گنجور

 
مسعود سعد سلمان

چه خدمت کرد شاها بنده تو

که با توست این چنین اعزاز و اکرام

ولیکن خسروا تو آفتابی

که هست این گیتی از تو گشته پدرام

تو دریایی و از دریا همه کس

لالی و درر یابد به اقسام

تویی بارنده ابر و ابر دایم

ببارد یکسره بر خاص و بر عام

چه دانم گفت شاها من ز شکرت

کنم شکرت به طاقت تا سرانجام

خداوند جهان پاداش بدهد

تو را ای شه بدین انعام و اکرام

ببند شکر پای بنده بستی

به منت بنده را کردی تو احکام

همیشه یار بادت چرخ گردون

نگهدار تو باد ای شاه قسام

 
 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه
سوزنی سمرقندی

ز گردون سعد اکبر داد پیغام

بدستوری که با شاه است همنام

که تا من سعد ملک آسمانم

تو خواهی بود سعدالملک اسلام

ز سعد اکبر ای صدر اکابر

[...]

مولانا

اگر تو نیستی در عاشقی خام

بیا مگریز از یاران بدنام

تو آن مرغی که میل دانه داری

نباشد در جهان یک دانه بی‌دام

مکن ناموس و با قلاش بنشین

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه