ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن
هست ترا جور خوی تا بتوانی مکن
لاله به سنبل مپوش لعل به لؤلؤ مگیر
زاد تو نیک است باز اندک دانی مکن
کرد سبک دل مرا انده هجران تو
ماه رخا نور حسن حسن گرانی مکن
ای بگه راستی قامت تو همچو تیر
بر من سست ضعیف سخت کمانی مکن
من که جواب از هزار باز نگویم یکی
حرمت آنرا بدان یاوه درائی مکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با نگاهی عاشقانه و دلسوز به محبوب خود خطاب میکند و از او میخواهد که با زیبایی و جذابیتش دل او را نرانیده و به او خیانت نکند. او به محبوب میگوید که زیباییهایش را پنهان نکند و به او آسیبی نرساند. شاعر همچنین از عواطف خود و سختیهای ناشی از دوری او میگوید و به او هشدار میدهد که محبتش را بیارزش نکند، زیرا او در پی احترام و محبت است. به طور کلی، شعر به احساسات عاطفی و تنشهای ناشی از عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای محبوب زیبا، هر چه در توان داری، نکن! تو را به نادانی، به دلخواه خود وادار نکن.
هوش مصنوعی: لاله را با سنبل نپوشان و لعل را با لؤلؤ مقایسه نکن، زیرا زاد تو نیکو است؛ پس باز هم قدری از این نکته را ندانسته مگذار.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری تو سنگین شده است. ای ماه چهره، زیبا و با درخشش، لطفاً با زیباییات سنگینی و غم را بیشتر نکن.
هوش مصنوعی: ای عزیز، راستش را بخواهی قامت تو همچون تیر است و من در برابر آن سست و ضعیف هستم. پس لطفاً مانند کمان به من فشار نیاور.
هوش مصنوعی: من هرگز به هزار بار سوال نمیگویم، پس حرمت این را رعایت کن و بیهوده صحبت نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.