گنجور

 
مجد همگر
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «بادی که بدی همدم آن حور نژاد» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
چ
ح
خ
د
ر
ز
س
ش
ط
ع
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ی

شمارهٔ ۱: ای چرخ هزار دیده دون دوتا

شمارهٔ ۲: دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا

شمارهٔ ۳: ای باد چو بگذری به موصل ما را

شمارهٔ ۴: گر طعنه همی زنی من شیدا را

شمارهٔ ۵: با آنکه به روی خوب پشتی ما را

شمارهٔ ۶: یاری که بدوست سربلندی ما را

شمارهٔ ۷: گیرم که اثر نماند یارب ها را

شمارهٔ ۸: ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟

شمارهٔ ۹: آن مادر شوم فرج چون زاد ترا

شمارهٔ ۱۰: ای صبر چه تخمی که بکارند ترا

شمارهٔ ۱۱: آن شد که به زر عوام جویند ترا

شمارهٔ ۱۲: گر نادید دلم قد خرامان ترا

شمارهٔ ۱۳: آن روز که من بدیدم ای شاه ترا

شمارهٔ ۱۴: خرم به تو داشتم دل بی غم را

شمارهٔ ۱۵: چون عود بنالیدم و بنواخت مرا

شمارهٔ ۱۶: در کوی تو کآستانش تخت است مرا

شمارهٔ ۱۷: با عشق تو چون خوش سروکار است مرا

شمارهٔ ۱۸: تا نعل در آتش تو داغ است مرا

شمارهٔ ۱۹: ماه امل ارچه زیر میغ است مرا

شمارهٔ ۲۰: هجرت چو به دست غصه بگذاشت مرا

شمارهٔ ۲۱: آنم که چو جان بپرورم مردم را

شمارهٔ ۲۲: لطف تو چو کرد حلقه درگوش مرا

شمارهٔ ۲۳: ای دوست مشو سبغه زبون گیران را

شمارهٔ ۲۴: بر ره بگماشت دوش مه پرتو را

شمارهٔ ۲۵: یکدم برم آرید بت خوشخو را

شمارهٔ ۲۶: از من همه مهر آمد و انصاف و وفا

شمارهٔ ۲۷: گرچه نفسی نزد وصالت با ما

شمارهٔ ۲۸: تا باز گرفتی رخ چون ماه از ما

شمارهٔ ۲۹: دیدم شب و روز رنج و بیداری‌ها

شمارهٔ ۳۰: گفتار مبر ز گوشم ای در خوشاب

شمارهٔ ۳۱: گر باد وزد بر این دل ریش خراب

شمارهٔ ۳۲: گویند شراب کم خور ای پیر خراب

شمارهٔ ۳۳: در عشق تو گر شود مرا خاک نقاب

شمارهٔ ۳۴: آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب

شمارهٔ ۳۵: ای چرخ عنانم از سفر هیچ متاب

شمارهٔ ۳۶: ای چرخ بیار هر چه داری ز عذاب

شمارهٔ ۳۷: ای عکس رخت چو عکس آئینه در آب

شمارهٔ ۳۸: درتو نگرم دو دیده ام گیرد آب

شمارهٔ ۳۹: گفتم چو بد آمده ست فرجام شراب

شمارهٔ ۴۰: این پای مرا که نیست پروای رکاب

شمارهٔ ۴۱: ای دل به جهان به جز خرابی مطلب

شمارهٔ ۴۲: ای دیدن خوک پیش دیدار تو خوب

شمارهٔ ۴۳: ای لعل تو پرنکته شیرین غریب

شمارهٔ ۴۴: چون تنگ دل آکنده شد از بس گله هات

شمارهٔ ۴۵: ای قد خوش تو سرو شاداب حیات

شمارهٔ ۴۶: ای وصل تو سرمایه اسباب حیات

شمارهٔ ۴۷: ای خامه تو نهال سیراب حیات

شمارهٔ ۴۸: خضری که به او گشاده شد باب حیات

شمارهٔ ۴۹: افکند دلم به کوی دلداری رخت

شمارهٔ ۵۰: آن روز که با من به عنایت بد بخت

شمارهٔ ۵۱: گر کسری و دارا شوی از دولت و بخت

شمارهٔ ۵۲: گر مه ز درت کلاف زرین اندوخت

شمارهٔ ۵۳: دوش ازتف آه من شباهنگ بسوخت

شمارهٔ ۵۴: تا دست قضا بر سرمن آتش بیخت

شمارهٔ ۵۵: از غیرت شیرین قد چون نیشکرت

شمارهٔ ۵۶: خواهم که به دیده و سرآیم به درت

شمارهٔ ۵۷: تا ظن نبری که من نفورم زبرت

شمارهٔ ۵۸: چون یاد کنم با دل ریش از سفرت

شمارهٔ ۵۹: گفتی که به شیرمردی آرم زیرت

شمارهٔ ۶۰: چون لاله مرا دلی ست پرخون پیوست

شمارهٔ ۶۱: دل دوش ز سهم تیر آن نرگس مست

شمارهٔ ۶۲: گرچه ز مه و مهر به رخ بردی دست

شمارهٔ ۶۳: در راه تو سر باخته ام گام نخست

شمارهٔ ۶۴: در سایه تو چو یافتم جای نشست

شمارهٔ ۶۵: دی ماه تمام من مه نو می جست

شمارهٔ ۶۶: گفتم که به اندیشه و با رای درست

شمارهٔ ۶۷: ای سخت دل سنگ تو وی عهد تو سست

شمارهٔ ۶۸: چون عهد شکستنت مرا گشت درست

شمارهٔ ۶۹: آن مهر گسل با دگری زان پیوست

شمارهٔ ۷۰: در آنکه زدی دست ره امن ببست

شمارهٔ ۷۱: تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست

شمارهٔ ۷۲: چشم تو مرا به تیر مژگان خسته ست

شمارهٔ ۷۳: گل پیش رخت ز رنگ و بو دست بشست

شمارهٔ ۷۴: چون دست اجل شیشه عمرت بشکست

شمارهٔ ۷۵: چون رای تو با رای مخالف شد راست

شمارهٔ ۷۶: محرومی وصل تو دل و جانم کاست

شمارهٔ ۷۷: گوژ از پی خیر مستراحی آراست

شمارهٔ ۷۸: خاکی که به فرمان تو از ره برخاست

شمارهٔ ۷۹: از دیدن روی منکلی مهرم خاست

شمارهٔ ۸۰: دندان کژ تو راستی جانش بهاست

شمارهٔ ۸۱: ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست

شمارهٔ ۸۲: ای صحن سرائی که بهشتت همتاست

شمارهٔ ۸۳: امشب که به عزم راه بر خواهی خاست

شمارهٔ ۸۴: شاها کرمت قیام فرمود و رواست

شمارهٔ ۸۵: در پارس به رایگان چو صد شهر تراست

شمارهٔ ۸۶: ماهم به هوای باغ جوزا برخاست

شمارهٔ ۸۷: گر چه همه تن به ذکر شکرت گویاست

شمارهٔ ۸۸: هندو نسب آن یار که سیفش لقب است

شمارهٔ ۸۹: عمری که ازو تا به فنا یک وجب است

شمارهٔ ۹۰: ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست

شمارهٔ ۹۱: آن یار که راحت روان است کجاست

شمارهٔ ۹۲: ای دوست ز دست من چه برخواهد خاست

شمارهٔ ۹۳: از مایده غمت تنم آباد است

شمارهٔ ۹۴: جانا دل من که گنج اسرار خداست

شمارهٔ ۹۵: اشکم نه غم زمانه خونین کرده است

شمارهٔ ۹۶: وصلت که غم جراحت جاوید است

شمارهٔ ۹۷: یاری دارم که عبرت ماه و خور است

شمارهٔ ۹۸: تا چشم من از نور رخت بیخبر است

شمارهٔ ۹۹: در باغ شدی و گل به دست تو در است

شمارهٔ ۱۰۰: ماهم چو به دیدن مه نو برخاست

شمارهٔ ۱۰۱: کارم همه جانسپاری و ترک سر است

شمارهٔ ۱۰۲: از بس که ز دیو و دد مرا آزار است

شمارهٔ ۱۰۳: از اشک رخم نمونه گلزار است

شمارهٔ ۱۰۴: از بسکه وجود پیش چشمم خوار است

شمارهٔ ۱۰۵: بی روی توام ز لاله زار آزار است

شمارهٔ ۱۰۶: بی دیدنت از دیده مرا آزار است

شمارهٔ ۱۰۷: از فرقت تو در تنم از جان بار است

شمارهٔ ۱۰۸: آن تازه صنوبرش که خوشرفتار است

شمارهٔ ۱۰۹: چشمت ز زمانه فتنه انگیزتر است

شمارهٔ ۱۱۰: هر روز گل وفات پژمرده تر است

شمارهٔ ۱۱۱: ای شمع نه عاشقی رخت زرد چراست

شمارهٔ ۱۱۲: در عشق تو صبر و چاره سازی خطر است

شمارهٔ ۱۱۳: هم زلف سمن سای تو عنبر بیز است

شمارهٔ ۱۱۴: دل در برم از فراق دیوانه وش است

شمارهٔ ۱۱۵: وه وه که جفاهای تو بردن چه خوش است

شمارهٔ ۱۱۶: پیوسته ز دیده در کنارم اشک است

شمارهٔ ۱۱۷: بی باغ رخ تو عمر من بی برگ است

شمارهٔ ۱۱۸: دریای سرشک دیده پرنم ماست

شمارهٔ ۱۱۹: گفته ست یکی حکیم کامل حکم است

شمارهٔ ۱۲۰: ماهی که هنوز در دل فاخر ماست

شمارهٔ ۱۲۱: زین شور و شری که از غمت در سر ماست

شمارهٔ ۱۲۲: افسانه شهر قصه مشکل ماست

شمارهٔ ۱۲۳: از حسرت چهره ایکه باغ دلم است

شمارهٔ ۱۲۴: تا عشق تو همنشین دل ماست

شمارهٔ ۱۲۵: یاد تو شب و روز قرین دل ماست

شمارهٔ ۱۲۶: این ابر که چون حادثه پیوسته ماست

شمارهٔ ۱۲۷: امشب شب برسر زدن و زاریم است

شمارهٔ ۱۲۸: آن گوهر جان که در دریائی ماست

شمارهٔ ۱۲۹: برخیز و بده باده چه جای سخن است

شمارهٔ ۱۳۰: تا ظن نبری که عشق در نقصان است

شمارهٔ ۱۳۱: دستی که هزار درد را درمان است

شمارهٔ ۱۳۲: نه از تو مرا بخت ظفر یافتن است

شمارهٔ ۱۳۳: زانجا که فریب طبع دلدار من است

شمارهٔ ۱۳۴: دیدار تو شمع عالم افروز من است

شمارهٔ ۱۳۵: عشق تو که مرهم دل ریش من است

شمارهٔ ۱۳۶: کاری که زهجران تو در پیش من است

شمارهٔ ۱۳۷: جای غمت این دل پریشان من است

شمارهٔ ۱۳۸: بی بزم تو باده اشک خونین من است

شمارهٔ ۱۳۹: رخشنده رخت ماه سخنگوی من است

شمارهٔ ۱۴۰: با عشق کهن تازه بدن خوی من است

شمارهٔ ۱۴۱: وقت گل می گون و می گلگون است

شمارهٔ ۱۴۲: شاها رخ و رای دلگشایت چون است

شمارهٔ ۱۴۳: غصنی سخنان تو چو جان شیرین است

شمارهٔ ۱۴۴: دی گفت مرا دلت چرا غمگین است

شمارهٔ ۱۴۵: با حکم خدائی که قضایش این است

شمارهٔ ۱۴۶: از من گل و مل دلبر خرگاهی خواست

شمارهٔ ۱۴۷: شیرین من آنکه رشک نقش چینی ست

شمارهٔ ۱۴۸: آئینه جانم آن رخ فرخ تست

شمارهٔ ۱۴۹: هم حور بهشت ناشکیبا از تست

شمارهٔ ۱۵۰: تا بر دل بردبار بار غم تست

شمارهٔ ۱۵۱: گر صدر دل است شاهراه غم تست

شمارهٔ ۱۵۲: زین سیم و زر جهان که پیرامن تست

شمارهٔ ۱۵۳: خود هیچ ندانی که که دلداده تست

شمارهٔ ۱۵۴: ای دل نه چنانکه رسم شیدائی تست

شمارهٔ ۱۵۵: هر چند که شد تیزی بازار تو سست

شمارهٔ ۱۵۶: سیمرغ شهی گزید و خاموش نشست

شمارهٔ ۱۵۷: ای نفس چو کشت عمر در خوشه نشست

شمارهٔ ۱۵۸: جانا دل دیوانه دگر بند شکست

شمارهٔ ۱۵۹: دلبر به جفا قلب دل ریش شکست

شمارهٔ ۱۶۰: از عمر چه خوشتر است وصلت آنست

شمارهٔ ۱۶۱: از فرقت چشمت آب چشمم خونست

شمارهٔ ۱۶۲: هر دم غمم ای جهانفروز افزون است

شمارهٔ ۱۶۳: ای سرو سهی تازه نهالت چونست

شمارهٔ ۱۶۴: در عشق دلم فراق بهر افتاده ست

شمارهٔ ۱۶۵: چشمم که سرشک را روائی داده ست

شمارهٔ ۱۶۶: چون نیست ترا مهر و وفا در رگ و پوست

شمارهٔ ۱۶۷: زان غم که به رویم آمد از کرده دوست

شمارهٔ ۱۶۸: در کار جهان نگر گرت تکیه بر اوست

شمارهٔ ۱۶۹: در دیده و دل نقش تو از بسکه نکوست

شمارهٔ ۱۷۰: عشقش که چو جان است نهان در رگ و پوست

شمارهٔ ۱۷۱: ای دل سر همتم که چون چرخ فروست

شمارهٔ ۱۷۲: قصاب که در گردن جان چنبر اوست

شمارهٔ ۱۷۳: ایزد که جهان ساخته قدرت اوست

شمارهٔ ۱۷۴: طاووس توام جلوه گر حسن تو دوست

شمارهٔ ۱۷۵: من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست

شمارهٔ ۱۷۶: چشمم به جنازه تو چون درنگریست

شمارهٔ ۱۷۷: شه می دهدم نوید هر لحظه دویست

شمارهٔ ۱۷۸: در عالم سفله از بنی آدم کیست

شمارهٔ ۱۷۹: در خواب غرور خلق بیداری نیست

شمارهٔ ۱۸۰: گر کوتهی عمر ز بیدادگریست

شمارهٔ ۱۸۱: ز اخلاق هر آنچه در بشر می بایست

شمارهٔ ۱۸۲: از چرخ کبود بر دلم زنگاریست

شمارهٔ ۱۸۳: هر روز زمانه را ز نو بازاریست

شمارهٔ ۱۸۴: از مرگ تو مهر و ماه و انجم بگریست

شمارهٔ ۱۸۵: با دل غم آن صنم بگفتم بگریست

شمارهٔ ۱۸۶: چشم شب دوش اشک به دامن بگریست

شمارهٔ ۱۸۷: کس نیست که از غمت به زاری نگریست

شمارهٔ ۱۸۸: می آمد و دزدیده مرا می نگریست

شمارهٔ ۱۸۹: چون گل به میان خار می باید زیست

شمارهٔ ۱۹۰: چون دید که تن را به غمش تاب ورکی ست

شمارهٔ ۱۹۱: دیدار تو مونس همه ساله کیست

شمارهٔ ۱۹۲: هستت خبر ای جان که خریدار تو کیست

شمارهٔ ۱۹۳: چون دوستی تو اصل دشمن کامی ست

شمارهٔ ۱۹۴: زلف تو که دل در شکنش زندانیست

شمارهٔ ۱۹۵: در سینه دلم که گنج لعل کانیست

شمارهٔ ۱۹۶: گیرم که به مهر ما دل گرمت نیست

شمارهٔ ۱۹۷: چشمت که چنو زهره افسونگر نیست

شمارهٔ ۱۹۸: در عشق چو من سوخته غمخور نیست

شمارهٔ ۱۹۹: ای دل غمم از غم کسی کمتر نیست

شمارهٔ ۲۰۰: بی روی تو عیش و کامرانی خوش نیست

شمارهٔ ۲۰۱: گفتی که دلت بر تن و جان مشفق نیست

شمارهٔ ۲۰۲: گرچه چو تو حق شناس در عالم نیست

شمارهٔ ۲۰۳: در بزم شهان چو آب من روشن نیست

شمارهٔ ۲۰۴: غم کشت مرا و غمگسار آگه نیست

شمارهٔ ۲۰۵: دلبر ز دل ممتحنم آگه نیست

شمارهٔ ۲۰۶: سر نیست که در قبضه فرمان تو نیست

شمارهٔ ۲۰۷: خلوتگه جان جز شکن موی تو نیست

شمارهٔ ۲۰۸: دلها ز جفاهای تو بی گردی نیست

شمارهٔ ۲۰۹: دل نیست که از غمت در او دردی نیست

شمارهٔ ۲۱۰: بی کلک تو آب روی منشوری نیست

شمارهٔ ۲۱۱: از وصل توام امید بهروزی نیست

شمارهٔ ۲۱۲: روزی نبود که با منت جنگی نیست

شمارهٔ ۲۱۳: در عشق به از رندی و خودکامی نیست

شمارهٔ ۲۱۴: شاها چو تو در سپهر دین ماهی نیست

شمارهٔ ۲۱۵: نه اهل بهشتی تو بدین سیرت زشت

شمارهٔ ۲۱۶: دی بگذشتم چو بیهشان بردر و دشت

شمارهٔ ۲۱۷: گرکسری و قارون شوی ای باد به مشت

شمارهٔ ۲۱۸: در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت

شمارهٔ ۲۱۹: در نامه تو قلم چو گردن بفراشت

شمارهٔ ۲۲۰: دلبر به گه وداع چون رو برداشت

شمارهٔ ۲۲۱: تقدیر و قضا ترا چو آزرم نداشت

شمارهٔ ۲۲۲: وصلت بگذشت و دیده با نم بگذاشت

شمارهٔ ۲۲۳: زان نقش که بر دلم خیال تو نگاشت

شمارهٔ ۲۲۴: عمری به امید و آرزویت بگذشت

شمارهٔ ۲۲۵: عمری که در این هجر جگر سوز گذشت

شمارهٔ ۲۲۶: ای عارض تو نخست بنیاد بهشت

شمارهٔ ۲۲۷: ای روی تو در جهان نمودار بهشت

شمارهٔ ۲۲۸: خاکی ز زمین که عطف دامانت برفت

شمارهٔ ۲۲۹: از روزن خیمه گفت ماهم به نهفت

شمارهٔ ۲۳۰: تا درد تو شد با دل حیرانم جفت

شمارهٔ ۲۳۱: ای خاک ز درد دل نمی یارم گفت

شمارهٔ ۲۳۲: با دل سخن خویش بگفتم به نهفت

شمارهٔ ۲۳۳: عمری دلم اندر پی وصل تو شتافت

شمارهٔ ۲۳۴: سرویست قدش ولیک روی از من تافت

شمارهٔ ۲۳۵: دل در پی کام یکدم آرام نیافت

شمارهٔ ۲۳۶: جان گر ز غمت با دل پرتاب برفت

شمارهٔ ۲۳۷: دردا که دل عاقلم از دست برفت

شمارهٔ ۲۳۸: دل با تو بسی به جان بکوشید و برفت

شمارهٔ ۲۳۹: چون سوز توام در این دل ریش گرفت

شمارهٔ ۲۴۰: عهدت حق صحبت و نشستم نگرفت

شمارهٔ ۲۴۱: از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت

شمارهٔ ۲۴۲: دی بر سر ره چو دلستانم می رفت

شمارهٔ ۲۴۳: دی شاه بتان با رخ رنگین می رفت

شمارهٔ ۲۴۴: چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت

شمارهٔ ۲۴۵: با تو سخنی که بی زبان جانم گفت

شمارهٔ ۲۴۶: رفتم به سفر چو بود دوری کامت

شمارهٔ ۲۴۷: بس بار بلا به جان کشیدم ز غمت

شمارهٔ ۲۴۸: ای من به فدای آن تن چون سمنت

شمارهٔ ۲۴۹: بشکست دلم زان دل چون سندانت

شمارهٔ ۲۵۰: ای دور فلک نتیجه دورانت

شمارهٔ ۲۵۱: یکچند به آوازه بدم مفتونت

شمارهٔ ۲۵۲: ای خصم مدان رفتنش ا زنفرینت

شمارهٔ ۲۵۳: ای رشک بنفشه سنبل پرچینت

شمارهٔ ۲۵۴: نه سیم که جائی طلبم در کویت

شمارهٔ ۲۵۵: نه برگ که خیمه ای زنم پهلویت

شمارهٔ ۲۵۶: نه دست که گیرم شکنی از مویت

شمارهٔ ۲۵۷: افکند مرا گردش دهر ازکویت

شمارهٔ ۲۵۸: خورشید نخواهم که ببیند رویت

شمارهٔ ۲۵۹: زلفت ستمی بر رخ سیمین ای کاج

شمارهٔ ۲۶۰: چونان نکند بخت از آن طایفه کوچ

شمارهٔ ۲۶۱: جانا سر زلفت ز پس و پشت مپیچ

شمارهٔ ۲۶۲: رحم آر بر این سوخته باخته روح

شمارهٔ ۲۶۳: اقبال همائی ست در این کاخ فراخ

شمارهٔ ۲۶۴: ایام همین دماغ تو بنشاند

شمارهٔ ۲۶۵: از آتش و آب دل و جانم فریاد

شمارهٔ ۲۶۶: در توس شدم ز خاک فردوسی شاد

شمارهٔ ۲۶۷: بادی که بدی همدم آن حور نژاد

شمارهٔ ۲۶۸: ای باد که جان فدای پیغام تو باد

شمارهٔ ۲۶۹: جز عنبر زلف هیچ لالات مباد

شمارهٔ ۲۷۰: ای دل چو تو کس فتنه و شردوست مباد

شمارهٔ ۲۷۱: دل جز بر تیر غمت آماج مباد

شمارهٔ ۲۷۲: دل بی هوس تو ای دل افروز مباد

شمارهٔ ۲۷۳: در بزم تو شمع طرب افروخته باد

شمارهٔ ۲۷۴: اقبال غلام بخت پیروز تو باد

شمارهٔ ۲۷۵: ای دل ز گلی که جفت صد خار افتاد

شمارهٔ ۲۷۶: ایزد چو وفا و مهرجوئیت نداد

شمارهٔ ۲۷۷: گیرم که مرا خدمت تو شاهی داد

شمارهٔ ۲۷۸: گفتم که دل از تو در دمی شاد رساد

شمارهٔ ۲۷۹: ازدرد منت گرد به دامن مرساد

شمارهٔ ۲۸۰: از جور تو هیچ خسته نفرین مکناد

شمارهٔ ۲۸۱: این رسم نگر که دهر پرشور نهاد

شمارهٔ ۲۸۲: گردون که لطف در تن پاک تو نهاد

شمارهٔ ۲۸۳: ترسا بچه ایکه باج از ارمن بستد

شمارهٔ ۲۸۴: هر دل که در آن زلف چو شستت افتد

شمارهٔ ۲۸۵: گر یک نظرت بر من حیران افتد

شمارهٔ ۲۸۶: از حادثه هر کجا که بندی افتد

شمارهٔ ۲۸۷: هر سفله که همرنگ اماجد گردد

شمارهٔ ۲۸۸: آن روز که جان جفت کشاکش گردد

شمارهٔ ۲۸۹: وقتی که چمن به کام بلبل گردد

شمارهٔ ۲۹۰: هر سر که تو را بر خط فرمان گردد

شمارهٔ ۲۹۱: بی نام تو نقش سکه وارون گردد

شمارهٔ ۲۹۲: از بس که ز گریه نامه تر می‌گردد

شمارهٔ ۲۹۳: با دل گفتم که یار بر می گردد

شمارهٔ ۲۹۴: تو می گذری و بر دلم می گذرد

شمارهٔ ۲۹۵: آنچ از غم تو بر سر من می گذرد

شمارهٔ ۲۹۶: عهدی کرده ست این فلک بیهده گرد

شمارهٔ ۲۹۷: غیرت برم از زبان چو نام تو برد

شمارهٔ ۲۹۸: گرچه ز جفای تو بسی دیدم درد

شمارهٔ ۲۹۹: ظلمی ست بر آن دیده که در تو نگرد

شمارهٔ ۳۰۰: نه پایم ازین پس ره کویت سپرد

شمارهٔ ۳۰۱: گفتی دل دیوانه تو را شیدا کرد؟

شمارهٔ ۳۰۲: چون دست اجل تخته برهان بسترد

شمارهٔ ۳۰۳: مرگ تو بر آورد ز ایوانم گرد

شمارهٔ ۳۰۴: گفتم چو دلم لابه گری پیش آرد

شمارهٔ ۳۰۵: هرگز نکنی میل و دلت نگذارد

شمارهٔ ۳۰۶: آن درد که کوه را خروشان دارد

شمارهٔ ۳۰۷: زلف تو که خون ریختن آئین دارد

شمارهٔ ۳۰۸: با خوت که آدمی سرشتی دارد

شمارهٔ ۳۰۹: گر چه دلم از جور تو داغی دارد

شمارهٔ ۳۱۰: از وصل رخت هر که نشانی دارد

شمارهٔ ۳۱۱: نه دل ز غمت ذوق جوانی دارد

شمارهٔ ۳۱۲: دلدار ز سینه زنگ غم می سترد

شمارهٔ ۳۱۳: ترسم که به گریه دیده آبم ببرد

شمارهٔ ۳۱۴: چون بر دل موری ز تو ننشیند گرد

شمارهٔ ۳۱۵: تا کی عمرت به خودپرستی گذرد

شمارهٔ ۳۱۶: در عشق تو عمرم به ستم می گذرد

شمارهٔ ۳۱۷: سودای تو تا در سر من ماوا کرد

شمارهٔ ۳۱۸: گر چاره این تنگدلی باید کرد

شمارهٔ ۳۱۹: عشق تو به شوریده سری فاشم کرد

شمارهٔ ۳۲۰: محرم بدم و جور تو محرومم کرد

شمارهٔ ۳۲۱: انگار که راز دل نهان دانم کرد

شمارهٔ ۳۲۲: جانا غم دوری تو با ما آن کرد

شمارهٔ ۳۲۳: با هجر چنان حریف خو نتوان کرد

شمارهٔ ۳۲۴: کم نال دلا اگر شهت یاد نکرد

شمارهٔ ۳۲۵: بر سنگدلت ناله و دم کار نکرد

شمارهٔ ۳۲۶: دل با تو و صبر سازگاری که نکرد

شمارهٔ ۳۲۷: سودای تو آتش دلم افزون کرد

شمارهٔ ۳۲۸: قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد

شمارهٔ ۳۲۹: بر بام بدیدمش که جولان می کرد

شمارهٔ ۳۳۰: ای دل اگر آغاز به می خواهی کرد

شمارهٔ ۳۳۱: برهان که به مرگ خوب ناگاه بمرد

شمارهٔ ۳۳۲: آن دد که چو دمنه در کمینگاه بمرد

شمارهٔ ۳۳۳: دل بین که مرا غم که مهمان آورد

شمارهٔ ۳۳۴: عشق آمد و بر دلم شبیخون آورد

شمارهٔ ۳۳۵: تا هست غمت غمی دگر نتوان خورد

شمارهٔ ۳۳۶: نپسندم کایزد به گناهت گیرد

شمارهٔ ۳۳۷: گر سرو قد خوشت به بر در گیرد

شمارهٔ ۳۳۸: هر شب سپه غم تو راهم گیرد

شمارهٔ ۳۳۹: مگذار که کار دل قراری گیرد

شمارهٔ ۳۴۰: نه در تو فغان و یاربم می گیرد

شمارهٔ ۳۴۱: لافی ز تو پیش کس نمی یارم زد

شمارهٔ ۳۴۲: دم بی رخ یار نازنین نتوان زد

شمارهٔ ۳۴۳: بی بزم تو چشم جام می خون ریزد

شمارهٔ ۳۴۴: آن روز که آوازه محشر خیزد

شمارهٔ ۳۴۵: در هجر تو گر جان ز تنم برخیزد

شمارهٔ ۳۴۶: شاها کرمت از پی آن برخیزد

شمارهٔ ۳۴۷: اول سخنم چو از زبان برخیزد

شمارهٔ ۳۴۸: گل کیست که در رونق خد تو رسد

شمارهٔ ۳۴۹: گوئی که لبم بر لب نوش تو رسد

شمارهٔ ۳۵۰: از عشق چو بر جوان ملامت باشد

شمارهٔ ۳۵۱: تا گوش بود سوی سلامت باشد

شمارهٔ ۳۵۲: گر بر سر گل تاج مکلل باشد

شمارهٔ ۳۵۳: بشنو لغزی که سخت موزون باشد

شمارهٔ ۳۵۴: گفتم شبه ار سفته بود به باشد

شمارهٔ ۳۵۵: تا میل دلت به کین پرستی باشد

شمارهٔ ۳۵۶: نه مهر تو از دلم به در خواهد شد

شمارهٔ ۳۵۷: گردون که بدیهاش جوی کاست نشد

شمارهٔ ۳۵۸: کو جان که ز بیداد فلک خسته نشد

شمارهٔ ۳۵۹: در دل نفسی یاد تو گردیده نشد

شمارهٔ ۳۶۰: یارم به تفرج چمن بیرون شد

شمارهٔ ۳۶۱: بر تو به جوانی دلم من مفتون شد

شمارهٔ ۳۶۲: بر نام تو چون نام رهی املی شد

شمارهٔ ۳۶۳: از بس که رخ نامه به خون تر می‌شد

شمارهٔ ۳۶۴: بر یاد رخ و قد تو ای سرو بلند

شمارهٔ ۳۶۵: غصنی چو فروع شرع را سایه فکند

شمارهٔ ۳۶۶: گر برسر آتشم نشانی چو سپند

شمارهٔ ۳۶۷: پستم کردی به محنت ای چرخ بلند

شمارهٔ ۳۶۸: گریانم از اندوه و عدو بر من چند

شمارهٔ ۳۶۹: ای شاه چگونه ای در آن خاک نژند

شمارهٔ ۳۷۰: ای همچو سلیمانت سر و تاج بلند

شمارهٔ ۳۷۱: ایزد چو نهان من و تو می داند

شمارهٔ ۳۷۲: در جعبه روزگار یک تیر نماند

شمارهٔ ۳۷۳: گر خواب خوش است عق مرگش خواند

شمارهٔ ۳۷۴: عهدی دارد جهان که تا بتواند

شمارهٔ ۳۷۵: در دیده ز گلزار رخت خار بماند

شمارهٔ ۳۷۶: گلبرگ به روی چون بهارت ماند

شمارهٔ ۳۷۷: نه ابر به چشم اشکبارم ماند

شمارهٔ ۳۷۸: در دیده به جز اشک به دامن بنماند

شمارهٔ ۳۷۹: ای نفس چو برگ کامرانیت نماند

شمارهٔ ۳۸۰: ای دل چو شه ستوده آثار نماند

شمارهٔ ۳۸۱: گیرم که وفا و عهد را نام نماند

شمارهٔ ۳۸۲: جانا رمقی در دل شوریده نماند

شمارهٔ ۳۸۳: خورشید بماناد اگر سایه نماند

شمارهٔ ۳۸۴: گردون سیه دل که به کاسی ماند

شمارهٔ ۳۸۵: تا گرد گلت سنبل تر کاشته اند

شمارهٔ ۳۸۶: زان قصه دردم که یکی یار نخواند

شمارهٔ ۳۸۷: اشک و دل خونین شده با هم یارند

شمارهٔ ۳۸۸: خورشید و مه ار برت زمین بوس آرند

شمارهٔ ۳۸۹: مشتاقانت ز عافیت مهجورند

شمارهٔ ۳۹۰: هرگز دل من یکدم بی غم نزند

شمارهٔ ۳۹۱: آنانکه چهان کنند و مردم سوزند

شمارهٔ ۳۹۲: یک چند نبودم ز وصالت خرسند

شمارهٔ ۳۹۳: هر شب که مرا درد تو بیدار کند

شمارهٔ ۳۹۴: والله که گر دل مرا خوش نکند

شمارهٔ ۳۹۵: با من سگ گنجه پنجه در پنجه کند

شمارهٔ ۳۹۶: گفتم که تو را ماه فلک می خوانند

شمارهٔ ۳۹۷: مگذار که اغیار به راهت بینند

شمارهٔ ۳۹۸: آنم چو نمی دهی که مستان خواهند

شمارهٔ ۳۹۹: فردا چو حساب من مسکین خواهند

شمارهٔ ۴۰۰: از خاک چو رخت من بر افلاک نهند

شمارهٔ ۴۰۱: چشم ارتن خویش غرقه در خون بیند

شمارهٔ ۴۰۲: مسکین دلم از هجر تو آن می بیند

شمارهٔ ۴۰۳: گر خسته دلی شبی به غم بنشیند

شمارهٔ ۴۰۴: ای دل هوست به گفتگو ننشیند

شمارهٔ ۴۰۵: گه گریه ز مهرت آشنائی بدهد

شمارهٔ ۴۰۶: تا چرخ زمین را مدد از خور ندهد

شمارهٔ ۴۰۷: گفتم به یکی کله که خاکش فرسود

شمارهٔ ۴۰۸: ظلم است کز اوست عقل و دین ناخشنود

شمارهٔ ۴۰۹: تا هجر تو داغ دل ریشم فرمود

شمارهٔ ۴۱۰: آن دل که به دوری تو خرسند بود

شمارهٔ ۴۱۱: روزی که ز عشق من ملالت نبود

شمارهٔ ۴۱۲: می جز ز کف تو نوش لب خوش نبود

شمارهٔ ۴۱۳: ایزد چو به قهر دوزخت تافته بود

شمارهٔ ۴۱۴: شاها فلک از در فسوس تو بود

شمارهٔ ۴۱۵: تا جان دارم غمت ز جانم نرود

شمارهٔ ۴۱۶: درد تو ز دل به داغ هجران نرود

شمارهٔ ۴۱۷: ای نفس اگر خاک تو بر باد شود

شمارهٔ ۴۱۸: در چشم سپهر سرمه شرم شود

شمارهٔ ۴۱۹: ماهی که به مهرش دل خور گرم شود

شمارهٔ ۴۲۰: کاری فلکا از تو میسر نشود

شمارهٔ ۴۲۱: از خوی بدت که هیچ بهتر نشود

شمارهٔ ۴۲۲: هرگز هوست زین دل مستم نشود

شمارهٔ ۴۲۳: هرگز ز تو میل و آرزویم نشود

شمارهٔ ۴۲۴: ریش دل من به هجر تو به نشود

شمارهٔ ۴۲۵: خون گر ز لقب تاشی ات آگاه شود

شمارهٔ ۴۲۶: با هر که دلم به مهر پیوسته شود

شمارهٔ ۴۲۷: حاشا که به بوسه خالت آلوده شود

شمارهٔ ۴۲۸: تا سوسن آزاد زبان در تو کشید

شمارهٔ ۴۲۹: زان سیم وزری که در دم گاز آید

شمارهٔ ۴۳۰: شبها که دلم بی تو به فریاد آید

شمارهٔ ۴۳۱: هر باد که از جانب بغداد آید

شمارهٔ ۴۳۲: گر بر دلم از جور تو صد تیر آید

شمارهٔ ۴۳۳: ابروی ترا ز ماه نو ننگ آید

شمارهٔ ۴۳۴: از لطف تو قد سرو را حال آید

شمارهٔ ۴۳۵: نه کار به آب دیده بر می آید

شمارهٔ ۴۳۶: در نامه ز بس غم که به هر می آید

شمارهٔ ۴۳۷: چون یاد ز یار دلکشم می آید

شمارهٔ ۴۳۸: هر شب چو رهی زبون زغم می آید

شمارهٔ ۴۳۹: گل آب شد از شرم چو روی تو بدید

شمارهٔ ۴۴۰: دی گفت نهفته رخ چو در راهم دید

شمارهٔ ۴۴۱: گر روی تو را چو آینه بتوان دید

شمارهٔ ۴۴۲: گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید

شمارهٔ ۴۴۳: در ماتم شمس از شفق خون بچکید

شمارهٔ ۴۴۴: دیدمش خوی از گل ترش می بارید

شمارهٔ ۴۴۵: از بهر خدا به چشم جانش نگرید

شمارهٔ ۴۴۶: یار از پی کار مشکلم می گرید

شمارهٔ ۴۴۷: شمعی که ز سوز دل حزین می گرید

شمارهٔ ۴۴۸: تا جان دارم دلم به کویت پوید

شمارهٔ ۴۴۹: از جور تو دلبر ز دلم نیست خبر

شمارهٔ ۴۵۰: از قطره آب رخنه گردد مرمر

شمارهٔ ۴۵۱: نه صبر که تا به صلح باز آید یار

شمارهٔ ۴۵۲: چشمی دارم چو ابر دی گوهر بار

شمارهٔ ۴۵۳: بی وصل تو جان نخواهم ای زیبا یار

شمارهٔ ۴۵۴: بر سر مزن آن دست بلورین زنهار

شمارهٔ ۴۵۵: اندیشه عشقت دم سرد آرد بار

شمارهٔ ۴۵۶: ای دوست تو غم با من غمساز گذار

شمارهٔ ۴۵۷: آزرده مکن دل از من ای مه زنهار

شمارهٔ ۴۵۸: هر شب چو وزد بر دل من باد سحر

شمارهٔ ۴۵۹: هر صبح شوم به خلوت آباد سحر

شمارهٔ ۴۶۰: بر ما رقم خطا کشیدی آخر

شمارهٔ ۴۶۱: عشق آمد و تازه کرد ریشم دیگر

شمارهٔ ۴۶۲: ای نام من از عشق تو دیوانه شهر

شمارهٔ ۴۶۳: حالیست عجب با توام ای طیره حور

شمارهٔ ۴۶۴: آخر ز من ای عهد شکن یادآور

شمارهٔ ۴۶۵: ای دل زر و جاه از اهل دنیا مپذیر

شمارهٔ ۴۶۶: ای چون تو جوان نبوده در عالم پیر

شمارهٔ ۴۶۷: یارب غم دلبر ز روانم برگیر

شمارهٔ ۴۶۸: در کینه به جان بکوش و رک باز مگیر

شمارهٔ ۴۶۹: با جوز عروس حجله بستند و سریر

شمارهٔ ۴۷۰: زان سوز که از تو دارم ای شمع طراز

شمارهٔ ۴۷۱: ازبیخوابی در دل شبهای دراز

شمارهٔ ۴۷۲: یکدم نشوی با من مسکین دمساز

شمارهٔ ۴۷۳: برقی بودی که جستی ای مایه ناز

شمارهٔ ۴۷۴: تا کی بود این فریب و مکر ای بد ساز

شمارهٔ ۴۷۵: چون رشته تنم به تاب هجران مگذار

شمارهٔ ۴۷۶: چون روی نمود بخت و وصل آمد ساز

شمارهٔ ۴۷۷: نومید بدم ز دیدنت عمر دراز

شمارهٔ ۴۷۸: شمعم که ز دوری تو ای مایه ناز

شمارهٔ ۴۷۹: شد جان عطا ز اوج گردون به فراز

شمارهٔ ۴۸۰: آغاز غم تو ماجرائیست دراز

شمارهٔ ۴۸۱: گفتم ای اجل با تو ستیزد هرگز

شمارهٔ ۴۸۲: شمعم که ز دوری تو ای جان افروز

شمارهٔ ۴۸۳: دل می گسلد ز عشق زنجیر هنوز

شمارهٔ ۴۸۴: در چشم من است آن رخ رخشنده هنوز

شمارهٔ ۴۸۵: ای دوست در آن شکایتی یانه هنوز

شمارهٔ ۴۸۶: ای دوست ز دوست تا توانی مگریز

شمارهٔ ۴۸۷: ای نفس مزن به جور و بیداد نفس

شمارهٔ ۴۸۸: جانا شکری زان لب شیرینم بس

شمارهٔ ۴۸۹: در عشق خیال تو مرا محرم بس

شمارهٔ ۴۹۰: ای صبح رخ از سوز شب تار بترس

شمارهٔ ۴۹۱: گفتم به تو از ناله درویش بترس

شمارهٔ ۴۹۲: درمان چو نجوئیم به دل درد مباش

شمارهٔ ۴۹۳: ای تن ز شب دراز دلسوز مباش

شمارهٔ ۴۹۴: گر عاشقی انده کش هجران می باش

شمارهٔ ۴۹۵: یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش

شمارهٔ ۴۹۶: سبحان لله قد و خط و رخسارش

شمارهٔ ۴۹۷: سوگند به خاک قامت چالاکش

شمارهٔ ۴۹۸: دلخسته ام از شنیدن احوالش

شمارهٔ ۴۹۹: شمعی که ازوست عیش می خوران خوش

شمارهٔ ۵۰۰: ای گاه عتاب خوی بدساز تو خوش

شمارهٔ ۵۰۱: ای چون لب شیرین تو دشنام تو خوش

شمارهٔ ۵۰۲: سیلاب ز جوی دیده راندم شب دوش

شمارهٔ ۵۰۳: خوش باش به هر حال و مشو بیش اندیش

شمارهٔ ۵۰۴: ای روی تو آراسته بی آرایش

شمارهٔ ۵۰۵: ای جور تو از صبر من غمگین بیش

شمارهٔ ۵۰۶: اکنون که تهی ست منزل من ز نشاط

شمارهٔ ۵۰۷: از آتش دل شدم شب افروز چو شمع

شمارهٔ ۵۰۸: جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق

شمارهٔ ۵۰۹: خون کرد دلم را چو دل لاله فراق

شمارهٔ ۵۱۰: عهد من دل شکسته زینگونه سبک

شمارهٔ ۵۱۱: از نظم تباه دل نمی داری تنگ

شمارهٔ ۵۱۲: ای سنگدل ار کوه ثباتی و درنگ

شمارهٔ ۵۱۳: دلهاست ز چشم و دهن تنگ تو تنگ

شمارهٔ ۵۱۴: نه عمر عزیز داد یک راحت دل

شمارهٔ ۵۱۵: ره جوی و مکن تکیه بر این منزل گل

شمارهٔ ۵۱۶: هرگز ز تو نگلسم محال است محال

شمارهٔ ۵۱۷: ای یار چو اندیشه و مونس چو خیال

شمارهٔ ۵۱۸: گشتم ز جفای فلک و گردش سال

شمارهٔ ۵۱۹: رسوا شدم از دیده و شیدا از دل

شمارهٔ ۵۲۰: ای کرده پر از خاک جفا مفرش دل

شمارهٔ ۵۲۱: در عشق توام نه صبر برخاست نه دل

شمارهٔ ۵۲۲: برخیز که غنچه در قماط است ای دل

شمارهٔ ۵۲۳: این عمر کز و هست ملالی حاصل

شمارهٔ ۵۲۴: آنکو رقم قضا بزد پیش از عقل

شمارهٔ ۵۲۵: از عشق عنا یافتم از مهر الم

شمارهٔ ۵۲۶: این کوزه که پر آب حیات است مدام

شمارهٔ ۵۲۷: هر آه که من به صبحگاهی زده‌ام

شمارهٔ ۵۲۸: من نیستم آن کسی که هستی طلبم

شمارهٔ ۵۲۹: دوش از تو چو ناامید برگردیدم

شمارهٔ ۵۳۰: هر چند که در تو بیشتر می نگرم

شمارهٔ ۵۳۱: گفتی که به فریاد رسی یکبارم

شمارهٔ ۵۳۲: دی گفت ز روی آزمون دلدارم

شمارهٔ ۵۳۳: تا چند دریغ قلم رانده خورم

شمارهٔ ۵۳۴: بر من چو گذر کند بت کشمیرم

شمارهٔ ۵۳۵: نز روزه فرض و مستحب می ترسم

شمارهٔ ۵۳۶: تا چند جفای این غم آباد کشم

شمارهٔ ۵۳۷: زین دام بلا که در وی افتاد دلم

شمارهٔ ۵۳۸: از بسکه رسد زخم غمت سوی دلم

شمارهٔ ۵۳۹: شمعم که ز تست جانم ای جانانم

شمارهٔ ۵۴۰: ترسم که شبی سحر دعائی بکنم

شمارهٔ ۵۴۱: هجر تو تباه کرد حالم چکنم

شمارهٔ ۵۴۲: در از لب گوهر شکنش می خواهم

شمارهٔ ۵۴۳: هنگام وداع تا به منزل رفتیم

شمارهٔ ۵۴۴: ما گرچه به نطق طوطی خوش نفسیم

شمارهٔ ۵۴۵: ای چرخ ز گردش تو خرسند نیم

شمارهٔ ۵۴۶: هر شب چو شباهنگ بگرید با من

شمارهٔ ۵۴۷: در عشق تو کس تاب نیارد جز من

شمارهٔ ۵۴۸: نه کارگر است چاره سازی با تو

شمارهٔ ۵۴۹: آمد بنشست، گفت برخیز و برو!

شمارهٔ ۵۵۰: ما را نبود دلی که کار آید ازو

شمارهٔ ۵۵۱: جانکاه منی و دل‌فزای همه‌ای

شمارهٔ ۵۵۲: ای دل ز می غرور مستی تا کی

شمارهٔ ۵۵۳: از سادگی و سلیمی و مسکینی

شمارهٔ ۵۵۴: هر دم ز من دلشده بیزار شوی

شمارهٔ ۵۵۵: نه عشق شنیده ام بدین رسوائی