حسن تو به گفت هم نیاید
نقش تو ز هر قلم نیاید
عیسی شده مگر که جانها
در دام تو جز به دم نیاید
جز بهر نظاره تو خورشید
بر آینه به خم نیاید
درباغ تو چون درخت کس را
از صد سریک قدم نیاید
بر خرسندی شدم ز هجرت
کزهیچ غمیم غم نیاید
نقشم چو به یک فتد ببوسم
ترسم کان نیز هم نیاید
از عاقبتم مپرس تا جان
در زاویه عدم نیاید
در دولت عاشقی حسن را
کانیست که هیچ کم نیاید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و میگوید که حسن او را هیچ زبانی نمیتواند به درستی بیان کند. معشوق به قدری زیباست که حتی خورشید و دیگر زیباییها در مقایسه با او کمرنگ میشوند. شاعر از عشق و وابستگی به معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که در دنیا هیچ چیزی مطلوبتر از دیدار او نیست. همچنین، نگرانی او از عاقبت خود در عشق نشان میدهد که از دست دادن معشوق برایش دردناک است. در نهایت، شاعر احساس میکند که عشق به معشوق هیچ کم و کاستی ندارد و فراق از او بزرگترین غم اوست.
هوش مصنوعی: زیبایی تو را هیچ زبانی نمیتواند توصیف کند و هیچ هنرمندی نمیتواند به خوبی تو را به تصویر بکشد.
هوش مصنوعی: آیا به راستی جانها جز با دم تو به دام نمیافتند؟
هوش مصنوعی: تنها برای تماشای توست که خورشید در آینه نمیتواند به سمت خم شود.
هوش مصنوعی: در باغ تو، هیچ کس به اندازه صد قدم نمیتواند به تو نزدیک شود.
هوش مصنوعی: به خاطر هجرت، خوشحالم و هیچ اندوهی به دلم نمینشیند.
هوش مصنوعی: وقتی تصویری از من به یکدیگر بیفتد و آن را ببوسم، میترسم که دیگر نتوانم آن را ببینم دوباره.
هوش مصنوعی: از سرنوشت من جویا نشو، تا زمانی که جانم به سمت نیستی نرود.
هوش مصنوعی: در دوران عشق و محبت، هیچ چیز کم نمیشود و همه چیز به کمال میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گنج تو به بذل کم نیاید
وز گنج کس این کرم نیاید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.