ما را رخ آن نگار بایستی
آن شاهد روزگار بایستی
گویند حدیث یار خود ناری
اول باید که یار بایستی
در دست و دلم ز روضه وصلش
چون گل نرسید خار بایستی
آید بر من شکار دل وقتی
بازش هوس شکار بایستی
دل بردی به عشوه بردی جان
این عشوه خوش دو بار بایستی
گویند ز عشق درد دل خیزد
این درد دلم هزار بایستی
نهمار خوش است لیک پاینده
چون دولت شهریار بایستی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره محبوبی است که الگو و آرزوی عاشق است. شاعر به تصویر نگار خود میپردازد و تأکید میکند که برای بیان عشق و درد دل خود، باید ابتدا محبوب حاضر باشد. همچنین، او درگیر احساسات و دردهایی ناشی از عشق است و بیان میکند که عشق واقعی، حسرت و آرزو به دنبال دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وجود محبوب همچون دولت و شادی برای او ضروری است.
هوش مصنوعی: ما باید چهره آن محبوب را ببینیم، زیرا او نشانه زیبایی زمانه است.
هوش مصنوعی: میگویند برای اینکه دربارهی معشوق خود صحبت کنی، ابتدا باید خودت در کنار او باشی.
هوش مصنوعی: دست و دلم به خاطر وصال او مانند گلی است که به خارها نرسیده و باید صبر کند.
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به شکار میآید، باید منتظر بمانم تا هوس شکار دوباره به سرش بزند.
هوش مصنوعی: دل را به دست آوردی و با آن جانم را هم بردی؛ این عشق و ناز تو چنان زیباست که باید بار دیگر در برابرش ایستاد و از آن لذت برد.
هوش مصنوعی: میگویند از عشق، درد دل به وجود میآید. این درد قلب من به هزار شکل باید بروز کند.
هوش مصنوعی: زندگی شیرین و لذتبخش است، اما دوام و پایداری آن مانند حکومت و قدرت یک پادشاه لازم و ضروری است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.