم
بعد ازین رخ به خون همی شویم
زار می گریم و همی گویم:
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.