ای خواجه بوالفرج نکنی یاد من
تا شاد گردد این دل ناشاد من
دانی که هست بنده آزاد تو
هر کس که هست بنده و آزاد من
نازم بدانکه هستم شاگرد تو
شادم بدانکه هستی استاد من
ای رونی ای که طرفه بغدادی
دارد نشستگاه تو بغداد من
مانا نه آگهی تو که باران اشگ
از تن همی بشوید بنیاد من
در کوره ای ز آتش غم یافته ست
نرم آهن است گویی پولاد من
نزدیک و دوربینی که خاص و عام
فریاد گر برفت ز فریاد من
پنجاه و پنج وعده درین سال شد
کز هیچ گونه ناگذرد داد من
بنشاد روزگار و اندر نشاند
در عاج سفته و سفته شمشاد من
ران هزبر لقمه کند رنگ من
مغز عقاب طعمه کند خاد من
چون باد و آب در که و دشت اوفتد
تیغ چو آب و بارهٔ چون باد من
با گیتی استوار کنم کار خویش
گر بخت استوار کند لاد من
از روزگار باز نخواهم شدن
تا روزگار می بدهد داد من
هیچم مکن فرامشم از یاد خویش
زیرا که نه فرامشی از یاد من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق یک عاشق و ارادت او به محبوبش اشاره دارد. شاعر از خواجه بوالفرج میخواهد که او را فراموش نکند تا دل غمدیدهاش شاد شود. او خود را بنده و شاگرد محبوبش میداند و ابراز میکند که وجود محبوبش به او شادی میبخشد. شاعر به غم و مشکلات زندگیاش اشاره کرده و امیدوار است که با یاد محبوبش، از تمامی سختیها و ناکامیها عبور کند و زندگیاش را سر و سامان بخشد. او در نهایت بر این واقعیت تأکید میکند که فراموشی وجود ندارد و همواره در یاد محبوبش خواهد ماند.
هوش مصنوعی: ای آقا بوالفرج، اگر مرا فراموش کنی، دل افسرده و غمگین من شاد نخواهد شد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که هرکس که وابسته به تو باشد، مانند من که وابسته و آزاد هستم، بندهای آزاد است؟
هوش مصنوعی: با کمال افتخار میگویم که من شاگرد تو هستم و از اینکه تو استاد منی، بسیار خوشحالم.
هوش مصنوعی: ای رونی، تو که در بغداد نشستهای، زیباییات همچون بغداد است.
هوش مصنوعی: شاید آگاهی تو از من کم باشد، اما اشکهای من مانند باران، رنجها و دردهای وجودم را شستشو میدهند و از بین میبرند.
هوش مصنوعی: در دل آتش غم، فلز نرم و گداختهای به وجود آمده است، که انگار وجود من نیز مانند آن فولاد قوی و محکم شده است.
هوش مصنوعی: کسی که خوب میبیند و میتواند به درستی تشخیص دهد، چه نزدیک و چه دور، از فریاد من آگاه شد و صدای من به گوشش رسید.
هوش مصنوعی: در این سال پنجاه و پنج بار وعده دادم که هیچ چیز نمیتواند مرا از هدفم دور کند.
هوش مصنوعی: روزگار به خوبی میگذرد و در دل خود شکوفهها و زیباییهای فراوانی را جای داده است.
هوش مصنوعی: هواپیما مانند شکارچی، طعمه را شکار میکند و من، مانند عقابی که در پی غذایش است، به دنبال هدفهایم هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که مانند باد و آب در دشت و کوه پراکنده میشوم، تیغ من همچون آب و بهاری است که به سرعت به هر سو میوزد.
هوش مصنوعی: من با این دنیا تلاش میکنم که کارهایم را به درستی پیش ببرم، اگر شانس و بخت به من کمک کند.
هوش مصنوعی: من تا زمانی که روزگار حقم را به من ندهد، از آن جدا نخواهم شد.
هوش مصنوعی: هیچگاه فراموشم نکن، زیرا من نیز هرگز تو را فراموش نمیکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه بوالفرج نکنی یاد من
تا شاد گردد این دل ناشاد من
دانی که هست بنده و آزاد تو
هرکس که هست بنده و آزاد من
نازم بدان که هستم شاگرد تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.