گنجور

 
ناصرخسرو قبادیانی
 

بخش ۱ - بسم اله تیمنا بذکره: سپاس مر پدید آرنده چیز را به از چیز پیش از مکان و ...

بخش ۲ - آغاز کتاب: ای خداوندان گوشهای شنوا داد شنوایی که شما را داده ...

بخش ۳ - صف نخستین: بدانید که نفس را سوی اندریافتن آنچ نداند دو راه ...

بخش ۴ - صف دوم: چیزها بردو روی است؟ یکی آنست که مرورا بذات او ...

بخش ۵ - معارضه: اگر کسی گوید مر خدای را تالی جز بدین عالم که ...

بخش ۶ - جواب: او راگوئیم که هر نادانی که او کار بحکمت کند ...

بخش ۷ - صف سوم: بدانید که نام دلیلست برنامدار و نامدار از نام بی ...

بخش ۸ - صفت چهارم: مذهب سوفسطای اینست که گویند هیچ چیز را حقیقت نیست ...

بخش ۹ - صف پنجم: از سخن آنچ درو راست و دروغ نیاید خبر است. و خبر ...

بخش ۱۰ - صف ششم: بدانید که عالم بذات خویش صورتی است بر هیولی پیدا ...

بخش ۱۱ - صفت هفتم: بباید دانستن که غایت درجات اندر شرف و نور و نعمت ...

بخش ۱۲ - صف هشتم: بدانید که ایزد تعالی مرین عالم پیدای را دلیل عالم ...

بخش ۱۳ - صف نهم: بباید دانستن که تمامی دانش و توانائی و حکمت مر ...

بخش ۱۴ - صف دهم: گوئیم مر برادران خویش را که برین خوان نشینند که: ...

بخش ۱۵ - صف یازدهم: مزد را بتازی اجر خوانند. و بزه را بتازی اثم ...

بخش ۱۶ - صف دوازدهم: هست همه بر دو گونه است: یا لطیف است یا کثیف، و مر ...

بخش ۱۷ - صف سیزدهم: خلاف نیست میان دانایان که قوتهای عالم گسلنده و ...

بخش ۱۸ - صف چهاردهم: چون خردمند اندر عالم طبیعی نگاه کند ومرورا مانند ...

بخش ۱۹ - صف پانزدهم: گوئیم که فائده نفس بمردم از آن پیوسته شد که جوهر ...

بخش ۲۰ - صف شانزدهم: پیش ازین گفتیم که نخست حجت از آفریدگار برمردم عقل ...

بخش ۲۱ - صف هفدهم: گوئیم نفس شهوانی بدفرمای است و مردم را چیزهای ...

بخش ۲۲ - معارضه: اگر کسی باندیشه فاسد خویش چنان اندیشد که پیغامبر ...

بخش ۲۳ - جواب: او را گوئیم که بباید دانستن که آن زشت باشد از ...

بخش ۲۴ - صف هجدهم: گشتن از حالی بحالی مر جسم راست، از بهر آنک حقیقت ...

بخش ۲۵ - صف نوزدهم: به گواهی کتاب و عقل بر دانا واجب است مر علم حقیقت ...

بخش ۲۶ - صف بیستم: گوئیم که مرنفس را بذات او اندردیداری است جرین ...

بخش ۲۷ - صف بیست و یکم: هر گروهی را از دانایان چه ازحکما، علم دین و چه از ...

بخش ۲۸ - معارضه: اگر کسی گوید که عالم هیولانی خود از نفس پدید آمد و از طبیعت کلی.

بخش ۲۹ - جواب: او را گوئیم که نخست بباید شناختن که علم بر چند ...

بخش ۳۰ - صف بیست و دوم: بباید دانستن که ظاهر شریعت پیامبران برابر است با ...

بخش ۳۱ - صف بیست و سوم: گوئیم - بر اندازه طاقت بندگی خویش اندر توحید نه ...

بخش ۳۲ - صف بیست و چهارم: بدانید که چهار حرف که اندرین نام بزرگ است دلیل ...

بخش ۳۳ - صف بیست و پنجم: چهار قوت است که چون هر چهار اندر مردمی گرد آید آن ...

بخش ۳۴ - صف بیست و ششم: گوئیم که چیزها را که هست اندرعالم دو کناره و ...

بخش ۳۵ - صفت بیست و هفتم: بباید دانستن که تفاوت میان چیزها از جهت نزدیکی ...

بخش ۳۶ - صف بیست و هشتم: دلیل برآنک عقل نخست چیز است کز جود باری سبحانه ...

بخش ۳۷ - صف بیست و نهم: از طرق هندسه بازنماییم که پیش از عقل چیز نیست، ...

بخش ۳۸ - صف سی ام: نفس تا ترکیب نپذیرد با هستی نیاید و ترکیب او ...

بخش ۳۹ - صف سی و یکم: قاعده آفرینش، ای بردار، اندر لطائف و کثائف چنان ...

بخش ۴۰ - صف سی و دوم: هرچیزی که او را بیابند یکبار و آنگه نابوده شود پس ...

بخش ۴۱ - صف سی و سوم: پیداست که بر نفس کلی پوشیده نبودست حرکات و افعال ...

بخش ۴۲ - معارضه: اگر کسی گوید که حادثهای بزرگ که اندر عالم همی ...

بخش ۴۳ - جواب: او را گوئیم که چنین شناعتها بنفس کلی آنکس باز ...

بخش ۴۴ - صف سی و چهارم: سود مر آن را تواند بودن و مرانرا شاید بودن که او ...

بخش ۴۵ - معارضه: اگر کسی گوید که چون منفعت و مضرت بخدای تعالی ...

بخش ۴۶ - جواب: او را گوئیم که سوال که کردی نیکوست ولکن مثال که ...

بخش ۴۷ - صف سی و پنجم: در نفس مردم سه قوت است: یکی قوت غضبی که مردم بدان ...

بخش ۴۸ - صف سی و ششم: اما اندر یافتن گناه خویش و پاکیزه کردن نفس بدانست ...

بخش ۴۹ - صف سی و هفتم: حکماء علم الهی و شناسندگان افعال فلکلی و خداوندان ...

بخش ۵۰ - صف سی و هشتم: اگر مردم را معاد نبودی که باز شدندی بدان از بهر ...

بخش ۵۱ - صف سی و نهم: گروهی از مردمان گویند که ایزد تعالی بهر مکانی هست ...

بخش ۵۲ - صف چهلم: گوئیم که چاره نیست از آنک مر جسم را نهایت باشد، ...

بخش ۵۳ - صف چهل و یکم: سرما و گرما دو کناره است مر اعتدال را، و راحت و ...

بخش ۵۴ - صف چهل و دوم: از قول گروهی از دانایان خواجه شهید ابوالحسن نخشبی ...

بخش ۵۵ - صف چهل و سوم: هر گروهی از اهل مذاهب را اندر نفس و روح اختلاف ...

بخش ۵۶ - صف چهل و چهارم: عالم جسمانی بر آنست که هر رکنی از رکنهای طبایع ...

بخش ۵۷ - صف چهل و پنجم: گروهی از مردمان ایدون گویند که بقاء نفس اندر بقاء ...

بخش ۵۸ - صف چهل و ششم: گوئیم که آفرینش چنانست که ظاهر چیزها بر باطن او ...

بخش ۵۹ - صف چهل و هفتم: گوئیم که چون جسم مرکب است و نفس بسیط است و بسیط ...

بخش ۶۰ - صف چهل و هشتم: آگاه باشید که نفس مردم جزء است نه اثر از نفس کلی ...

بخش ۶۱ - صف چهل و نهم: بباید دانست که هر چه شمار بر او افتد آن چیز زیادت ...

بخش ۶۲ - صف پنجاهم: گوئیم که معنا فنا آنست که چیزی کز چیزی پدید آمده ...

بخش ۶۳ - صف پنجاه و یکم: خردمند که آن کس است که از محسوس بر معقول دلیلی ...

بخش ۶۴ - صف پنجاه و دوم: زمان علت است مر تمام شدن چیزهای طبیعی را، و ...

بخش ۶۵ - صف پنجاه و سوم: عالم نامی است گرفته از عالم، و گرد آرنده است این ...

بخش ۶۶ - صف پنجاه و چهارم: چون علت جسمانی و روحانی عقل بود، و باز پسین همه ...

بخش ۶۷ - صف پنجاه و پنجم: مقصود از لفظ ثواب یافتن خوشی است . و مقصود از لفظ ...

بخش ۶۸ - صف پنجاه و ششم: معنی ، بهشت جای اهل ثواب است و معنی دوزخ جای اهل عقاب است .

بخش ۶۹ - صف پنجاه و هفتم: گروهی از مردمان چنین گویند که ایزد تعالی پیش از ...

بخش ۷۰ - صف پنجاه و هشتم: طبیعی مر کردار نفس کل را گویند ، و صناعی مر کردار ...

بخش ۷۱ - معارضه: اگر پرسد کسی که چرا اگر مردم که خداوند هر سه نفس ...

بخش ۷۲ - جواب: او را گوئیم از بدو آن چنین است که رستنی جانور ...

بخش ۷۳ - صف پنجاه و نهم: گوئیم که نفس تاییدی عاجز نیست از نمودن شرف خویش ...

بخش ۷۴ - صف شصتم: هستها بیک دفعه با عقل پدید آمده است و زو جدا تو ...

بخش ۷۵ - صف شصت و یکم: ایزد تعالی مر عالم مرکب را بشش جهت او تمام کرد . ...

بخش ۷۶ - صف شصت و دوم: خویشتن بینان و بزرگی جویان از آموختن ننگ داشتند و ...

بخش ۷۷ - معارضه: اگر کسی گوید که این دلیلی نیست بر اثبات نیکی و ...

بخش ۷۸ - جواب: او را گوئیم که حقیقت از چیزها بگواهی عقل پیدا ...

بخش ۷۹ - صف شصت و سوم: تفاوت میان اهل ثواب اندر عالم علوی نه برین گونه ...

بخش ۸۰ - صف شصت و چهارم: بباید دانستن که شرف و بها و تمامی و بی نیازی مر ...

بخش ۸۱ - صف شصت و پنجم: ایزد تعالی مر عالم جسمانی را بر شمار آفرید . و ...

بخش ۸۲ - صف شصت و ششم: سخن گوئیم اندر نام امر باری سبحانه که کلمه چراست ...

بخش ۸۳ - معارضه: اگر کسی گوید که ترسانیدن پیامبران علیهم السلام مر ...

بخش ۸۴ - جواب: مرورا گوئیم که زلیفن بر دو گونه است : یکی جسمانی ...

بخش ۸۵ - صف شصت و هفتم: روحانی را بدلائل عالم جسمانی توان شناختن بدلیلی ...

بخش ۸۶ - صف شصت و هشتم: امر باری سبحانه اندر توهم نیاید و اندیشه اندرو ...

بخش ۸۷ - معارضه: اگر کسی گوید که چشمه آفتاب بی نور چنان باشد که ما ...

بخش ۸۸ - جواب: او را گوئیم آنکه تو همی بینی به وقت آفتاب گرفتن ...

بخش ۸۹ - صف شصت و نهم: معنی آنک خدای تعالی امر خویش را بدو حرف بازبست و ...

بخش ۹۰ - صف هفتادم: اگر کسی پرسد که پایداری عالم به چیست؟ جواب او ...

بخش ۹۱ - صف هفتاد و یکم: هر جنبنده یی را جنبش است و اندر آغاز عقلها ثابت ...

بخش ۹۲ - معارضه: اگر کسی گوید که عقل را از حرکت از بهر آنست تا ...

بخش ۹۳ - جواب: او را گوئیم اگر عقل کلی توهم کردی باندر یافتن مر ...

بخش ۹۴ - صف هفتاد و دوم: زندگانی نفس ناطقه اندر شناخت توحید است بی تشبیه و ...

بخش ۹۵ - صف هفتاد و سوم: بباید شناختن که هر چیزی که او بذات خویش تمام باشد ...

بخش ۹۶ - صف هفتاد و چهارم: گروهی از طبایعیان چنان گفتند که ستارگان و افلاک ...

بخش ۹۷ - صف هفتاد و پنجم: حکما را اندرین معنی سخن است بدانچ باز جستند تا ...

بخش ۹۸ - صف هفتاد و ششم: گوئیم همچنانک صورت بر دو نوع است یکی جسمانی کثیف ...

بخش ۹۹ - صف هفتاد و هفتم: رنج و راحت نفس را امروز که به طبیعت پیوسته است ...

بخش ۱۰۰ - صف هفتاد و هشتم: معرفت شناخت باشد ، و علم دانش باشد . معرفت اندر ...

بخش ۱۰۱ - صف هفتاد و نهم: بباید شناختن که هستها نه از هست بجود باری سبحانه ...

بخش ۱۰۲ - صف هشتادم: نفسهای جزیی اندرین عالم آرزومندند بدان نعمتها که ...

بخش ۱۰۳ - صف هشتاد و یکم: اثر بر دو گونه است : یکی ازو عام است و دیگر خاص . ...

بخش ۱۰۴ - صف هشتاد و دوم: باز جستن از چیز نخستین به هستی باشد ، و پس از آن ...

بخش ۱۰۵ - صف هشتاد و سوم: آن کسان که گفتند صورت عالم پیش از آنکه آشکارا شد ...

بخش ۱۰۶ - صف هشتاد و چهارم: مرد هشیار چون اندر قوت روحانی خویش نگرد که آنرا ...

بخش ۱۰۷ - معارضه: اگر کسی گوید که قوت ممیزه نتواند که مر تلخ را شیرین و ترش را شور یا زشت را نیکو بیند .

بخش ۱۰۸ - جواب: او را گوئیم قوت ممیزه چیز را بر مخالفت او چنان ...

بخش ۱۰۹ - صف هشتاد و پنجم: اگر هیچ چیز از آفریده بآفریننده مانستی واجب آمدی ...

بخش ۱۱۰ - صف هشتاد و ششم: تایید به نفس مردم پیوسته نشود مگر به عمل و علم . ...

بخش ۱۱۱ - صف هشتاد و هفتم: آگاه باشید ای برادران که ایزد تعالی مر همه ...

بخش ۱۱۲ - صف هشتاد و هشتم: گوئیم برحمت خداوند حق کو بر ما فرو باریده است که ...

بخش ۱۱۳ - صف هشتاد و نهم: بباید دانستن که ازلی مر چیزی را گویند که او را ...

بخش ۱۱۴ - صف نودم: خردمند که اندر تدبیر طبیعت بنگردی بیندی بیرون ...

بخش ۱۱۵ - صف نود و یکم: گوئیم که پیوستن تایید از عالم علوی شریفتر است از ...

بخش ۱۱۶ - صف نود و دوم: از جویندگان علم حقیقت گروهی که فرق نتوانند کردن ...

بخش ۱۱۷ - صف نود و سوم: گوئیم بجود خداوند حق که عالم جسمانی دانستنی است ...

بخش ۱۱۸ - صف نود و چهارم: گوئیم که فرق میان معجز پیامبران و میان سحر بیش ...

بخش ۱۱۹ - صف نود و پنجم: خزانهای شرف و حکمت کز کلمه باری سبحانه بر عقل و ...

بخش ۱۲۰ - صف نود و ششم: کسی که گوید چرا اندر عالم دو رسول نبود چنان باشد ...

بخش ۱۲۱ - صف نود و هشتم: گوئیم به توفیق خدای تعالی که نفس اندر مردم به سه ...

بخش ۱۲۲ - صف نود و هشتم: گوئیم که مر بدی را اندر آفرینش اصل نیست . – چندی ...

بخش ۱۲۳ - معارضه: اگر کسی گوید که زمین چشمه تاریک است بدانچ تاریک ...

بخش ۱۲۴ - جواب: مرو را گوئیم که زمین را تاریکی به ذاتیست چنانک ...

بخش ۱۲۵ - صف نود و نهم: سخن اندر پرورش نفس و معالجت مرو را برابر باید با ...

بخش ۱۲۶ - صف صدم: مبدع حق آنست که چیز را نه از چیز او پدید آورد ، و ...

بخش ۱۲۷ - معارضه: اگر کسی گوید چون همی گویی که عقل آنست که محیط است ...

بخش ۱۲۸ - جواب: مرو را گوئیم که نزدیک خاص و عام معروف است که ...

بخش ۱۲۹ - معارضه: اگر کسی گوید که چون همی گویی که زندگی از عقل است ...

بخش ۱۳۰ - جواب: مرورا گوئیم این صفت خدای نیست بر حقیقت که این ...