گنجور

 
انوری

گر وفا با جمال یار کند

حلقه در گوش روزگار کند

ماه دست از جمال بفشاند

گر بر این پای استوار کند

نازها می‌کند جفا آمیز

ور بنالم یکی هزار کند

با چنین اعتماد بر خوبی

نکند ناز پس چه کار کند

چشمش از پیشه‌ها جفا داند

زلفش از کارها شکار کند

این دعا خوش بر آستین بندد

وین سزا نیک در کنار کند

دل و دینم ببرد و سود کنم

گر بر این مایه اختصار کند

بارکش انوری که یارگر اوست

زین بتر صد هزار بار کند

 
 
نسکبان اندروید
غزل شمارهٔ ۱۲۵ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
مسعود سعد سلمان

خواهد از شاه تا قمار کند

ببرد سیم و در کنار کند

عمادی شهریاری

هر که را عشقت اختیار کند

بی‌قراری بر او قرار کند

گل رخسار تو به دست خیال

دیده‌ها را ز خواب خار کند

نه عجب گر ز شعبده هوست

[...]

خاقانی

غصه بر هر دلی که کار کند

آب چشم آتشین نثار کند

هر که در طالعش قران افتاد

سایهٔ او از او کنار کند

روزگارم وفا کند هیهات

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه