گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع «بانگ توپ و نعره فرماندهان» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها «ن» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
د
ر
ز
س
ش
ص
گ
ل
م
ن
ه
ی

شماره ۱ - ترجمه یک شعرترکی: هرکرا دوست شدم دشمن جان گشت مرا - بخت من دشمن من بود عیان گشت مرا

شماره ۲ - کریم و لئیم: باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود - زان گنج‌، قیمتی نفزاید لئیم را

شماره ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا: سکته کرد و مرد ایرج میرزا - قلب ما افسرد ایرج میرزا

شماره ۴ - در مرثیه و ماده تاریخ فوت پدر: دربغ و درد که از کید فتنه گردون - بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما

شماره ۵ - هشت شاعر در عرب و عجم: هشت تن در هشت معنی شهره‌اند اندر ادب - چار شاعر در عجم پس چار شاعر در عرب

شماره ۶ - مادر ذوق و ادب: مادر باباشمل رفت از جهان - هفته‌ای باباشمل بربست لب

شماره ۷ - در هجو روزنامه اصفهان و نامه ناهید: گو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت - که کیی تو که به رخ بسته‌ای از حیله نقاب

شماره ۸: اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب - یکی به تیغ ملک بین مدار آتش و آب

شماره ۹ - قدرت روح: رفیقی داشتم بل اوستادی - که‌صرف ‌صحبتش می گشت اوقات

شماره ۱۰ - شوری‌: هرکه او نغمه شوری بنواخت - ضرر و زحمت «‌شوری‌» نشناخت

شماره ۱۱ - خانه آخرت: بنده را جایگه دو داد خدای - هم بدین‌،‌ نیک بنده را بنواخت

شماره ۱۲ - انتخابات: دوش در انجمن رأی‌فروشان‌، یک‌تن - آدمیزاده دانا به نصیحت برخاست

شماره ۱۳ - در وصف مجله فروغ تربیت: به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی - به پیشم آمدگفتم درین چه خاصیت است

شماره ۱۴ - کجاست‌؟: خارندگلبنان‌، چمنا پس گلت کجاست - پر شد ز زاغ صحن چمن بلبلت کجاست

شماره ۱۵ - براثر توقیف روزنامه نوبهار: پادشاها همی نگویی هیچ - نامه نغز نوبهار کجاست

شماره ۱۶ - فتنه بیدار شد: یارم از خوابگاه من برخاست - فتنه بیدار شد که زن برخاست

شماره ۱۷ - صفای هر چمن: خلیل‌زاده آزاده‌ای که دیرگهیست - که حسنت از رخ چون برگ ارغوان پیداست

شماره ۱۸ - دختر ناکام: چه شد که نرگس مستش ز آب دیده تر است - چه شد که لاله رویش به رنگ معصفر است

شماره ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارت: غداری و مکاری و زور از من دور است - دولت همه غداری و مکاری و زور است

شماره ۲۰ - در وصف دانا و جاهل: گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است - بین به نادان و خردمند که جن و ملک است

شماره ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هند: ازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است - زان دل من بر جواهر لعل نهرو مایل است

شماره ۲۲ - طاق نصرت: این که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح - بهر ما دست‌ طبیعت‌ طاق‌ نصرت‌ بسته‌ است‌

شماره ۲۳ - در زندان: کردم عبور دی ز در شعبه چهار - دیدم که کامران بسردم نشسته است

شماره ۲۴ - اخلاق: چشم بهی مدار از این بدسگال قوم - کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی‌ است

شماره ۲۵ - به یکی از مدیران جراید: ای مدیری که ز نوک قلمت - تیر در دیده اهل نظرست

شماره ۲۶ - از یک غزل: گرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست - ازو به‌ حق نبرم شکوه زان که حق با اوست

شماره ۲۷ - به شاهزاده نصرهالدوله: ای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته - چونست که یک‌لحظه به یک‌جا نکنی زیست

شماره ۲۸ - در زندان شهربانی: بگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال - آژان گرفت راهم و گفتا اجازه نیست

شماره ۲۹ - به منکر عشق: سختم عجب آید ز خلقت زن - کایزد را زین کرده ملتمس چیست

شماره ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست: جهادا فراموش کردی مرا - ولی از تو زین رو دلم تنگ نیست

شماره ۳۱ - در دوران گرفتاری: بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست - وز صدق نکوتر به دو عالم صفتی نیست

شماره ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی: فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی - دگر به گرد دل خسته ترکتازی نیست

شماره ۳۳ - شکوه: فلان سفیه که بر فضل من نهاد انگشت - به مجمع فضلا باز شد مراورا مشت

شماره ۳۴ - شوخ‌چشم پاریسی: دیشب آن شوخ‌چشم پاریسی - رقص را پایه نکو برداشت

شماره ۳۵ - شعرو نظم: شعر دانی چیست‌؟ مرواریدی از دریای عقل - شاعر، آن‌ افسون‌گری کاین ‌طرفه‌ مروارید سفت

شماره ۳۶ - گل سرخ‌: دوش زندانبان بگشاد در و با من گفت - مژده ای خواجه که امروز گل سرخ شکفت

شماره ۳۷ - پروانه: آن شمع دل‌افروز من از خانه من رفت - پروای گلم نیست که پروانه من رفت

شماره ۳۸ - خطاب به شاه: هرکسی را به بر شاه جهان واسطه‌ایست - بنده را واسطه‌ای نیست بغیر از کرمت

شماره ۳۹ - برف: ابری به خروش آمد چون قلزم مواج - بر روی زمین بیخت هزاران ورق عاج

شماره ۴۰ - آشوب بغداد: چو ازگشت زمان آلمان و اتریش - به چنگ حزب نازی اندر افتاد

شماره ۴۱ - لشکر منهزم: به کشتزار نگه کن که در برابر باد - چولشکریست هزیمت گرفته از بر خصم

شماره ۴۲ - ونیز: شد سیه‌پوش از غم مرگ صبا بدرالملوک - زین مصیبت ملت اسلام قرمزپوش باد

شماره ۴۳ - هدیه دوست در زندان: حضرت سالار بهر مرغ گرفتار - از ره اکرام آب و دانه فرستاد

شماره ۴۴ - قول و غزل: ادیب‌الممالک ز طبع شکرزا - سوی بنده قند و عسل می‌فرستد

شماره ۴۵ - پافشاری میخ: پافشاری و استقامت میخ - سزد ار عبرت بشر گردد

شماره ۴۶ - بدان و بگوی: سخن چوگویی سنجیده گوی در مجلس - که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد

شماره ۴۷ - ماده تاریخ مرگ صبا: صبا روزی که عصرش کرد سکته - به‌ یک‌ مجلس‌ دو من‌ سیب و هلو خورد

شماره ۴۸: دل موری میازار ار چه خرد است - که خردک نالشی سازد تو را خرد

شماره ۴۹ - طلب آمرزش: عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب - باشدکشی بخواند وآمرزش آورد

شماره ۵۰ - قطعه: در خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد - از سنگ قبر هر روز دندان نوگذارد

شماره ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچل: به ‌پوز این مجیدک ریش گویی - کلاغی پشم در منقار دارد

شماره ۵۲ - غم وطن: نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد - به‌ راستی خیر از درد و داغ من دارد

شماره ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغان: آه کامسال آسمان در خطه افغان زمین - بر رخ روشندلان باب فغان مفتوح کرد

شماره ۵۴ - قطعه هندی: بنگر برنج را که به چندین حقارتش - آهنگ شهر علوی از بن شهر بند کرد

شماره ۵۵ - خیرات محمدی: در عهد شهنشه خردمند - کز لطف علاج ملک جم کرد

شماره ۵۶ - در مرثیه عشقی: وه که عشقی در صباح زندگی - از خدنگ دشمن شبرو بمرد

شماره ۵۷ - قوه برق و کهربا: سال‌ها در فرنگ می گفتند - قوه « کهربا» چها باشد

شماره ۵۸ - در مذمت خاموش: خمش‌منشین‌و چون مردم سخنگوی - سخن گوید جوان گر اهل باشد

شماره ۵۹ - جای زحمت: بی‌زحمت و دردسر چه جاییست - جایی که در آن بشر نباشد

شماره ۶۰ - بد مکن: بد نکند هیچ کس به مردم و هم نیز - با بد مردم کسی شریک نباشد

شماره ۶۱ - جایزه جواب دماوندیه: بگفتم چامه‌ای بهر دماوند - که اندر عالمش ثانی نباشد

شماره ۶۲ - حسب حال: شه شبهه نمود درحق من - بگذار در اشتباه باشد

شماره ۶۳ - تاریخ بنای دبیرستان پهلوی در شهر بابل: در زمان پهلوی شاهنشه ایران‌، کزو - کشور ایران ز قید هرج و مرج آزاد شد

شماره ۶۴ - از یک مضمون عربی: چون همه درکینه با من چرخ نیلی‌رنگ شد - سنگ گشتم‌شیشه گرشد،‌شیشه گشتم سنگ شد

شماره ۶۵ - اشک غم: حسین دانش آن سرخیل ابرار - که در عالم به دانایی علم شد

شماره ۶۶ - بهار و تیمورتاش‌: صدر اعظم حضرت تیمورتاش - بشنود یک نکته از این مستمند

شماره ۶۷ - صبر و ثبات: مرد باید که ز گشت فلک و اختر - تن به‌اندوه و به‌غم خیره نرنجاند

شماره ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد: چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر - که ازکدورت دل خامه را قرار نماند

شماره ۶۹ - مطایبه: بهر بهار بازو و کون و کفل نماند - کز سیل‌ «‌استرپ‌تومیسین» ‌دشت و تل نماند

شماره ۷۰ - این هم نماند: نماند درد و درمان هم نماند - نماند وصل و هجران هم نماند

شماره ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود را: شنیدم در امریکا گروهی - دل از عشق زنان یکسو کشیدند

شماره ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهران: هر شب میان خانه افسر زن ... - نامحرمان صلای خبردار می‌کشند

شماره ۷۳ - نور مخفی: دانشوران غرب نمودند اختراع - نوری‌ قوی که پرتواش از قلب سر کند

شماره ۷۴ - خون ناحق‌!: باد صبا خوش است شهیدان رشت را - از ماجرای قاتل ایشان خبرکند

شماره ۷۵ - قطعه‌: آسمان با کسی وفا نکند - تا به هفتادکس جفا نکند

شماره ۷۶ - غول: بنگر آن غول راکز هول او - دیو لاحول دمادم می کند

شماره ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟: به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟ - ملوک عصر ز مشتی گدا چه می‌خواهند؟

شماره ۷۸ - زبان سرخ: درست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی - که سخت مشکل کاربست کارگفت و شنود

شماره ۷۹: بنگر بدان درخش که با قوت شمال - برجست و روی ابر به‌ناخن همی شخود

شماره ۸۰ - در مرگ پروین: نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب - ز باغبان طبیعت ملول و غمگین بود

شماره ۸۱ - لطیفه: مثقلی با من ز روی طنز گفت - صحبت از فضلت به کشور می‌رود

شماره ۸۲ - جهد و کوشش: اهتمام و شوق اگر یاور شود - مرد خامل ذکر نام‌آور شود

شماره ۸۳ - پند پدر: آن که کمتر شنید پند پدر - روزگارش زیاده پند دهد

شماره ۸۴ - سنبل‌های هلندی: سنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر - چار چیز از چار حیوان گشته در یکجا پدید

شماره ۸۵ - فیض شمال‌: ز البرز بزرگ در شمال ری - هر شب دم دلکش شمال آید

شماره ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیرکرده بود: ای جناب میرزا .. از بهر چه - حکم بر کفر من دلریش محزون داده‌اید؟

شماره ۸۷ - جواب تبریک شوریده به فرمانفرما: قطعه شعر ز شوریده شنیدم که در آن - گفته تبریک به شهزاده در این عید سعید

شماره ۸۸ - تربت سیدالشهدا(‌ع‌): حبذا خاک روان‌بخش و زهی تربت پاک - که از او خاک ز افلاک فزون یافته فر

شماره ۸۹ - تسلیت: خواجه فرخ سیر محمد دانش - ای که سخن گستری و دانش‌پرور

شماره ۹۰ - زبان مادر: والدین ار به روی فرزندان - نگشایند از فضایل در

شماره ۹۱ - ماده تاریخ بنای هنرستان دختران زردشتیان: به عهد شاه محمدرضا که بر سر او - گرفته طالع بیدار چتر فتح و ظفر

شماره ۹۲ - بهترین دوست کتابست: رنج و زحمت طلبی‌، باش معاشر با خلق - حشر با خلق بلی رحمت و رنج آرد بار

شماره ۹۳: برکش مراکه گوهر شمشیر آبدار - تا از نیام برنکشندش پدید نیست

شماره ۹۴ - در هجو «‌بهاء‌» نامی گفته شده: بشنید بها شعر دل‌افزای بهار - گفتاکه منم به شعرهمتای بهار

شماره ۹۵ - مشت پس از جنگ: چون خصم قوی گشت از او دست نگهدار - و آزرده مکن مشت گرامی به حجر بر

شماره ۹۶ - ای دختر: تکیه منمای به حسن و به ‌جمال ای دختر - سعی کن در طلب علم و کمال ای دختر

شماره ۹۷ - شوخ فارسی: مژه از سر نیزه فوج بهادر تیزتر - ابرو از شمشیر سردار سپه خونریزتر

شماره ۹۸: میوه به صفاهان در و رامش به ری اندر - باده به ارومی در و دانش به خراسان

شماره ۹۹ - در خواب گفته است: دو علم است معلوم نزد بشر - یکی علم خیر و دگر علم شر

شماره ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار : داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست - هرسه با او جور و او با هر سه جور

شماره ۱۰۱ - در وصف بینش نامی که مژگانی سفید و چشمانی کم‌ دید داشت: آن چشم‌ سفیدی که بود چشمش کور - درکشور ما گشته به بینش مشهور

شماره ۱۰۲: غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا - بر اوگذشتم و دیدم که چاکران امیر

شماره ۱۰۳ - عجب غنا -‌ ذل نیاز: یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر - که از طریقه آزادگی نمانی باز

شماره ۱۰۴ - حکمت: خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی - در ماتمش به ناله و آه اندری هنوز

شماره ۱۰۵ - دل خودکامه: کاش بودم زان کسان کاندر جهان - سازگار آیند با هر خار و خس

شماره ۱۰۶ - سر و ته یک کرباس: ای بزرگان به من جواب دهید - کاخر این ملک راکه دارد پاس

شماره ۱۰۷ - در وقعه مهاجرت آزادی‌خوآهان به قم و شکستن دست بهار: فعل در راستی گواهم بس - راست گفتم همین گناهم بس

شماره ۱۰۸ - مردمان لئیم: این ناکسان که کوس بزرگی همی زنند - ممتاز نیستند ز کس جز به مال خوبش

شماره ۱۰۹ - مطلع عزل: ای نازدانه یار سر از مهر بازکش - بسیار ناز داری و بسیار نازکش

شماره ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکش: ای برادر ز بهر لذت نفس - سر ز هر شهوتی که هست مکش

شماره ۱۱۱ - یک تشبیه جالب: بنگر به گردن کج و چشمان احولش - گویی به قعر چاه نگه می‌کند خروس

شماره ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن‌ فروش: گو، ز من بر حاجی ارزن‌ فروش - ارزنت را می‌فروشی می‌خرم

شماره ۱۱۳ - حالت مردم دنیا: زین خداوندان گر یک تن بیتی گوید - که ز نادانی خود نیز نداند معنیش

شماره ۱۱۴ - دختر فقیر: دختری خرد بدیدم به گدایی مشغول - کرده در جامه صدپاره نهان پیکر خویش

شماره ۱۱۵ - ضلال مبین: دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب - روشن نموده شهر به نور جمال خویش

شماره ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی: ای دربغا میرزا طاهرکه بود - فضل و تقوی را جناب او مناص

شماره ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در : رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک - پهنه کوچک بد و نبرد بزرگ

شماره ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌الدوله: شاد باش ای وثوق دولت و دین - که تو را روزگار کرد بزرگ

شماره ۱۱۹ - به قول خویش عمل کن: به هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار - که آیتی است سخن از مهیمن ذی‌الطول

شماره ۱۲۰ - خدمت استاد: هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب - زو فراوان غلط و تصحیف افتد به کلام

شماره ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتون: حاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو - معده‌ام فاسد شده همرنگ زیتون ریده‌ام

شماره ۱۲۲ - قطعه دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی): همای فضیلت همایی که او را - دعاها پی راحت جان فرستم

شماره ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی): به گلگشت جنان گل می‌فرستم - به رضوان شاخ سنبل می‌فرستم

شماره ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنه: من با تو حق صحبت دیرینه داشتم - گنجی نهان ز مهر تو در سینه داشتم

شماره ۱۲۵ - وزیر بی پول: به صاحبقرانیه جزء وزیران - نشستم ولی یک قران هم ندارم

شماره ۱۲۶ - نسب‌نامه بهار: منت خدای را که من از نسل برمکم - بتوان شمرد جد و پدر تا فرامکم

شماره ۱۲۷ - زرین جوشنم: این شنیدم بینشا در بزم رندان گفته‌ای - یافته ره سستیئی در نظم و نثر متقنم

شماره ۱۲۸: ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم - از آن زمان که پدر برد درد بستانم

شماره ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو: چون سرابند سفلگان از دور - که نمایند بحرهای علوم

شماره ۱۳۰ - آش کشک: چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم - بشمر ار مشکل‌تر از این پنج داری‌، ای حکیم

شماره ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضوی: تبارک الله از این فرخ آستان که بود - به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم

شماره ۱۳۲ - بهشت بی‌احباب - در سویس هنگام معالجه گفته است‌: دیده‌ای کس درون خلد مقیم - خاطرش بسته عذاب الیم

شماره ۱۳۳: سوده سیم همی پاشد بر دشت‌، نسیم - تا در و دشت توانگر شود از سوده سیم

شماره ۱۳۴ - عز من قنع: گفتند فروتن شو تا زر به کف آری - زرگرد شود چون که شود مرد فروتن

شماره ۱۳۵ - تسلیت به سردار معزز حکمران بجنورد هنگامی که مادر او و مهرالسلطنه همسرش در یک زمان بدرود حیات گفتند: مگری سردار، زان که گریه و زاری - سود ندارد در این زمانه ریمن

شماره ۱۳۶ - گیو تاجر: گیو تاجر نموده این اوقات - چارقی چند وارد از لندن

شماره ۱۳۷ - قطعه الحاقی در پاسخ فانی سمنانی: فانی‌، کز زادن چنو سخن آرای - مادر ایام شد عقیم و سترون

شماره ۱۳۸ - در سوگ پدر: دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر - بشد صبوری و ازکف ربود صبر جهان

شماره ۱۳۹ - ناله ملت: هست صوتی بس مهیب و خوفناک - بانگ توپ و نعره فرماندهان

شماره ۱۴۰ - سیاست: چون پیشه‌ای شدست سیاست به‌ملک ری - شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان

شماره ۱۴۱ - تاریخ موزه: در عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه - کاز وی شده این کشور دیرینه گلستان

شماره ۱۴۲ - ابر و شفق: کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه - بغارتیده همه بار خانه عمان

شماره ۱۴۳ - در تحمل نکردن زور: دو رویه زیر نیش مار خفتن - سه پشته روی شاخ مور رفتن

شماره ۱۴۴ - وعده مادر: شنیده‌ام پسری را جنایتی افتاد - از اتفاق که شرحش نمی‌توان دادن

شماره ۱۴۵ - دین و وطن: زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن - شدند مردم مسکین شکار دین و وطن

شماره ۱۴۶ - دو نامه منظو‌م (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود): سر حلقه صاحبدلان حسین - ای سرور عالیجناب من

شماره ۱۴۷ - قطعه دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود): سر دفتر آزادگان حسین - برد از دل من صبر و تاب من

شماره ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامی: زین بیش بها مجوی آزردن من - دینی مفکن زهجو برگردن من

شماره ۱۴۹ - مونس پدر: ای دختر خوب نازنین من - پروانه ماه مه جبین من

شماره ۱۵۰ - شکایت از بچه‌ها: فکر مرا سخت مشون کند - نعره این دخترک بی‌سکون

شماره ۱۵۱ - دریغ و آه امین: دریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر - نهفت رخ ز رفیقان نیکخواه‌، امین

شماره ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستان: به عهد پهلوی شاه جوانبخت - که بادش دولت و اقبال همراه

شماره ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملک‌الشعرا صبوری: گفتم به‌ دل چرا طربت شد بدل به غم - گفتا پس از صبوریم از دل طرب مخواه

شماره ۱۵۴ - نی و بلوط: با نی گفتا بلوط شرمت باد - زان جسم نوان و پیکر ساده

شماره ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته است: تا هست همی خوریم باده - چون‌نیست نمی‌خوربم باده

شماره ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان: از چاه عموی شه اگر جست خراسان - در چاله جد شه جمجاه فتاده

شماره ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخله کشور دعوت کرده بود: پادشاها نصیحتم شنو - مملکت را به دست روس مده

شماره ۱۵۸ - بهار در خراسان: دلم از مردم ری سخت ملول است که نیست - هیچ پوشیده زکس کفرنمایان همه

شماره ۱۵۹ - در تهدید و تقاضا: ای فلک‌رتبه شریف‌السلطان - که نظیرت به جهان پیدا نه

شماره ۱۶۰ - در وحدت وجود: چندین هزار آینه بینی پر از نقوش - گر برنهی برابر یکدیگر آینه

شماره ۱۶۱ - حرکت جوهری: گفت صوفی تن بود زندان جان - چون قفس کانجا نشانی بلبلی

شماره ۱۶۲ - انسان سازی: مرا درست به یاد اندرست عهد صبی - به روزگار لطیف تفرج و بازی

شماره ۱۶۳ - قطعه کابوسیه: عدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان - مملکت بی‌مدد عدل نماند بر جای

شماره ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیک: گویند مرکز وطن ما بود خراب - از بس فساد و خدعه در آنجا گرفته جای

شماره ۱۶۵ - آسمان پیما: ویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای - از بر بام آسمانت جای

شماره ۱۶۶ - جواب به افسر: افسرا قطعه تو را خواندم - که ز میخ رهی دژم گشتی

شماره ۱۶۷ - شوخی در پارلمان: دوش گفتم به دست غیب وکیل - کای مثل در بلند فی‌بادی

شماره ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی: ای تازی‌ ترک معنوی از چه شدی - وی ترک محقق نبوی از چه شدی

شماره ۱۶۹ - ترجمه قطعه ا‌ی از محمد جریر طبری: گر هیچ دلم راز به یاران بگشودی - مردم زتهیدستی من واقف بودی

شماره ۱۷۰ - آرزوی محال: گر به آزادی زبان بودی - کار آزادگان روان بودی

شماره ۱۷۱ - کار خرد و بزرگ: سینه خویش کن فراخ و سترگ - وندر آن جای ده دلی هنری

شماره ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسی: آقای جلیل بی‌جلالی و فری - از مردمی و مهر و وفا بی‌خبری

شماره ۱۷۳ - سنجر و امیر معزی: شنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا - بزد به سینه سر خیل شاعران تیری

شماره ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسی: مانده بود از امتیاز دارسی - با حساب پارو با پیرار سی

شماره ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهد: بنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی - به دوران شهنشه تازه شد دوران فردوسی

شماره ۱۷۶: خون سیاوش ریز در کف موسی - قبله زردشت زن به خیمه رستم

شماره ۱۷۷ - در سپاسگزاری: ابوسعید که اوراست اختر مسعود - به اوج عزت چون شمس تابناک و جلی

شماره ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریه: ای خواجه آزاده که مفتون توکشتند - قومی به جوابی و گروهی به سئوالی

شماره ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کرد: من و تو هر دو ای ... - دو جوانیم شوخ و مندیلی

شماره ۱۸۰ - شیر باش نه کژدم: تندی مکن که رشته چل ساله دوستی - در حال بگسلد چو شود تند آدمی

شماره ۱۸۱ - در وصف محبس: سهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی - بسته برروبش دری چون آهنی

شماره ۱۸۲ - تربیه طبیعی: غرنده و سهمناک و توفنده - بر دشت گذشت تند طوفانی

شماره ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخ: بهار قطعه فرخ شنید و خرم گشت - چو کشت خشک ز ترشیح ابر نیسانی

شماره ۱۸۴: دوش آمد پی عیادت من - ملکی در لباس انسانی

شماره ۱۸۵ - بهار شیروانی: به شهر شروان بد شاعری بهار بنام - که شهره بود به مطبوعی و سخن‌دانی

شماره ۱۸۶ - در جستجوی جوانی: سحرگه به راهی یکی پیر دیدم - سوی خاک خم گشته از ناتوانی

شماره ۱۸۷ - بدبینی: نگرجزخوب صد درصد نبینی - که گر بدبین شوی جز بد نبینی

شماره ۱۸۸ - لغز: آن خوبروی دلبر همچون سبیک زر - آمد به مجلس اندرو بنشست پیش روی

شماره ۱۸۹ - زینت مرد: زینت مرد به عقل است و هنر - نی به پوشاک وجلال و فرهی

شماره ۱۹۰ - نیکنامی: چون برکه‌های دشت عرب دان تو حال خلق - گاهی ز آب پر شود و نوبتی تهی

 
sunny dark_mode