گنجور

 
مسعود سعد سلمان

ای دلارای روزن زندان

دیدگان را نعیم جاویدی

بی محاق و کسوف بادی زآنک

شب مرا ماه و روز خورشیدی

همه سعدم تویی از آنکه مرا

فلک مشتری و ناهیدی

ور همی دیو بینم از تو رواست

که گذرگاه تخت جمشیدی

به امید تو زنده ام گر نه

مر مرا کشته بود نومیدی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

ای دلارای روزن زندان

دیدگان را نعیم جاویدی

بی‌محاق و کسوف بادی از آنک

شب مرا ماه و روز خورشیدی

همه سعدم تویی از آن که مرا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه