گنجور

 
سید حسن غزنوی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «پسرا تا کی از این خواهد بود» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
ش
گ
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: ای تخت را خجسته تر از تاج گاه را

شمارهٔ ۲: هوای وصل جانانم گرفتست

شمارهٔ ۳: صنما بسته آنم که در این منزل تست

شمارهٔ ۴: یارب در آن کلاله چرا عقل گمره است

شمارهٔ ۵: روزم ز هجر تو بصفت چون شب آمده است

شمارهٔ ۶: ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است

شمارهٔ ۷: دل و جانم بره جانان است

شمارهٔ ۸: هین در دهید باده که هنگام بی غمی است

شمارهٔ ۹: قمری اندر بهار یار من است

شمارهٔ ۱۰: ای سرور کرده پادشاهت

شمارهٔ ۱۱: ما را به همه عمر سلامی نکند دوست

شمارهٔ ۱۲: چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست

شمارهٔ ۱۳ - بالتماس دوستی گفته: کیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست

شمارهٔ ۱۴: کریمی کو که در عالم زبون نیست

شمارهٔ ۱۵: ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست

شمارهٔ ۱۶: در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست

شمارهٔ ۱۷: عشق بازی صدم افزون افتاد

شمارهٔ ۱۸: دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد

شمارهٔ ۱۹: روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد

شمارهٔ ۲۰: ایکه قدرت صد چو گردون آورد

شمارهٔ ۲۱: دل کار هوات می بسازد

شمارهٔ ۲۲: دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد

شمارهٔ ۲۳: از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد

شمارهٔ ۲۴: مهرش از دل همی گذر نکند

شمارهٔ ۲۵: روح ز تو خوبتر به خواب نبیند

شمارهٔ ۲۶: یار چون عیسیم به ماه برد

شمارهٔ ۲۷: گر شمع تو بی زحمت پروانه بماند

شمارهٔ ۲۸: لبم از بوس او شکر چیند

شمارهٔ ۲۹: پسرا تا کی از این خواهد بود

شمارهٔ ۳۰: که بود جان که نه در بند وفای تو بود

شمارهٔ ۳۱: دل چون ز لبت شراب خواهد

شمارهٔ ۳۲: حسن تو به گفت هم نیاید

شمارهٔ ۳۳: آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید

شمارهٔ ۳۴: آرام دل مرا بخوانید

شمارهٔ ۳۵: صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهد

شمارهٔ ۳۶: هر آینه که دگر بایدم گزیدن یار

شمارهٔ ۳۷: سرو را ساکن به تخت آباد باش

شمارهٔ ۳۸: برآن زلف و لب و خال و بنا گوش

شمارهٔ ۳۹: گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ

شمارهٔ ۴۰: سخت با ما تو بخیلی بسلام

شمارهٔ ۴۱: دل در غم عشق یار بستیم

شمارهٔ ۴۲: از صبر نکرده بازگشتم

شمارهٔ ۴۳: همه شب دوش من بیدار بودم

شمارهٔ ۴۴: مجمر مهر سوخت چون عودم

شمارهٔ ۴۵: آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم

شمارهٔ ۴۶: حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم

شمارهٔ ۴۷: ای چهره تو بهار جانم

شمارهٔ ۴۸: برآنم که از روح شاهی کنم

شمارهٔ ۴۹: ای کرده همه بدی به جایم

شمارهٔ ۵۰: تن در بد و نیک یار دادیم

شمارهٔ ۵۱: زار بکشتی تو از آن می زیم

شمارهٔ ۵۲: سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم

شمارهٔ ۵۳: ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان

شمارهٔ ۵۴: ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن

شمارهٔ ۵۵: ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن

شمارهٔ ۵۶: ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن

شمارهٔ ۵۷: ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو

شمارهٔ ۵۸: ای ابر گلستان معالی کرم تو

شمارهٔ ۵۹: ای مرا بیشه دوستداری تو

شمارهٔ ۶۰: ای صاحب آن دو زلف کوتاه

شمارهٔ ۶۱: ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه

شمارهٔ ۶۲: خاک را چاک زد ای دوست گیاه

شمارهٔ ۶۳: ای غمت اندر دلم آویخته

شمارهٔ ۶۴: ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده

شمارهٔ ۶۵: ای آرزوی دیده بینا چگونه‌ای

شمارهٔ ۶۶: ای مونس جان من کجائی

شمارهٔ ۶۷: ما را رخ آن نگار بایستی

شمارهٔ ۶۸: چو جانم گرامی همی داشتی

شمارهٔ ۶۹: رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی

شمارهٔ ۷۰: ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی

شمارهٔ ۷۱: گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی

شمارهٔ ۷۲: خورشید چنان نور ندارد که تو داری

شمارهٔ ۷۳: خه خه که چو بوالعجب نگاری

شمارهٔ ۷۴: ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی

شمارهٔ ۷۵: ای چشمه آب زندگانی

شمارهٔ ۷۶: بی تو دردی است ز هر درمانی

شمارهٔ ۷۷: جانا تو به دیگران چه مانی

شمارهٔ ۷۸: منم در عشق تو جسمی و جانی

شمارهٔ ۷۹: ایکه دل را دل و جان را جانی

شمارهٔ ۸۰: ای باد روح پرور زنهار اگر توانی

شمارهٔ ۸۱: رخ بپوش از قمر چه می خواهی

شمارهٔ ۸۲: ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی

شمارهٔ ۸۳: ای گوهر کیمیای شاهی