گنجور

 
عمادی شهریاری

آب اندیشه تو می‌شوید

نقش ننگ از رخ مسلمانی

دست وعظ تو می‌کند پنهان

خار جرم از گل پریشانی

لشکر عالمان عالم را

زیرک و کامکار سلطانی

یک دم تو هزار جان ارزد

جان چه باشد که گویمت جانی

زشت باشد که چون منی بیند

پادشه را به چشم دربانی

 
 
نسکبان اندروید