گنجور

 
مسعود سعد سلمان

ملکا بنشین بر تخت به کام

می مشکین خور در زرین جام

هیبت سوزان خود خنجر توست

بر مکش خنجر زرین ز نیام

حشمت عدل علایی به جهان

قهرمان تو تمام است تمام

مر تو را چرخ مطیع است مطیع

مر تو را دهر غلام است غلام

مملکت بر تو حلال است حلال

بر همه جز تو حرام است حرام

وآنکه از شاهان جز چاکر توست

در همه عصر کدام است کدام

طالعی داری مسعود به قال

زآنکه تو شاهی مسعود بنام

تا بود تخت تو بر تخت نشین

تا بود ملک تو در ملک خرام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
انوری

شرف گوهر اولاد نظام

ملک را باز شرف داد و نظام

صاحب مملکت و خواجهٔ عصر

ناصر دین و نصیر اسلام

بوالمظفر که به عون ظفرش

[...]

سید حسن غزنوی

سخت با ما تو بخیلی بسلام

نیک مائیم ترا عاشق و رام

جان ما عاشق و تو معشوقه

دل ما صید و سر زلف تو دام

روی و زلفین تو خون آمد و مشک

[...]

سیف فرغانی

ای خجل از رخ تو ماه تمام

آفتابی و سایه تو انام

دیدنی جز رخ تو نیست حلال

خوردنی جز غم تو نیست حرام

می شود انگبین چه بوسه دهد

[...]

اهلی شیرازی

داور کام ده مالک ملک

حاکم عدل دار الاسلام

کام مردم کرم او همه دم

کرم او همه را کام مدام

همه در کار دل اهل کرم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه