گنجور

 
عمادی شهریاری

ای در طریق عشق نگه کرده از کران

در خود غلط فتاده و افتاده در میان

اندر دل چو زاغ منه رخت عشق از آن

طاووس عشق را به از این ناید آشیان

بر جان شدی نه بر دل چون بر هوا شدی

کاندر چنین فرازی پر به که نردبان

چون پیش تیر غمزه جانان سپر شدی

چون تیغ کن یکی سپر دست و دل نهان

بی‌علتی بر این ره کاینجا نیفکند

بار از پی دو تا خر لنگ تو کاروان

گر نیستی پرنده چو تیر کمان بپر

دل را مخواه سوده هر دست چون کمان

تا نزد خویشتن به جوی قدر باشدت

کی اسب همت تو برد راه کهکشان

کس پشت دست دوست نبوسد چو آستین

تا زیر پای خلق نساید چو آستان

از کیسه ستده داد خود مکن

در عشق بحر باش به معنی نه ناودان

تن را به رمح هجر سزاوار دان که هست

شایسته استخوان به سگ و سگ به استخوان

توفیر خود ببین لب او را به جان بخر

کز بوسه‌ای ذخیره کنی صد هزار جان

ور بوسه جای به ز لب او طلب کنی

مشناس هیچ به ز رکاب خدایگان

شاهی که در متابعت او می‌توان گذشت

از شیوه خیانت و از عالم زیان

چون حضرت مبارک او نیست حضرتی

در ساحت جهان سبب راحت جهان

ای بر در سرای تو جمشید‌ پرده‌دار

وای بر سر سریر تو خورشید سایبان

ای با اجل خلاف تو همواره در رکاب

وای با ظفر سپاه تو پیوسته هم‌عنان

از غایت سیاست تو در دیار تو

یک موی گوسپند کند کار صد شبان

گر رام تو نبودی از جور روزگار

یک رادمرد را نرسیدی به تره نان

ای مرغزار ملک تو پیوسته در بهار

وای بوستان عدل تو وارسته از خزان

بر درگه جلال تو گیرد به داوری

هر روز دست صبح گریبان آسمان

بی‌تو تویی و با تو بود بی‌تو هر چه هست

هر چند وصف ذات تو از این نیک‌تر توان

لیکن به روی این سخن اندیشه مرا

در خانه مدیح تو عجز است میزبان

 
 
نسکبان اندروید
رودکی

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح

دست از کباب دار، که زهرست توامان

با کام خشک و با جگر تفته درگذر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
عنصری

گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان

گفتا ز نیست، نیست نشان اندرین جهان

گفتم که ساعتی ببر من فرونشین

گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان

گفتم که باد سرد زیان داردت همی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان

فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان

سلطان یمین دولت میر ملوک بند

محمود امین ملت شاه جهان ستان

شاهی که پشت صد ملک کامران بدید

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان

تا چونکه سال و ماه دوانند هردُوان

من مر تو را نمودم اگرچه ندیده بود

با کاروان رباط کسی هر دُوان دَوان

از رفتن رباط نه نیز از شتاب خود

[...]

ازرقی هروی

گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان

تحویل کرده اند بباغ خدایگان

وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار

نوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان

نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده اند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه