گنجور

شمارهٔ ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر

 
انوری ابیوردی
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

خداوندا تو آنی کافرینش

به کلی هست چون دریا و تو در

جهان را پهلوان چون تو نباشد

زهی از تو جهان را صد تفاخر

ندارد بیشهٔ دولت چو تو شیر

نزاید مادر گیتی چو تو حر

به گیتی فتنه کی بنشستی از پای

اگز نه تیغ تو گفتیش التر

فلک با اختران گفتا که آن کیست

که هست از خیل او چشم ظفر پر

رکاب تو ببوسیدند و گفتند

الغ جاندار بک اینانج سنقر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رهگذر در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر
چه اسم وحشتناکی
و عجیب اینکه انوری تونسته اسمش رو توی یه مصراع بیاره. قدرت عروضی انوری قابل تحسینه. صدر توی کتاب تاسیس الشیعه و دکتر کدکنی توی کتاب مفلس، نوشتن که انوری کتابی هم توی علم عروض نوشته.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.