گنجور

 
حافظ

گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط

ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط

از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است

گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط

گر به غلامی خودم شاه قبول می کند

تا به مبارکی دهم بنده به بندگیش خط

گر به هوات می دهم گر مثال جان ودل

گاه به آب می کشم آتش عشق تو چو بط

آب حیات حافظا گشته خجل ز طبع تو

کس به هوای عشق او شعر نگفت از این نمط

 
 
 
زنده‌رود
کوهی

جمله توئی و من نیم نیست در این میان غلط

بر رخ تست دیده ام هر دو جهان چو خال و خط

نیست تو را کرانه ی تا که کنار گیرمت

هست بسیط را بگو طرف و کنار یا وسط

در دل ما خدا بود هم بمیان بحر جان

[...]

فیض کاشانی

در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط

خوش‌تر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط

از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است

گشته روان ز دیده‏‌ام چشمه آب همچو شط

گر به هوات می‌‏دهم گرد مثال جان و دل

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
ساغر کنگاوری

حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط

دفتر علم و عقل را عشق کشد خط غلط

شعله حسن سرمدی زآتش عشق سرمد است

نیست به کار عاشقان اول و آخر و وسط

آن که به زیب و زیوری دعوی حسن می‌کند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه