دوشم جمازه به کف آمد کش
با بور خویش گفتم جولان کن
الحق معید بچه دیدم
گفتمش گفتگوی به پایان کن
ما را فروش جامه ها کنند
کار سپید چرخ به سامان کن
گفتا تو این ز من نخری دانم
گفتم خرم بهاش تو ارزان کن
ور دل نمی دهدت که بفروشی
اینک به دست سرخ گروگان کن
بشنو ز من گر هوای ما داری
این کن که منت گفتم فرمان کن
گر کارکرد او تو نپسندی
او را بدآنچه خواهی تاوان کن
بر پای جست سرخ بدو گفتم
کاین دردمند را درمان کن
قدش بدید و گفت بنامیزد
از چشم بد جمالش پنهان کن
گفتم که شبروست عسس پیشه
این را بگیر و زود به زندان کن
گفت این به دست من چه کنم این را
گفتم تنور داری بریان کن
چون نیمه ای به حیله درون کردم
گفت ای خدای بر من آسان کن
وقف است بر غریبان این خانه
کت گفت وقف خلق و پیران کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره گفتگویی بین راوی و فرد دیگری است که به نظر میرسد در حال معامله یا بحث درباره چیزی است. راوی از طرف مقابل میخواهد در فروش یا معاوضه جامهها و چیزهای دیگر همکاری کند و از او میخواهد که مشکلاتش را حل کند. او از طرف مقابل میخواهد که اگر نمیتواند چیزی را بفروشد، آن را به گروگان بگیرد یا به شکل دیگری استفاده کند.
در ادامه، راوی به فرد دیگری اشاره میکند که میتواند او را به زندان ببرد یا به نوعی از او مراقبت کند. در نهایت، به این نکات مهم اشاره میشود که باید به فکر غریبان و کمبرخوردارها بود و برای آنها ارزش قائل شد. شعر نکاتی از احساسات، معامله، و مسئولیت اجتماعی را شامل میشود.
هوش مصنوعی: دیشب خوابم به هم خورد و متوجه شدم که با معشوق خود در حال گفتگو هستم، به او گفتم که آزادانه و با جرات حرکت کند.
هوش مصنوعی: به حقیقت با یک بچه مواجه شدم و به او گفتم که صحبت را تمام کند.
هوش مصنوعی: ما را در کار و زندگی به دست سرنوشت و زمانه میسپارند، اما ای کاش چرخ زمان به نفع ما بچرخد و کارهایمان به سامان برسد.
هوش مصنوعی: او گفت: میدانم که تو این چیز را از من نمیخری. من در پاسخ گفتم: اگر میخواهی خوشحال باشی، قیمتش را پایین بیاور.
هوش مصنوعی: اگر دلت نمیخواهد که این لحظه را بفروشی، بهتر است آن را به دست سرخ نگهداری و در گرو عشق و احساسات بگذاری.
هوش مصنوعی: اگر به فکر ما هستی، از من بشنو و این کار را انجام بده که من به تو گفتم باید این کار را بکنی.
هوش مصنوعی: اگر از رفتار او راضی نیستی، باید بابت آنچه که میخواهی، هزینهاش را بپردازی.
هوش مصنوعی: به او گفتم که این دردکشیده را معالجه کن.
هوش مصنوعی: قدش را دید و گفت که از چشم بد حفظش کن و جمالش را پنهان کن.
هوش مصنوعی: به او گفتم که این شخصی که در شب میگردد، به کار عسس (کشی) اشتغال دارد، پس او را بگیر و هرچه سریعتر به زندان بفرست.
هوش مصنوعی: من گفتم با این چیزی که در دست دارم چه کار کنم، او گفت که اگر تنور داری، آن را بریان کن.
هوش مصنوعی: وقتی که نیمی از خود را به زبان فریبندهاش درآوردم، خطاب به خداوند گفتم: ای خدا، بر من تسهیلاتی قرار ده!
هوش مصنوعی: این خانه برای غریبان وقف شده است. پس بیاید تا به مردم و پیران کمک کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن
از فضل و کرم درد مرا درمان کن
بر من منگر که بی کس و بی هنرم
هر چیز که لایق تو باشد آن کن
دلرا تو بنار عاشقی بریان کن
وانگاه نظر زدل بسوی جان کن
گرزانک براه پیشت آید معشوق
این جمله به پیش پای او قربان کن
دل را تو بنار عاشقی بریان کن
وانگاه نظر ز دل بسوی جان کن
گر زانک براه پیشت آید معشوق
این جمله بپیش پای او قربان کن
احرام درش گیر و دلا فرمان کن
واندر عرفات نیستی جولان کن
خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به منا قربان کن
احرام درش گیرد لافرمان کن
واندر عرفات نیستی جولان کن
خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به مِنیٰ قربان کن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.