گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

بر شاعر تاز زیر خسب حین روب

لت کوب خوهم کرد برآرم آشوب

خیزد بمیانجی از میان پایم چوب

کاین کوفته مرا بمن بخش و مکوب

اوحدالدین کرمانی

العمر مضی وفاتنی المطلوبُ

لَا القلبُ اطاعنی و لا المحبوبُ

دمعی و دمی کلاهما مسلوبُ

یا یوسُف صل فانّنی یعقوبُ

مولانا

ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب

ای آنکه تو صحت تنی من ایوب

من خود چه کسم ای همه را تو محبوب

من دست همی‌زنم تو پائی میکوب

حکیم نزاری

خواهم ز تو چیزی به معمایی خوب

کان هست چو طبعت به لطافت منسوب

دانی چه سوال می کنم باده بنه

نصفیش مصحف کن و نصفی مقلوب

قائم مقام فراهانی

گفتی که نشد خوب که گشتی مغضوب

بد شد که به شاه از تو شمردند عیوب

ای خواجه: ترا چه با من و خواجه من؟

من دانم و وان که بد کند با من و خوب

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه