ای بزرگی که همتت گوید
من به قدر آسمان دوارم
مهر مانند بر جهان تابم
ابر کردار بر زمین بارم
من که مسعود سعد سلمانم
خویش را بنده تو انگارم
خدمتت را به دیده کوشانم
مجلست را به جان خریدارم
ور چنین نیست اینکه می گویم
از خدا و رسول بیزارم
بی تو داند خدای عزوجل
کز همه شادیی بر انکارم
پس چه سازم که بس پریشانم
چیست حیلت که بس گرانبارم
من که دل پر ز نقطه ام بسیار
گرچه سرگشته تر ز پرگارم
همه آفاق می بباید گشت
راست گوئی سپهر سیارم
این همه هست و هیچ غم نخورم
طبع روشن به دیو نسپارم
من ز بی باک روزگار حرون
باک دارم که چون تویی دارم
لیک امروز هم به نعمت تو
که ز یک چیز بس دل افگارم
همه یادند و من فراموشم
تو چه گویی نباید آزارم
بس لطیفی و هم بدین معنی
که کنی آرزوی دیدارم
هر چه خواهی بکن که در همه عمر
نیست جز مدح و شکر تو کارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن از زبان شاعری به نام مسعود سعد سلمان است که در آن به بزرگی و عظمت پروردگار خود اشاره میکند. او خود را بندهوار در خدمت خداوند میداند و ابراز میکند که عشق و ارادتش نسبت به او، باعث شادی و آرامش اوست. شاعر با وجود سردرگمی و مشکلات در زندگی، از نعمتهای خداوند قدردانی میکند و نسبت به او امید و آرزو دارد. او تأکید میکند که در تمام عمر تنها به ستایش و شکرگذاری از خدا مشغول بوده و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که ارادهات میگوید من به اندازه آسمان بلند هستم.
هوش مصنوعی: مانند خورشید در آسمان میتابم و مانند ابر بر زمین آب و برکت میبارم.
هوش مصنوعی: من که مسعود سعد سلمان هستم، خودم را مثل یک بنده برای تو میدانم.
هوش مصنوعی: من با دیدهای پر از احترام و عشق به تو خدمت میکنم و برای میهمانی تو با تمام وجودم آمادهام.
هوش مصنوعی: اگر این طور باشد که من از خدا و پیامبر بیزارم، پس حقیقتاً چنین چیزی نیست.
هوش مصنوعی: بدون تو خداوند بزرگ میداند که من هم از همه شادیها بیزبان و ناامید شدهام.
هوش مصنوعی: من چه کنم که وضعیت من بسیار آشفته است؟ چه ترفندی ممکن است به کار ببرم در حالی که بار سنگینی بر دوشم دارم؟
هوش مصنوعی: من که دلام از فکر و خیالات پر است، هرچند که در این افکار گمگشتهتر از یک پرگار هستم.
هوش مصنوعی: من باید در همه جا به جستجوی حقایق بپردازم؛ زیرا من همچون آسمانی هستم که دائم در حال چرخش و تغییر است.
هوش مصنوعی: من این همه نعمت را دارم و هیچ غم و اندوهی ندارم؛ روح سرزندهام را به شیاطین سپاردن نمیگذارم.
هوش مصنوعی: من از سختیهای زندگی ترسی ندارم، اما نگران این هستم که تو به عنوان یک شخص خاص در زندگیام وجود داری.
هوش مصنوعی: اما امروز هم به خاطر نعمت تو که از یک موضوع بسیار ناراحتم، دلگیرم.
هوش مصنوعی: همه به یاد هستند و من فراموش کردهام، تو چه میگویی که نباید من را آزار دهی؟
هوش مصنوعی: تو به قدری زیبا و دلنشین هستی که میتوانی آرزوی دیدار تو را در دل من ایجاد کنی.
هوش مصنوعی: هر چه که بخواهی انجام بده، زیرا در تمام عمرم فقط وظیفهام ستایش و سپاسگزاری از تو بوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مهر ایشان بود فیا وارم
غمتان من بهر دو بگسارم
روز تا شب ز غم دل افگارم
همه شب تا به روز بیدارم
به دل شخص جان همی کاهم
به دل اشک خون همی بارم
روز و شب یک زمان قرارم نیست
[...]
هیچ دانی که چون گرانبارم
به غم دیگران گرفتارم
زیر بار غمی گرفتارم
کاندرو دم زدن نمیآرم
عمر و عیشم به رنج میگذرد
من از این عمر و عیش بیزارم
در تمنای یک دمی بیغم
[...]
بخدائی که مهر معرفتش
کرد توفیق عقل بیدارم
برسولی که روز حشر امید
بخدا و شفاعتش دارم
که اگر من از انچه بیتو گذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.