گنجور

اشعار منتسب

 
حافظ
حافظ
 

شمارهٔ ۱: ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما

شمارهٔ ۲: صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب

شمارهٔ ۳: اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است

شمارهٔ ۴: غمش تا در دلم مَأوا گرفته است

شمارهٔ ۵: هوس باد بهارم به سوی صحرا برد

شمارهٔ ۶: صراحی دگر بارم از دست برد

شمارهٔ ۷: من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد

شمارهٔ ۸: کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد

شمارهٔ ۹: در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد

شمارهٔ ۱۰: صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند

شمارهٔ ۱۱: مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

شمارهٔ ۱۲: دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر

شمارهٔ ۱۳: صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز

شمارهٔ ۱۴: جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس

شمارهٔ ۱۵: به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش

شمارهٔ ۱۶: رهروان را عشق بس باشد دلیل

شمارهٔ ۱۷: روز عید است و من امروز در آن تدبیرم

شمارهٔ ۱۸: ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو

شمارهٔ ۱۹: ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده

شمارهٔ ۲۰: من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک

شمارهٔ ۲۱: مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو

شمارهٔ ۲۲: گر زلف پریشانت در دست صبا افتد

شمارهٔ ۲۳: ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح

شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹: من ار زآن که گردم به مستی هلاک

شمارهٔ ۲۵: ای زشرم عارضت گل کرده خوی

شمارهٔ ۲۶: به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع

شمارهٔ ۲۷: نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی