ملکا بنشین بر تخت به کام
می مشکین خور در زرین جام
هیبت سوزان خود خنجر توست
بر مکش خنجر زرین ز نیام
حشمت عدل علایی به جهان
قهرمان تو تمام است تمام
مر تو را چرخ مطیع است مطیع
مر تو را دهر غلام است غلام
مملکت بر تو حلال است حلال
بر همه جز تو حرام است حرام
وآنکه از شاهان جز چاکر توست
در همه عصر کدام است کدام
طالعی داری مسعود به قال
زآنکه تو شاهی مسعود بنام
تا بود تخت تو بر تخت نشین
تا بود ملک تو در ملک خرام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف مقام و عظمت یک شاه میپردازد. شاعر از ملک خواسته است که بر تخت بنشیند و از می و شادی بهرهمند شود. قدرت و هیبت او در دستانش است و نیازی به کشیدن خنجر ندارد. جهان در برابر او مطیع و خدمتگزار است، و مملکت تنها برای او حلال است. شاعرانگاری برتری او را به چالش میکشد و از وجود چاکرانش در بین شاهان دیگر صحبت میکند. در نهایت، بر دوام قدرت و سلطنت او تأکید میشود.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، بر جایگاه خود بنشین و با لذت از شراب خوشعطر بنوش که در جام طلایی است.
هوش مصنوعی: قدرت و تاثیر عواطف تو به قدری زیاد است که مانند یک خنجر تیز و سوزان عمل میکند. پس بهتر است که از قدرت خود به درستی استفاده کنی و از آن سوءاستفاده نکنی.
هوش مصنوعی: عظمت و شکوه عدالت الهی در جهان به خاطر تو قهرمان به کمال رسیده است.
هوش مصنوعی: تو را آسمان در خدمت دارد و زمانه همچون بندهای در خدمت توست.
هوش مصنوعی: کشور برای تو مجاز و آزاد است، اما چیزهای ممنوع برای دیگران، برای تو ممنوع نیست.
هوش مصنوعی: آنکه در دورههای مختلف جز تو به عنوان خدمتکار شاهان شناخته میشود، کیست؟
هوش مصنوعی: مسعود، تو تقدیر خوبی داری و این را از سخنانی که دربارهات گفته میشود میتوان فهمید، زیرا تو به عنوان یک شاه شناخته میشوی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بر اریکه حکمرانی نشستهای، و فرمانروایی تو در کشور برقرار است، همه چیز در آرامش و شکوه خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شرف گوهر اولاد نظام
ملک را باز شرف داد و نظام
صاحب مملکت و خواجهٔ عصر
ناصر دین و نصیر اسلام
بوالمظفر که به عون ظفرش
[...]
سخت با ما تو بخیلی بسلام
نیک مائیم ترا عاشق و رام
جان ما عاشق و تو معشوقه
دل ما صید و سر زلف تو دام
روی و زلفین تو خون آمد و مشک
[...]
ای خجل از رخ تو ماه تمام
آفتابی و سایه تو انام
دیدنی جز رخ تو نیست حلال
خوردنی جز غم تو نیست حرام
می شود انگبین چه بوسه دهد
[...]
کم شده نطق زبانی به نظام
تا ز «لامش » نرسیده ست به کام
داور کام ده مالک ملک
حاکم عدل دار الاسلام
کام مردم کرم او همه دم
کرم او همه را کام مدام
همه در کار دل اهل کرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.