در عشق چو من سوخته غمخور نیست
در حسن نظیر تو بتی دلبر نیست
در آینه خود نگر و عاشق شو
گر عشق من و حسن خودت باور نیست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در عشق چو من سوخته غمخور نیست
در حسن نظیر تو بتی دلبر نیست
در آینه خود نگر و عاشق شو
گر عشق من و حسن خودت باور نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به شدت از عشق و زیبایی میگوید و احساسات عمیق خود را با دیگران مقایسه میکند. او اشاره میکند که در عشقش، مانند او کسی درد و رنج نمیکشد و هیچکس به زیبایی معشوقش نمیرسد. همچنین، او از معشوق میخواهد که به خود نگاه کند و عشق را در درون خود بیابد و اگر احساس میکند عشق او واقعی نیست، باید این حس را درک کند. در واقع، او تأکید دارد که عشق و زیبایی واقعی در درون خود انسان وجود دارد.
هوش مصنوعی: در عشق، کسی مانند من که سوخته و دل شکسته است، وجود ندارد و در زیبایی تو، هیچ بتی مانند تو نیست که دل را تسخیر کند.
هوش مصنوعی: در آینه به خود نگاه کن و عاشق خودت شو، اگر به عشق من و زیبایی خودت اعتقادی نداری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که حیوتش آن دل و دلبر نیست
و آن خال و خد و آن لب چون شکر نیست
جان ودل را چو ارو و زلف ببرد
در هر دو جهان مشرک و هم کافر نیست
از کفر بکفر رفتنت باور نیست
[...]
آن دل که بجز سوی غمت رهبر نیست
بی روی دلفروز توام در خور نیست
جان گرچه عزیزست ولی جانب او
از جانب رخسار تو نازک تر نیست
چشمت که چنو زهره افسونگر نیست
از تیغ که مریخ زند کمتر نیست
تا مشتری رخ چو ماهت شده ام
روز زحلم به هیچ رو درخور نیست
از تو به که نالم که دگر داور نیست
وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست
آن را که تو رهبری کسی گم نکند
وآن را که تو گم کنی کسی رهبر نیست
آنرا که دل از عشق تو کور و کر نیست
همچون دل من در پی شور و شر نیست
وصل تو بزور یا بزر دست دهد
زین پس من و هجر تو چو زور و زر نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.