چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ
سپاه روم زد بر لشگر زنگ
برآمد یوسفی نارنج در دست
ترنج مه زلیخاوار بشکست
شد از چشم فلک نیرنگسازی
گشاد ابرویها در دلنوازی
در پیروزهگون گنبد گشادند
به پیروزی جهان را مژده دادند
زمانه ایمن از غوغا و فریاد
زمین آسوده از تشنیع و بیداد
به فال فرخ و پیرایهٔ نو
نهاده خسروانی تختِ خسرو
سراپرده به سدره سر کشیده
سماطینی به گردون بر کشیده
ستاده قیصر و خاقان و فغفور
یک آماج از بساط پیشگه دور
به هر گوشه مهیا کرده جایی
بر او زانو زده کشورخدایی
طرفداران که صف در صف کشیدند
ز هیبت پشت پای خویش دیدند
کسی کش در دل آمد سر بریدن
نیارست از سیاست باز دیدن
ز بس گوهر کمرهای شبافروز
در گستاخبینی بسته بر روز
قبا بسته کمردارانِ چون پیل
کمربندی زده مقدار دَه میل
در آن صف کهآتش از بیم آب گشتی
سخن گر زر بدی، سیماب گشتی
نشسته خسرو پرویز بر تخت
جوان فَر و جوان طبع و جوان بخت
دو رویه گِردِ تخت پادشاییش
کشیده صف غلامان سراییش
ز خاموشی در آن زرینهپرگار
شده نقش غلامان نقش دیوار
زمین را زیر تخت آرام داده
به رسم خاص بار عام داده
به فتحالباب دولت بامدادان
ز در پِیکی در آمد سخت شادان
زمین بوسید و گفتا شادمان باش
همیشه در جهان، شاهِ جهان باش
تو زرین بهره باش از تخت زرین
که چوبین بهره شد بهرام چوبین
نشاط از خانهٔ چوبین برون تاخت
که چوبین خانه از دشمن بپرداخت
شهنشاه از دل سنگین ایام
مثل زد بر تن چوبین بهرام
که تا بر ما زمانه چوبزن بود
فلک چوبکزن چوبینهتن بود
چو چوب دولت ما شد برآور
مه چوبینه چوبین شد به خاور
نه این بهرام اگر بهرام گور است
سرانجام از جهانش بهره گور است
اگر بهرام گوری رفت ازین دام
بیا تا بنگری صد گور بهرام
جهان تا در جهان یاریش میکرد
تمنای جهانداریش میکرد
کجا آن شیر کز شمشیرگیری
چو مستان کرد با ما شیرگیری
کجا آن تیغ کهآتش در جهان زد
تپانچه بر درفش کاویان زد
بسا فرزانه را کاو شیرزاد است
فریب خاکیان بر باد داده است
بسا گرگ جوان کز روبَهِ پیر
به افسون بسته شد در دام نخجیر
از آن بر گرگ روبَه راست شاهی
که روبَه دام بیند گرگ ماهی
بسا شه کَز فریب یافهگویان
خصومت را شود بیوقت جویان
سرانجام از شتابِ خامتدبیر
به جای پرنیان بر دل نهد تیر
ز مغروری کلاه از سر شود دور
مبادا کس به زور خویش مغرور
چراغ اَر چه ز روغن نور گیرد
بسا باشد که از روغن بمیرد
خورشها را نمک رو تازه دارد
نمک باید که نیز اندازه دارد
مخور چندان که خرما خار گردد
گوارش در دهن مُردار گردد
چنان خور کز ضرورتهای حالت
حرام دیگران باشد حلالت
مُقیمی را که این دروازه باید
غم و شادیش را اندازه باید
مَجو بالاتر از دوران خود جای
مکش بیش از گلیم خویشتن پای
چو دریا بر مزن موجی که داری
مپر بالاتر از اوجی که داری
به قدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف
چه نیکو داستانی زد هنرمند
هلیله با هلیله قند با قند
نه فرخ شد نهاد نو نهادن
ره و رسم کهن بر باد دادن
به قندیل قدیمان در زدن سنگ
به کالای یتیمان بر زدن چنگ
هر آن کاو کِشت تخمی، کشته بر داد
نه من گفتم که دانه زو خبر داد
نه هر تخمی درختی راست روید
نه هر رودی سرودی راست گوید
به سرهنگی حمایل کردنِ تیغ
بسا مه را که پوشد چهره در میغ
تو خونریزی مبین کاو شیر گیرد
که خونش گیرد اَر چه دیر گیرد
از این ابلقسوارِ نیمزنگی
که در زیر ابلقی دارد دو رنگی
مباش ایمن، که با خوی پلنگ است
کجا یکدل شود؟ آخر دو رنگ است
ستم در مذهب دولت روا نیست
که دولت با ستمگار آشنا نیست
خری در کاهدان افتاد نآگاه
نگویم وای بر خر، وای بر کاه
مگس بر خوان حلوا کی کند پشت؟
به انجیری غُرابی چون توان کشت؟
به سیم دیگران زرین مکن کاخ
کزین دین رخنه گردد، کیسه سوراخ
نگه دار اندرین آشفته بازار
کدین گازُر از نارنج عطار
مشو خامش چو کار افتد بهزاری
که باشد خامشی نوعی ز خواری
شنیدستم که در زنجیر عامان
یکی بودهست ازین آشفتهنامان
چو با او ساختی نابالغی جنگ
به بالغتر کسی برداشتی سنگ
بپرسیدند کز طفلان خوری خار
ز پیران کین کشی؟ چون باشد این کار؟
به خنده گفت اگر پیران نخندند
کجا طفلان ستمکاری پسندند
چو دست از پای ناخشنود باشد
به جرم پای، سر مأخوذ باشد
به جباری مبین در هیچ درویش
که او هم محتشم باشد بر خویش
ز عیب نیک مردم دیده بردوز
هنر دیدن ز چشم بد میآموز
هنر بیند چو عیب این چشم جاسوس
تو چشم زاغ بین، نه پای طاووس
تو را حرفی به صد تزویر در مشت
منه بر حرف کس بیهوده انگشت
به عیب خویش یک دیده نمایی؟
به عیب دیگران صد صد گشایی؟
نه کم ز آیینهای در عیبجويی
به آیینه رها کن سخترویی
حفاظ آینه این یک هنر بس
که پیش کس نگوید غیبت کس
چو سایه روسیاه آنکس نشیند
که واپس گوید آنچ از پیش بیند
نشاید دید خصم خویش را خرد
که نرد از خامدستان کم توان برد
مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مردِ رسام
که چون شیران بدان خنجر ستیزند
بِدو خون بسی خرگوش ریزند
در آب نرمرو منگر به خواری
که تند آید گَه زنهار خواری
بر آتش دل منه کاو رخ فروزد
که وقت آید که صد خرمن بسوزد
به گستاخی مبین در خندهٔ شیر
که نه دندان نماید بلکه شمشیر
هر آن کس کاو زند لاف دلیری
ز جنگ شیر یابد نام شیری
چو کینخواهی ز خسرو کرد بهرام
ز کین خسروان خسرو شدش نام
بِهْ اَر با کم ز خود، خود را نسنجی
کز افکندن وز افتادن برَنجی
ستیزه با بزرگان بِهْ توان برد
که از همدستیِ خُردان شوی خُرد
نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزد
کز آب خُرد ماهی خُرد خیزد
چو خسرو گفت بسیاری درین باب
بزرگان ریختند از دیدگان آب
فرود آمد ز تخت آن روز دلتنگ
روان کرده ز نرگس آب گُلرنگ
سه روز اندوه خورد از بهر بهرام
نه با تخت آشنا میشد نه با جام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
یوسف (اشاره) زلیخا (اشاره) قیصر خاقان فغفور بهرام چوبینه بهرام گور (اشاره)
هوش مصنوعی: خسرو پرویز در روزی که بر تخت نشسته بود، از مرگ بهرام چوبین آگاه میشود و برایش جشن پیروزی برگزار میکند. او به جمعیت مژده میدهد که زمین از غوغا و بیداد آسوده شده و شادمانی فراگیر است. خسرو با اندوه از اینکه بیدلیل دشمنیها و کینهها در سرزمینهایی که در گذشته بهرام را میشناختند، برمیخیزد. او برای بهرام سوگواری میکند و بخاطر این کشتن که بلاهای زیادی بر سر مردم آورده، دلش تنگ میشود. در این میان، با تأمل به تجربة زندگی و حکمتهای اخلاقی میپردازد و از رویدادهای تاریخی و عبرتهای آن سخن میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی که صبح به مانند شاهنشاه به تخت سلطنت رسید، سپاه روم را به لشکر زنگ (در اشاره به لشگریان زنگی) حمله کرد.
هوش مصنوعی: خسرو با ظاهری زیبا و دلربا به معشوقهاش، شیرین، نزدیک میشود. در دست او میوهای نارنجی رنگ به نام یوسف قرار دارد که نشاندهندهٔ زیبایی و جذابیت است، و همانند زلیخا که به زیبایی معروف بود، دل هر بینندهای را تسخیر میکند.
هوش مصنوعی: از چشم آسمان، نیرنگی رخ داد که ابروهای زیبا به دلنوازی اشاره داشتند.
هوش مصنوعی: در گنبدی که به رنگ پیروزی است، خبر پیروزی به همه جهان اعلام شد.
هوش مصنوعی: در این زمان، دنیا از هرگونه شور و هیاهو و جنجال امن و آرام است و زمین از سرزنش و ظلم و ستم بینیاز شده است.
هوش مصنوعی: خسرو تخت خود را با نشانههای خوشبختی و تزئینات تازه آراسته است.
هوش مصنوعی: چادر بزرگ و زیبایی از درخت سدر (درختی مقدس) بر افراشته شده و سفرهای با طعام بسیار به آسمان گسترده است.
هوش مصنوعی: قیصر، خاقان و فغفور (پادشاهان بزرگ) در یک مکان ایستادهاند و به خاطر برگزاری یک مهمانی بزرگ، دور از بساط (سفره) وجود دارند.
هوش مصنوعی: در هر گوشه، محلی مخصوص برای او (خسرو) آماده کرده و خود (کشورخدا) به نشسته و زانو زده است.
هوش مصنوعی: طرفدارانی که در صفهای منظم ایستاده بودند، از ترس و وحشت، پشت پای خود را مشاهده کردند.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش احساس شجاعت و جسارت برای کشته شدن دارد، از برخورد با سیاستمداران زبده هراسی ندارد و نمیترسد.
هوش مصنوعی: بهقدری جواهرات و سنگهای قیمتی بر کمربندهای شبافروز (زنان زیبا) وجود دارد که در بینایی و فخامت به روز (وضعیت روز) جسارت و زیادهروی میکنند.
هوش مصنوعی: بسیاری از کمربندهایی که بر تن کمرداران میبینیم، چون کمربندهای قوی و محکم فیل است و اندازهٔ آنها به ده میل میرسد.
هوش مصنوعی: در آن جمعی که به خاطر ترس از آب، آتش به وجود آمده، اگر حرفی میزدی که از طلا بود، موجب میشدی که همچون جیوه (سیماب) بیثبات و در حال تغییر باشی.
هوش مصنوعی: خسرو پرویز جوان و خوشبخت، بر تخت حکمرانی نشسته است و در این حالت، طراوت و زیبایی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: دور تا دور تخت پادشاهی خسرو پرویز، صفی از غلامان در خدمت او ایستادهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر سکوت، در آن تخت زرین، تصویر غلامان به دیوارهها نقش بسته است.
هوش مصنوعی: زمین را به شکلی خاص و متفاوت زیر تخت قرار داده و برای مردم مراسم عمومی برپا کرده است.
هوش مصنوعی: صبحی درخشان و دلانگیز، در آغاز روز، دروازهای از خوشبختی برای دولت و قصر باز شد و خبر خوشی به درون آمد که همه را شاد کرده است.
هوش مصنوعی: خسرو به زمین سجده میکند و میگوید که همیشه خوش و شاد زندگی کن و برتری و سلطنت بر جهان را داشته باش.
هوش مصنوعی: تو از تخت زرین (تختی که از طلا ساخته شده) بهرهمند خواهی بود و خوشحال خواهی بود، زیرا بهرام چوبین (دلاور و سردار معروف) حالا دیگر به سرنوشت خودش که به شکل چوبین (کسی که چوبی است، یعنی مرده و بیروح) دچار شده است، رسیده است.
هوش مصنوعی: نشاط و شادی از خانهٔ بهرام چوبین بیرون آمد، زیرا که بهرام چوبین به خاطر دشمنش جان خود را از دست داد.
هوش مصنوعی: خسرو، شاه، از زمانهٔ سخت و پرآشوب دلگیر است و به او خبر رسیده که بهرام چوبین، دشمنش، به سرنوشت خود رسیده و درگذشته است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که زمانه برای ما آسیب میزد، آسمان نیز مانند چوبزنی بر تن بهرام چوبین آسیب میزد.
برآور: میوه آور، میوهدار
هوش مصنوعی: بهرام چوبین، اگرچه نامش به "بهрам گور" معروف است، در نهایت از جهان بهرهای جز مرگ و قبر نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر بهرام گوری از دنیا رفت، بیا و ببین که چقدر از گورهای او در این جا هست.
هوش مصنوعی: هنگامی که در این دنیا یاری به بهرام میرسید، او نیز آرزو میکرد که صاحب قدرت و سلطنت شود.
هوش مصنوعی: کجاست آن شیر (به معنای جنگجویی بزرگ و دلیر) که وقتی در میدان نبرد شمشیر میزد، مانند مستان (شرابنوشان) با ما درگیر میشد و نبرد میکرد؟
هوش مصنوعی: کجا آن شمشیری که آتش و تباهی را در دنیا به وجود آورد و بر علم کاویان (پادشاهان ایران) ضربه زد؟
هوش مصنوعی: بسیارند فرزانگانی که از شیرزادی (فرزند شیر) اند و فریب انسانهای خاکی (غیرمعنوی) آنها را به هدر داده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از گرگهای جوان به دام شکار افتادند، زیرا تحت تأثیر فریب روباه پیر قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: از آن گرگ، مکار و زیرک (روباه) در برابر شاهی که ببیند گرگ در دام میافتد، تملق میکند. در واقع، روباه به دلیل نیت شوم و فریبکارانهاش، به ضعف و نقص دیگران توجه میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از پادشاهان هستند که به خاطر فریب کاران و زباندارانی که به آنها سخنهای نادرست میگویند، ناگاه به دنبال دشمنی میروند.
هوش مصنوعی: در پایان، به خاطر شتابزدگی و بیتجربی، به جای ناز و زیبایی، بر دلش تیر غم نشسته است.
هوش مصنوعی: مغرور به خودشیفتگی و خودبینی دچار نشود، زیرا ممکن است به زودی از مقام و موقعیت خود خالی شود و کلاه، نماد مقام و قدرت است که از سرش برداشته میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه چراغ از روغن نور میگیرد، اما ممکن است که به دلیل تمام شدن روغن خاموش شود و دیگر نتواند نور بدهد.
هوش مصنوعی: خورشها به تازگی نیاز به نمک دارند، اما باید مراقب باشیم که نمک به اندازه باشد.
آنقدر زیاد خرما (و غذا) مخور که تن دچار خار (و درد دندان و دمل، یا نیشتر طبیب) شود و از بد گواریدن (و سوءهضم) دهان مثل مردار (بدبو) گردد.
هوش مصنوعی: بهاندازهای بخور که اگر در شرایط خاصی نیاز بود، چیزی که برای دیگران حرام است، برای تو جایز باشد.
هوش مصنوعی: مقیمی که باید در این مکان (دروازه) باشد، باید غم و شادیاش را متناسب با اوضاع و احوال خود بسنجد.
هوش مصنوعی: از زمان خود فراتر نرو و بیش از ظرفیت و تواناییات اقدام نکن.
موج زدن کنایه است از پُر ادعایی و خودستایی.
هوش مصنوعی: انسان باید به اندازهٔ توانایی و حرفهٔ خود در مورد آن سخن بگوید و با افتخار حرف بزند، زیرا کسی که مهارت بافندگی زردوزی (نوعی بافتنی زیبا) را ندارد نمیتواند به دیگران در مورد دوزندگی بگوید.
هوش مصنوعی: هنرمند هلیله (نمیدانیم که کیست) داستان خوبی را با کلمات زیبا و شیرین بیان کرد، مانند قند که شیرینی خود را دارد.
هوش مصنوعی: نه خوشبخت شد، نهاد و رسم جدیدی برپا کردن، به قیمت از بین بردن سنتهای قدیمی کار خوبی نیست.
هوش مصنوعی: در زمانهای قدیم، هنگام نواختن ساز، بایستی به آرامش و احترام نسبت به احساسات و زندگی یتیمان و نیازمندان توجه کرد و از به هم زدن و بر هم زدن فضای آرام آنها پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بذری میکارد، محصول آن را برداشت خواهد کرد، و این مطلب را من نگفتهام، بلکه دانه خود خبر از آن میدهد.
هوش مصنوعی: نه هر دانهای درخت خوب و مثمر میآورد و نه هر نهر و جوی، آب پاک و گوارا را به ما میرساند.
با زور و دست زور داشتن و شمشیر داشتن چه بسیار افراد را که سر به باد میدهد.
تو به این نگاه مکن که شیر چگونه خونریزی میکند؛ به این نگاه کن که آن خون آخر دامنش را میگیرد اگرچه دیر باشد و زمان ببرد.
هوش مصنوعی: این شخصی که سوار بر اسب ابلق (با رنگهای مختلف) است، نشاندهندهٔ دو رو و غیر قابل اعتماد است، زیرا اسب او نیز دارای رنگهای مختلفی است.
هوش مصنوعی: ایمنی و آسایش نداشته باش، زیرا کسی که مانند پلنگ خوی حیلهگر دارد، هرگز نمیتواند یکدل و وفادار باشد؛ چرا که او دو چهره و دو رنگ دارد.
هوش مصنوعی: ستم در دین و مذهب دولت مجاز نیست، زیرا دولت به خوبی میداند که ستمگری و ظلم با هیچکس نمیتواند رابطه نزدیک و دوستانه برقرار کند.
هوش مصنوعی: خر بیخبر از واقعیت در کاهدان افتاده است، و من نمیگویم که چه بر خر میگذرد، بلکه میگویم وای بر کاه که در این وضعیت است.
هوش مصنوعی: مگس چطور میتواند بر سفرهٔ حلوا بنشیند و به خودش اجازهٔ نشستن بدهد؟ در حالی که به انجیر وحشی (غُراب) میتواند لطمه بزند و آن را از بین ببرد؟
هوش مصنوعی: به خاطر طمع و حرص به سرمایه دیگران، کاخهای خود را با طلا نساز؛ زیرا از این راه دین و ایمان انسان آسیب میبیند، مثل کیسهای که سوراخ شده و پولها از آن خارج میشوند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از شخصی میخواهد که در این اوضاع نا بهم ریخته و پر از دودستگی (آشفته بازار)، مراقب باشد که کُدین (نام یکی از داروها یا عطرها) از ترکیب با نارنج، قدرت خود را از دست ندهد و دچار نقصان نشود.
وقتی کار به تنگی و زاری کشید خاموش و ساکت منشین که در اینجا سکوت نوعی خواری و ذلت است.
شنیدهام که شخصی بود که به زنجیر (جهل) عوام گرفتار شده بود و او را دیوانه مینامیدند
آن آشفتهنام، هرگاه کودکی او را اذیت میکرد، به بزرگترها حمله میکرد.
از او پرسیدند که بچهها تو را اذیت میکنند آنوقت تو از بزرگترها کین میکِشی و انتقام میگیری؟ چرا؟ (کین کشیدن یا کینه کشیدن یعنی انتقام)
به خنده پاسخ داد که اگر بزرگترها و پیران نخندند (به من نخندند و با خنده آنها را تشویق نکنند) کودکان کی چنین آزار میرسانند؟
هوش مصنوعی: وقتی که دست و پای کسی از وضعیتی ناراضی یا ناخوشنود باشد، به خاطر جرم و اشتباه او، ممکن است که سرش هم در خطر باشد و مجازات شود.
هوش مصنوعی: در هیچ درویش نباید با ظالمی رفتار کنید که او نیز به خاطر مقام و ثروت خود را بزرگ میداند.
هوش مصنوعی: از نقاط ضعف و نقصهای دیگران باید درس گرفت و هنر دیدن را از طریق دیدن چشم بد به دست آورد.
هوش مصنوعی: چشم جاسوس مثل چشم زاغ، فقط عیبها را میبیند و نسبت به هنرها و زیباییها بیتوجه است؛ در حالی که چشم طاووس میتواند زیباییها را ببیند. به عبارت دیگر، افرادی که فقط عیوب دیگران را میبینند، نمیتوانند هنر و زیبایی را درک کنند.
هوش مصنوعی: تو با حرفهای ریاکارانهات چیزی به کسی نگو و بیهوده خودت را به حرفهای دیگران مشغول نکن.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به عیب خودت یک بار نگاه کنی، اما به عیبهای دیگران به اندازه صد بار بپردازی؟
هوش مصنوعی: آینه در عیبجویی کم نمیآورد؛ بنابراین بهتر است خود را مثل آینه رها کنی و به ناسپاسی و سختگیری در قضاوت دیگران پایان دهی.
نگهدارنده آیینه همین یک هنر بس که از کسی که حضور ندارد حرفی نمیزند و غیبت نمیکند.(حفاظ در لغت یعنی نگهدارنده و نیز به معنی پرهیزگاری و شرم و حیاست؛ بیت یعنی هرکس که از عیب دیگران نگفت و غیبت نکرد شایسته است که بخاطر همین یک هنر پرهیزگار نامیده شود)
هوش مصنوعی: کسی که از روشنی و حقیقت بازگردد و آنچه را که دیده انکار کند، به مانند سایهای از یک انسان بدنام خواهد بود.
هوش مصنوعی: دیدن دشمن خود را ناپسند است، زیرا کسی که ضعیف و نادان است، نمیتواند از دشمن خود برتری بگیرد.
هوش مصنوعی: بهخود مغرور نشو به خاطر آن خرگوشی که به رنگ طلا است، چرا که آن را تنها بر روی خنجر هنرمندانه میکشد و واقعیتش چنین نیست.
هوش مصنوعی: وقتی شیرها به آن خنجر حمله میکنند، خون زیادی از خرگوشها بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: به آب نرم نگاه نکن و خودت را حقیر و بیارزش ندان؛ زیرا ناگهان به شدت از کسی یا چیزی آسیب خواهی دید که به آن فکر نمیکردی.
هوش مصنوعی: دلت را در آتش عشق کسی نسوزان که زمانی خواهد رسید که آتش دل او میتواند صدها خرمن (محصول) را بسوزاند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر نسبت به خندهٔ شیر (شیر به عنوان نماد قدرت و دلیری) هشدار میدهد و میگوید که نباید به دلیری و خندهٔ او مغرور شد، زیرا این لبخند نمیتواند نشاندهندهٔ ضعف او باشد، بلکه ممکن است نشانهای از قدرت و آمادگی برای حمله، مانند برنده بودن شمشیر، باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در ادعای شجاعت و دلیری کند، از نبرد با شیر (به عنوان سمبلی از قدرت و شجاعت) نامش به عنوان شیر در تاریخ ثبت میشود.
هوش مصنوعی: بهرام به خاطر اینکه به عنوان انتقامجو به خسرو حمله کرد، به خاطر دشمنی با خسرو و کینهاش، به نام خسرو معروف شد.
هوش مصنوعی: اگر خودت را به خاطر نقصهایت بسنجی و با دیگران مقایسه کنی، به خاطر به زمین افتادن و شکست خودت، رنج خواهی برد.
هوش مصنوعی: مبارزه با افراد بزرگ را میتوان با کمک و همکاری افراد کوچک و ضعیف انجام داد، اما اگر به تنهایی و بدون همدستی آنها به میدان بروی، شکست میخوری.
هوش مصنوعی: بهتر است با نهنگ بزرگتری در دریا مبارزه کنی تا اینکه با ماهیهای کوچک در آبهای کمعمق درگیر شوی. این بیت به نیروی برتر و قدرت بیشتر در مواجهه با چالشها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: خسرو وقتی در این موضوع صحبت کرد، بزرگان و افراد معتبر زیادی از گریه و اندوهشان اشک ریختند.
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر ناراحتی از مرگ بهرام چوبین از تخت پایین آمد و با دلتنگی، چشمانش را به گلهای نرگس (که معمولاً نشانی از اندوه و احساسات عمیق است) دوخت.
هوش مصنوعی: خسرو به مدت سه روز به خاطر مرگ بهرام چوبین غمگین و پریشان بود، به گونهای که نه میتوانست به تخت سلطنت فکر کند و نه به نوشیدن شراب.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.