گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار

چشم بهی مدار از این بدسگال قوم

کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی‌ است

تاج غرور و فخر ز سرها فتادنی

نقش وفا و مهر ز دل‌ها ستردنی است

جز نقش نابکار «‌زر» آن‌ هم ز دست غیر

دیگر نقوششان همه از یاد بردنی است

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند

قومی که گشت‌ فاقد اخلاق‌، مردنی است

 
 
 
فانوس خیال: گنجور با قلموی هوش مصنوعی
شمارهٔ ۲۴ - اخلاق به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم