گنجور

 
عمادی شهریاری

دلم از دست برده‌ای دانی

چه کنم با تو دوستی جانی

خون خود خوردم و نخواهم خورد

از پی وصل تو پشیمانی

این چنین کارها غم تو کند

که نه شرعی بود نه دیوانی

هر کجا باد زلف تو بگذشت

نگذرد نوبت مسلمانی

آسمان از دل تو آموزد

سخت گویی و سست پیمانی

گفتی ار بوسه بایدت بدهم

خویشتن را مگر نمی‌دانی

بوسه‌ای خواستم بیازردی

سال‌ها رفت بر سر آنی

از تو پرسم غمم خوری گو نه

یک نه و صد هزار آسانی

جاودان مان که فر عشق تو بود

که عمادی شده است سلطانی

آستین بوس تو شود گردون

کآستان بوس شاه ایرانی

شاه طغرل که پیشگاه ازل

آیتی ساختش جهانبانی

شهریاری که شحنه رایش

رفت بالا ز حد انسانی

تنگ جایی ز وهم پیدا کرد

جاه او در فراخ میدانی

در مدحش جهان بگیرد اگر

دامن طبع من بیفشانی

ای وفای تو شهد دانایی

وای خلاف تو زهر نادانی

آن زمان که خروش جوش دو صف

روز و شب را دهند یکسانی

به محابا کنند کینه خران

جان فروشی به وقت ارزانی

در بر کوره‌ای خلاف کنند

تیغ پتکی و خود سندانی

تو از آن برتری که خاطر پاک

به هر اندیشه‌ای برنجانی

زآن نشستی به تخت جد و پدر

تا در آفاق فتنه بنشانی

ثالثت گفتم ار چه نتواند

گفتن اندر ثنا تو را ثانی

آسمان را به جای سجده و شکر

خاک فرسای گشت پیشانی

بر شگفتم که چون به خواب درند

این جماعت که خصم ایشانی

عید نزدیک شد نبشتی که

خفته مانده است گاو قربانی

ای چو یزدان ز دشمنان بی‌بیم

وای چو دانش به دولت ارزانی

جز خموشی چه روی در مدحت

که خط مدح و وهم پایانی

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

ما به هر مجلسی ز تو زده ایم

همچو بلبل هزاردستانی

بسته کاری نکرده ای با ما

مردمی کرده ای فراوانی

زود در هر چه خواستیم از تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

گه برین بی هنر هنر ورزی

گه بر آن بی گهر درافشانی

با چنین مهتران بی معنی

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۷۳ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
وطواط

ای پناه همه مسلمانی

رافع بن علی شیبانی

تاج دینی و از مکارم تو

همه اصحاب دین بآسانی

در معالی بلند مرتبتی

[...]

سوزنی سمرقندی

من یکی شاعرم نه سامانی

نز نژاد ملوک ساسانی

نه مرا باد حشمت میری

نه مرا اسب و طوق سلطانی

نه غلامان رومی و خزری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه