گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

بنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی

به دوران شهنشه تازه شد دوران فردوسی

زبان بسته گوبا شد، ادب را دهر جویا شد

ز نو بشکفت و بویا شد، گل بستان فردوسی

اگر گشتش دل محزون ز شاه غزنوی پر خون

ز شاه پهلوی اکنون برقصد جان فردوسی

اگر بودی کنون زنده درین دوران فرخنده

ز مدحش‌ بودی آکنده همه دیوان فردوسی

به امر خسرو ایران مزارش گشت آبادان

ز رفعت بود با کیوان سر ایوان فردوسی

بنامش‌ جشن ‌برپا شد جهان‌ پرشور و غوغا شد

سرودی عالم‌آرا شد حدیث شأن فردوسی

به‌ زینت‌ بخشی ایران شهنشاه فلک دربان

بپا کرد این دبیرستان به‌ شهرستان فردوسی

بمان کز همت‌ خسرو درین‌ حکمت‌ سرای ‌نو

فضیلت افکند پرتو به فرزندان فردوسی

برین دوران بهروزی درآید روز پیروزی

شود ایران امروزی به از ایران فردوسی

چو ختم این یادگار آمد گل حکمت ببار آمد

به‌تاریخش‌ «‌بهار»‌ آمد مدیحت‌خوان فردوسی

هنرمند آفرین راند چو این تاریخ برخواند:

«‌به‌دنیا جاودان ماند دبیرستان فردوسی‌»