گنجور

 
نظامی گنجوی
 

بخش ۱ - سرآغاز: خداوندا در توفیق بگشای

بخش ۲ - در توحید باری: به نام آنکه هستی نام ازو یافت

بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت: خبر داری که سیاحان افلاک

بخش ۴ - آمرزش خواستن: خدایا چون گِلِ ما را سرشتی

بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم: محمد کآفرینش هست خاکش

بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب: چو طالع موکب دولت روان کرد

بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان: چون سلطان جوان شاه جوانبخت

بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز: به فرح فالی و فیروزمندی

بخش ۹ - خطاب زمین بوس: زهی دارنده اورنگ شاهی

بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان: سبک باش ای نسیم صبح گاهی

بخش ۱۱ - در پژوهش این کتاب: مرا چون هاتف دل دید دمساز

بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق: مراکز عشق به ناید شعاری

بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب: در آن مدت که من در بسته بودم

بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین: چنین گفت آن سخن گوی کهن زاد

بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز: قضا را از قضا یک روز شادان

بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر: چو خسرو دید کان خواری بر او رفت

بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را: چو آمد زلف شب در عطر رسائی

بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز: ندیمی خاص بودش نام شاپور

بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین: زمین بوسید شاپور سخندان

بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول: چو مشگین جعد شب را شانه کردند

بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم: چو بر زد بامدادن بور گلرنگ

بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم: شباهنگام کاین عنقای فرتوت

بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور: برآمد ناگه مرغ فسون ساز

بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین: چو برزد بامدادان خازن چین

بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار: سخن گوینده پیر پارسی خوان

بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین: فلک چون کار سازیها نماید

بخش ۲۷ - ترتیب کردن کوشک برای شیرین: چو شیرین در مداین مهد بگشاد

بخش ۲۸ - رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو: چو خسرو دور شد زان چشمه آب

بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور: یکی شب از شب نوروز خوشتر

بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین: خوشا ملکا که ملک زندگانی است

بخش ۳۱ - آگاهی خسرو از مرگ پدر: نشسته شاه روزی نیم هشیار

بخش ۳۲ - بر تخت نشستن خسرو به جای پدر: چو شد معلوم کز حکم الهی

بخش ۳۳ - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین بانو: چو شیرین را ز قصر آورد شاپور

بخش ۳۴ - گریختن خسرو از بهرام چوبین: کلید رای فتح آمد پدید است

بخش ۳۵ - به هم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه: چنین گوید جهان‌دیده سخنگوی

بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را: چو دهقان دانه در گل پاک ریزد

بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین: چو پیر سبزپوش آسمانی

بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه: ملک عزم تماشا کرد روزی

بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران: فروزنده شبی روشن‌تر از روز

بخش ۴۰ - افسانه‌سرائی ده دختر: فرنگیس اولین مرکب روان کرد

بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او: شبی از جمله شبهای بهاری

بخش ۴۲ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین و رفتن به روم و پیوند او با مریم: ملک را گرم کرد آن آتش تیز

بخش ۴۳ - جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام: چو روزی چند شاه آنجا طرب کرد

بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم: چو سر بر کرد ماه از برج ماهی

بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدائی خسرو: چنین در دفتر آورد آن سخن‌سنج

بخش ۴۶ - وصیت کردن مهین بانو شیرین را: مهین بانو دلش دادی شب و روز

بخش ۴۷ - نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین بانو: چون بر شیرین مقرر گشت شاهی

بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین: چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ

بخش ۴۹ - بزم‌آرائی خسرو: چهارم روز مجلس تازه کردند

بخش ۵۰ - (سی لحن باربد): در آمد باربد چون بلبل مست

بخش ۵۱ - شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین: چو بدر از جیب گردون سر برآورد

بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین: شفاعت کرد روزی شه به شاپور

بخش ۵۳ - آغاز عشق فرهاد: پری پیکر نگار پرنیان پوش

بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین: چو دل در مهر شیرین بست فرهاد

بخش ۵۵ - آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد: یکی محرم ز نزدیکان درگاه

بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد: ز نزدیکان خود با محرمی چند

بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد: نخستین بار گفتش کز کجائی

بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او: چو شد پرداخته فرهاد را چنگ

بخش ۵۹ - رفتن شیرین به کوه بیستون و سقط شدن اسب وی: مبارک روزی از خوش روزگاران

بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر: جهان سالار خسرو هر زمانی

بخش ۶۱ - تعزیت‌نامه خسرو به شیرین به افسوس: سراینده چنین افکند بنیاد

بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامه شیرین به خسرو از راه باد افراه: در اندیش ای حکیم از کار ایام

بخش ۶۳ - رسیدن نامه شیرین به خسرو: چو خسرو نامه شیرین فرو خواند

بخش ۶۴ - صفت داد و دهش خسرو: جهان خسرو که تا گردون کمر بست

بخش ۶۵ - شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را: به آیین جهانداران یکی روز

بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی: ملک دانسته بود از رای پر نور

بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانه شکار: چو عالم بر زد آن زرین علم را

بخش ۶۸ - دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین: چو خسرو دید ماه خرگهی را

بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را: جوابش داد سرو لاله رخسار

بخش ۷۰ - پاسخ دادن خسرو شیرین را: دگر باره جهاندار از سر مهر

بخش ۷۱ - پاسخ دادن شیرین خسرو را: دگر ره لعبت طاوس پیکر

بخش ۷۲ - پاسخ خسرو شیرین را: ملک بار دگر گفت از دل افروز

بخش ۷۳ - پاسخ دادن شیرین به خسرو: ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش

بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را: ملک چون دید ناز آن نیازی

بخش ۷۵ - پاسخ دادن شیرین خسرو را: به خدمت شمسه خوبان خلخ

بخش ۷۶ - پاسخ خسرو شیرین را: چو خسرو دید کان معشوق طناز

بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را: اجازت داد شیرین باز لب را

بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین: شباهنگام کاهوی ختن گرد

بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو: همان صاحب سخن پیر کهن سال

بخش ۸۰ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین: نکیسا بر طریقی کان صنم خواست

بخش ۸۱ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو: نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ

بخش ۸۲ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین: چو بر زد باربد زین سان نوائی

بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو: نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ

بخش ۸۴ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین: چو رود باربد این پرده پرداخت

بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو: نکیسا چون زد این افسانه بر ساز

بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین: نکیسا در ترنم جادوی ساخت

بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو: نکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت

بخش ۸۸ - بیرون آمدن شیرین از خرگاه: حکایت بر گرفته شاه و شاپور

بخش ۸۹ - آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن: به پیروزی چو بر پیروزه گون تخت

بخش ۹۰ - زفاف خسرو و شیرین: سعادت چون گلی پرورد خواهد

بخش ۹۱ - اندرز شیرین خسرو را در داد و دانش: به نزهت بود روزی با دل‌افروز

بخش ۹۲ - سوال و جواب خسرو و بزرگ امید: چو خسرو دید کان یار گرامی

بخش ۹۳ - اولین جنبش: خبر ده کاولین جنبش چه چیز است

بخش ۹۴ - چگونگی فلک: دگرباره به پرسیدش جهاندار

بخش ۹۵ - اجرام کواکب: دگر ره گفت کاجرام کواکب

بخش ۹۶ - مبداء و معاد: دگر ره گفت ما اینجا چرائیم

بخش ۹۷ - گذشتن از جهان: دگر ره گفت کای دریای دربار

بخش ۹۸ - در بقای جان: دگر باره شه بیدار بختش

بخش ۹۹ - در چگونگی دیدار کالبد در خواب: دگر ره گفت اگر جان هست حاصل

بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ: دگر ره گفت بعد از زندگانی

بخش ۱۰۱ - چگونگی زمین و هوا: دگر ره گفت کز دور فلک خیز

بخش ۱۰۲ - در پاس تندرستی از راه اعتدال: دگر باره بگفتش کای خردمند

بخش ۱۰۳ - چگونگی رفتن جان از جسم: دگر ره باز پرسیدش که جانها

بخش ۱۰۴ - تمثیل موبد اول: یکی گفتا بدان ماند که در خواب

بخش ۱۰۵ - تمثیل موبد دوم: دوم موبد به قصری کرد مانند

بخش ۱۰۶ - تمثیل موبد سوم: سوم موبد چنان زد داستانی

بخش ۱۰۷ - تمثیل موبد چهارم: چهارم مرد موبد گفت کاین راز

بخش ۱۰۸ - در نبوت پیغمبر اکرم: سخن چون شد به معصومان حوالت

بخش ۱۰۹ - گفتن چهل قصه از کلیله و دمنه با چهل نکته: بزرگ امید چون گلبرگ بشکفت

بخش ۱۱۰ - حکمت و اندرز سرائی حکیم نظامی: دلا از روشنی شمعی برافروز

بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسرو: چو خسرو تخته حکمت در آموخت

بخش ۱۱۲ - کشتن شیرویه خسرو را: شبی تاریک نور از ماه برده

بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو: چو صبح از خواب نوشین سر برآورد

بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین: تو کز عبرت بدین افسانه مانی

بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گوید: ببین ای هفت ساله قره‌العین

بخش ۱۱۶ - در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم را: چنین گفت آن سخن پرداز شبخیز

بخش ۱۱۷ - نامه نبشتن پیغمبر به خسرو: خداوندی که خلاق‌الوجود است

بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبر: شبی رخ تافته زین دیر فانی

بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب: نظامی هان و هان تا زنده باشی

بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را: چو داد اندیشه جادو دماغم

بخش ۱۲۱ - تأسف بر مرگ شمس‌الدین محمد جهان پهلوان: چه می‌گفتم سخن محمل کجا راند