گنجور

 
عمادی شهریاری

ای عهد تو دور از استواری

وای طبع تو خصم حق گزاری

زلف سیه تو همچو گردون

معروف به زینهارخواری

در کوی تو هیچ گوش نشنید

آوازه طبل رستگاری

در شیوه وصل تو شکسته است

مفتاح در امیدواری

اندر کف ما نماند جز جان

شیر طمع تو را شکاری

غبنی شمری گرت زمانی

بر اسب وفا بود سواری

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

با نصرت و فتح و بختیاری

با دولت و عز و کامگاری

سلطان ملک ارسلان مسعود

بنشست به تخت شهریاری

دولت کردش به ملک نصرت

[...]

سنایی

انصاف بده که نیک یاری

زو هیچ مگو که خوش نگاری

در رود زدن شکر سماعی

در گوی زدن شکر سواری

مه جبهت و آفتاب رویی

[...]

انوری

ما را تو به هر صفت که داری

دل گم نکند ز دوستداری

هردم به وفا یکی هزارم

گرچه به جفا یکی هزاری

هیچت غم هیچ‌کس ندارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
جمال‌الدین عبدالرزاق

روح الله با تو خرسواری

روح القدست رکاب داری

از مطبخ تو سپهر، دودی

وز موکب تو زمین، غباری

در شرح رموز غیب گویت

[...]

عمادی شهریاری

کاری است مرا و نیست یاری

بی‌یار که را برفت کاری

بگستت میان جانم از غم

در جستن غمگسار یاری

سیمرغ میان مردم آید

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عمادی شهریاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه