گنجور

 

فهرست زیر شامل اشعاری است که در نسخه‌های دیوان‌های هر دو سخنور آمده است و به هر دو منتسب است:


  1. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید :: عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱

    انوری (بیت ۱): به خدایی که از میان دو حرف - هفت چرخ و چهار طبع انگیخت

    عمادی شهریاری (بیت ۱): به خدایی که از میان دو حرف - هفت چرخ و چهار طبع انگیخت



در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروه‌های مجزا فهرست کرده‌ایم:


  1. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:در همه مملکت مرا جانیست - هر زمان پای‌بند جانانیست


    عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۵:بی‌وصالت دلم توانا نیست - بی‌خیالت دلم شکیبا نیست


  2. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:حسنت اندر جهان نمی‌گنجد - نامت اندر دهان نمی‌گنجد


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۰:به خدایی که ملکش از تعظیم - در خم آسمان نمی‌گنجد


  3. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:روی تو آرام دلها می‌برد - زلف تو زنهار جانها می‌خورد

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بود:ای نمودار سپهر لاجورد - گشته ایمن چون سپهر از گرم و سرد

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۷۵ - در هجو:قلتبانی هم به خواهر هم بزن - نیست پیدا گرچه کس پنهان نکرد


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مدح قوام الدین وزیر:ای ندیده چشم گیتی چون تو مرد - دست قدرت عالم از بهر تو کرد


  4. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:زلفت چو به دلبری درآمد - بس کس که ز جان و دل برآمد


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۱۱:چون نوبت حسن تو در آمد - فریاد ز عاشقان بر آمد


  5. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:گر وفا با جمال یار کند - حلقه در گوش روزگار کند


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۱۳:هر که را عشقت اختیار کند - بی‌قراری بر او قرار کند


  6. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:ای دلبر عیار ترا یار توان بود - غمهای ترا با تو خریدار توان بود


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۴:ای دوست چنانی که تو را یار توان بود - غم‌های تو را با تو خریدار توان بود


  7. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:ای شده از رخ تو تاب قمر - وی شده از لب تو آب شکر

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظام‌الملک است:ای به رفعت ز آسمان برتر - نور رای تو آفتاب دگر

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۷۱:دهر و افلاک و انجم و ارکان - همه شرند اگرنه مایه شر

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است:قاضی از من نصیحتی بشنو - نه مطول به از طویلهٔ در

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۷۶ - نکتهٔ پسندیده:باده خوردن به ساتکینی در - از هنر نیست بلکه هست خطر


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۰:پدرش گر به نانش دست برد - بشکند خورد ناخنان پدر


  8. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:زیر بار غمی گرفتارم - کاندرو دم زدن نمی‌آرم

    انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:درد دل هر زمان فزون دارم - چه کنم بی‌وفاست دلدارم

    انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:گر عزیزم بر تو گر خوارم - چه کنم دوستت همی دارم


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۶:دست در هم نمی‌کند کارم - پایمردی نمی‌کند یارم


  9. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:ای آرزوی جانم در آرزوی آنم - کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم


    عمادی شهریاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۹:ای خوش‌تر از جوانی در بند توست جانم - بخشایش از بر من کآخر چو تو جوانم


  10. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰:چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین - خروش عمر برآمد ز آسمان و زمین

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهد:حسام دولت و دین ای خدای داده ترا - جمال احمد و جود علی و نام حسین

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحب:چهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد - مخالف تو کزو هست عیش تو شیرین


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۳۴:زهی بنای ارم ساحت بهشت امین - که هم بهشت برینی و هم سپهر برین

    عمادی شهریاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۴:چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین - کنار باغ تهی شد ز لاله و نسرین

    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۳۳:منم که مدح تو کرده است رتبتم عالی - منم که جود تو کرده است رایتم تعیین

    عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۱۸:چو روز عشرت لعل است روز عیش خوش است - گل آر پیش و می خوش نسیم لعل‌گزین


  11. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:مسکین دلم به داغ جفا ریش کرده‌ای - جور از همه جهان تو به من بیش کرده‌ای


    عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۲۲:غمگین دلم ز داغ جفا ریش کرده‌ای - مسکین دلم به کام بد‌اندیش کرده‌ای


  12. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:ما را تو به هر صفت که داری - دل گم نکند ز دوستداری

    انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:ای کار غم تو غمگساری - اندوه غم تو شادخواری


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۳۸:کاری است مرا و نیست یاری - بی‌یار که را برفت کاری

    عمادی شهریاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:ای عهد تو دور از استواری - وای طبع تو خصم حق گزاری


  13. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:تو گر دوست داری مرا ور نداری - منم همچنان بر سر دوستداری

    انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:نگفتی کزین پس کنم سازگاری - به نام ایزد الحق نکو قول یاری


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۳۷:بر آنی که غم بر دل من گماری - من از غم نترسم بیا تا چه داری


  14. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:ندارم جز غم تو غمگساری - نه جز تیمار تو تیمارداری

    انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:گرفتم سر به پیمان درنیاری - سر جور و جفا باری چه داری


    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۲۲:دریغا دیده ره‌بین نداری - به غفلت عمر شیرین می‌گذاری


  15. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:با من اندر گرفته‌ای کاری - کان به عمری کند ستمکاری


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۳۶:به خدایی که آفرین کرده است - عاقلان را به خویشتن‌داری


  16. انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:مرا وقتی خوشست امروز و حالی - قدحها پر کنید و حجره خالی

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحب:سحرگاهی به نزد خواجه رفتم - که بفزاید مرا جاهی و مالی


    عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۲۵:فروزان همچو رویت روی خورشید - می خورشید‌وش بیش از خیالی


  17. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در مدح رکن‌الدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته است:در دین چو اعتصام به حبل متین کنند - آن به که مطلع سخن از رکن دین کنند


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۳:در موقفی که شیردلان در فراق تیر - چون عاشقان زار کمان با انین کنند


  18. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقب:چو از دوران این نیلی دوایر - زمانه داد ترکیب عناصر

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویه:چو زیر مرکز چرخ مدور - نهان شد جرم خورشید منور

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر:خداوندا تو آنی کافرینش - به کلی هست چون دریا و تو در


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۷:شب تاریک و من زاندیشه تو - چو نفط‌اندود مرغی پیش آذر


  19. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی:دوش از درم درآمد سرمست و بی‌قرار - همچون مه دو هفته و هر هفت کرده یار

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر:دی بامداد عید که بر صدر روزگار - هر روز عید باد به تایید کردگار

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...):کای کاینات رابه وجود تو افتخار - وی پیش از آفرینش و کم ز آفریدگار

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸:ای روزگار دولت تو روز روزگار - وی بر زمانه سایهٔ تو فضل کردگار

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواسته:ای برقد تو راست قبای سخا و جود - حرفیست در لباس مرا با تو گوش دار

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۷:آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب - گر زی خسیس طبع گراید به اضطرار

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده است:ای مستفاد لطف تو اقبال آسمان - وی مستعار جود تو آثار روزگار


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۱۸:قد قامت القیامه کجا عشق داد بار - بل عشق صعب‌تر ز قیامت هزاربار

    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۸:صافی میی که تیره می اندر شعاع او - گردد به چشم کور پی مور آشکار

    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۹:صدرا ز آفت فلک دون گریخته است - در خدمت تو بنده مادح به زینهار


  20. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر:ای به خوبی و خرمی چو بهار - گشته در دیدها بهار نگار

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح شمس‌الدین اغل بیک:دوش در هجر آن بت عیار - تا به روزم نبود خواب و قرار


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۲:رایگان رخ نمی‌نماید یار - به سخن راست می‌نگردد کار


  21. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح و تهنیت خدام صاحب ناصرالدین طاهربن المظفر هنگام باز آمدن از زمین غور به جانب هراة:موکب عالی دستور جهان آمد باز - به سعادت به مقر شرف و عزت و ناز

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در عذر کم‌خدمتی ومدح امیر مودود احمد عصمی:زندگانی ولی نعمت من باد دراز - در مزید شرف و دولت و پیروزی و ناز


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۲:یک زبان دارم و صد شکر تو در یک محفل - علم الله که چنین است حقیقت نه مجاز


  22. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح او:ای زرین نعل آهنین سم - ای سوسن گوش خیزران دم

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه:ای کلک تو پشت ملک عالم - وی روز تو عید دور آدم

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح رضیةالدین مریم:ای فخر همه نژاد آدم - ای سیدهٔ زنان عالم


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۷:ای عشق تو را جهان مسلم - خاک در تو چو جان مکرم

    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۷:ای کرده مرا ز بس ترحم - در عالم شکر خویشتن گم


  23. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفر:جرم خورشید دوش چون گه شام - سر به مغرب فرو کشید تمام

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمی:مملکت را به کلک داد نظام - ثانی اثنین صدر آل نظام

    انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - در صفت افلاک و بروج و مدح صاحب ناصرالدین:دوش سلطان چرخ آینه فام - آنکه دستور شاه راست غلام


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۴:در بهشتیم با رخت می‌خواه - زآن که می نیست در بهشت حرام


  24. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در شکر مجلس صاحب ناصرالدین:ای بارگاه صاحب عادل خود این منم - کز قربت تو لاف زمین بوس می‌زنم


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۸:زآنگه که در تصرف این سبز گلشنم - در کام اژدهای نیاز است مسکنم


  25. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ - مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی:آفرین باد بر چو تو مخدوم - ای نکوسیرت خجسته رسوم

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاق:به خدایی که در موجودات - جز به امرش نمی‌شود منظوم

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۶۷:کارها را طلب مکن غایت - تا نمانی ز کار دل محروم

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۶۸:به خدایی که قائمست به ذات - نه چو ما بلکه قایم و قیوم


    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۳:ای همه رازها تو را معلوم - رای تو حاکم و فلک محکوم


  26. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح یکی از امیران:چون شمع روز روشن از ایوان آسمان - ناگه در اوفتاد به دریای بی‌کران


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۳۱:ای در طریق عشق نگه کرده از کران - در خود غلط فتاده و افتاده در میان

    عمادی شهریاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۲:ای پر شکر ز خنده تو آستین جان - وای پرگهر ز گریه من دامن جهان


  27. انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح مجدالدین ابوالحسن‌العمرانی اذا شرفه السطان بالتشریف:اختیار سکندر ثانی - زبدهٔ خاندان عمرانی

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۷۳ - نصیحت:چون ترا روزگار داد به داد - تو چرا داد خویش نستانی


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۴۰:دلم از دست برده‌ای دانی - چه کنم با تو دوستی جانی

    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۳۸:آب اندیشه تو می‌شوید - نقش ننگ از رخ مسلمانی


  28. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید:به خدایی که از میان دو حرف - هفت چرخ و چهار طبع انگیخت


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱:به خدایی که از میان دو حرف - هفت چرخ و چهار طبع انگیخت


  29. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدین:قدر می‌خواست تا کار دو عالم - به یکبار از پی سلطان کند راست


    عمادی شهریاری » ملحقات » شمارهٔ ۲:عمادی از تو چندان درد خورده است - که بر هر موی او صد گونه درد است


  30. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۴:با خار قناعت ار بسازی یکبار - از هر قدمی برویدت صد گلزار

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۵:دی ما و می و عیش خوش و روی نگار - وامروز غم جدایی و فرقت یار


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:چون چهره گشود صبح کافور‌عذار - شد نوش لبم ز خواب نوشین بیدار


  31. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی:حکایت است به فضل استماع فرمایند - به شرط آنکه نگیرند از این سخن آزار

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۹:من و سه شاعر و شش درزی و چهار دبیر - اسیر و خوار بماندیم در کف دو سوار


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۰:ز پای تا ننشینم به دست ناید یار - به پای خود به بلا می‌روم زهی سر و کار


  32. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۶ - در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوح:گر بنده به خدمتت نیامد - زو منت بی شمار می‌دار


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح عمادالدوله دیلمی:ای نرگس تو طبیب و بیمار - وای لاله تو امین و طرار

    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۴:قمری که به گاه فرق نشناخت - از پهلوی شیر سینه شار


  33. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیه:هرگز گمان مبر که کمال‌الزمان بمرد - کو روح محض بود نه جسم فناپذیر


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۱:ای بر بساط شعبده ملک‌پروری - نه چرخ مهروش به کف پای تو اسیر


  34. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۳۷ - در تقاضا:شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم - وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۲۵:شاها سعادت ابدی سوی من شتافت - تا سوی درگه تو به خدمت شتافتم


  35. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۵۶:مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین - که جنگ و صلح برد ره به سوی شادی و غم

    انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۵۷:شود زیادت شادی و غم شود نقصان - چو شکر و صبر کنی در میان شادی و غم


    عمادی شهریاری » قصاید » شمارهٔ ۲۹:نخست نیست که گردون مرا سپرد به غم - مرا و غم را هرگز جدا نداشت ز هم


  36. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفته:تو ای سیف زنگ اجل چون نگیری - که الحق به انصاف درخورد آنی


    عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۴۰:منم آن که تا بوسه دادم رکابت - کند بخت من با فلک هم‌عنانی

    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۹:نکویی کن و کسب کن نام نیکو - ؟ مکن خواجه چون می‌توانی


  37. انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتن‌داری:مرا دوستی گفت آخر کجایی - چرا بیشتر نزد ما می‌نیایی


    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۷:به بیت عمادی جوابش بگفتم - چه گفتمش گفتم که ای روشنایی


  38. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷:چشم تو در آیینه به چشم تو نمود - بر چشم تو فتنه گشت هم چشم تو زود

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸:گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود - کان بت نکند وفا و برگردد زود

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹:دستت به سخا چون ید بیضا بنمود - از جود تو در جهان جهانی بفزود

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰:با دل گفتم که عشق چون روی نمود - در دامن صبر چنگ محکم کن زود


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:اکنون که عماد دوله در خاک آسود - از دیده من خاک شود خون آلود


  39. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:گویی که میفکن دبه در پای شتر - تا من چو خران همی جهم بر آخر

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۳:رای تو که آفتاب فضلست و هنر - گر یاد کند نیم شب از نیلوفر


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۲:در پرورش مدح تو ای کان گهر - گفتار مرا نمونه سحر شمر


  40. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۰:گفتم که گهی چند نپرسم خبرش - تا بوک برون شود تکبر ز سرش


    عمادی شهریاری » اشعار نویافته » شمارهٔ ۱۱:شاهی که برون بام چرخ است درش - خاطر نرسد ؟ خطرش


  41. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۲:ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل - خصمت که ز عز تست دست خوش ذل

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۳:ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل - باد از تو دو قوم را دو معنی حاصل

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۴:آخر شب دوش بی‌تو ای شمع چگل - بگذشت و گذاشت در غمم خوار و خجل

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۵:آمیختم از بهر تو صد رنگ و حیل - هم دست اجل قوی‌تر آمد به جدل


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۳:ای مشکل نیکوی به دیدار تو حل - وصل تو طراز آستین‌های امل


  42. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۴:آنم که ندانم نه وجود و نه عدم - دانم که ندانم نه حدوث و نه قدم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:دردا که فرو شد لب شادی را غم - پر گشت و نگون گشت پیمانهٔ غم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۶:ای گوهر تو اصل طفیل آدم - وی ذات تو معنی و عبارت عالم


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۷:گر چشم شکسته دارد آن طرفه صنم - سری است که من دانم و داند او هم


  43. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۶:دی کرد وداع بر جناح سفرم - تا دست فراق کرد زیر و زبرم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۷:روزی که به حیلت به شب تیره برم - می‌گویم شکر و باز پس می‌نگرم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۸:زلف تو دلم برد و به جان در خطرم - گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹:سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم - وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰:چون روی ندارم که به رویت نگرم - باری به سر کوی تو بر می‌گذرم

    انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۱:ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم - هم بادم سرد ساز و با گریهٔ گرم


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۵:هر گه که جفاهای تو بر دل شمرم - گویم که دگر نام و نشانت نبرم


  44. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۵:ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون - چون خرس کریه شخص و چون خوک نگون


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۱۸:فریاد مرا زاین فلک آینه‌گون - کز خاک به چرخ برکشد مشتی دون


  45. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۰:گفتی چه شود کار فراقت یک‌سو - چون اشک چو شمع گرم باشم بی‌تو


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۲۰:در دیده سرشک چیست سیل غم او - جان و دل و دین که‌اند خیل غم او


  46. انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۷:هر روز به نویی ای بت سلسله‌موی - جای دگری به دوستی در تک و پوی


    عمادی شهریاری » رباعیات » شمارهٔ ۲۳:هر روز بپویی ای بت سلسله‌موی - جای دگری به دوستی در تک و پوی