ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
یا به جز در سایه زلفت پناهی دارمی
خون دل بر جزع گریان تو دعوی کردمی
کز گذشت لعل خاموشت گواهی دارمی
نیستی رویم سیاه و چشم پر خونم سپید
گر بدین تهمت سپیدی یا سیاهی دارمی
گر دمی آخر ز ناله همچو بربط دل تهی
گر چو نای از دست تو یارای آهی دارمی
ریختی خون مرا هجرت چو تیغ صبحدم
گرنه از تیر سحر گاهی پناهی دارمی
آتش عشق تو بر من آب راندستی به ظلم
گرنه جز درگاه صاحب بارگاهی دارمی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یار آزردهاش خطاب میکند و از گناهی که به او نسبت میدهد، سخن میگوید. او در عذاب عشق خود، خود را خسته و بیپناه میبیند و به سردرگمی و بیقراریاش اشاره میکند. شاعر از سوختن و رنجهای ناشی از دوری معشوق میگوید و به بیعدالتی عشق اشاره دارد که او را به حالتی آشفته و ناامید رسانده است. در نهایت، به فتنه و تلخی عشق اشاره میکند و میپرسد آیا در این آتش سوزان جایی برای آرامش باقی مانده است یا خیر.
هوش مصنوعی: ای محبوب من که از من دلخور هستی، آیا گناهی در دلم دارم یا اینکه جز در سایهی موهایت، پناه دیگری ندارم؟
هوش مصنوعی: خون دل من بر دلتنگی و اندوه تو شهادت میدهد که از گذشته، دلی زنده و گرانبها را به خاطر تو از دست دادهام.
هوش مصنوعی: روی سیاه من و چشمان پر از خونم، نشانههای نیستی و ناکامی هستند. اگر من را به خاطر سیاهی یا سپیدیام مورد اتهام قرار میدهی، در واقع به حقیقت من توجه نمیکنی.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای آخر، از نالهها دل خالی کنم، اگر مانند نی از تو نالهای در توانم نیست.
هوش مصنوعی: سختی هجرت و دوری از وطن برایم مانند تیغی تیز در آغاز صبح است. اگر نه، در این تاریکی صبحگاه گاهی به یاری من میآمدی.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش انگار بر من آب میریزد و اگر ظلمی نباشد، من جز درگاه کسی که مقام بلندی دارد، حاضرم در جستجوی عشق تو بیفتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.