گنجور

شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت

خوشا روز بیکاری و وقت عطلت

بر این تیغ کوه گل انبار گویی

چو فغفور بر تختم و فور برکت

چو دولت مهیا بود مر کسی را

اگر او نجوید بجویدش دولت

امامی که بر روزگارست ما را

اگر او ندارد بدادمش مهلت

اگر دولت آید و گر نکبت آید

به نزدیک من هر دو را هست آلت

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عین. ح در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۲ نوشته:

در مصراع اول یک «بس» از قلم افتاده است: مرا بس ز خدمت
در بیت دوم، فغفور یعنی پادشاه چین و «فور» یعنی پادشاه هند. «کَت» هم یعنی تخت پادشاهی. پس باید فاصله‌گذاری‌ها به این شکل اصلاح شود:
چو فغفور بر تختم و فور بر کت

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.