گنجور

شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیر

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

اگر بخندد در دست من قدح نه عجب

که بس گریست فراوان به دست من شمشیر

همه به آهو ماند ز تو جز انگشتان

که لعل گشتست از عکس من چو پنجه شیر

چو دست حنا بسته ست دست ار زنگین

از آن نداری در دست خویش ساغر زیر

اگر چه هستم تشنه بی می من از کف تو

نمی ستانم کز روی تو نگردم سیر

از آنکه دست تو بر جای جرعه گیرد جام

به حرص در کشم آن جرعه ای که ماند زیر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.