گنجور

 
صغیر اصفهانی
 

شمارهٔ ۱ - ساقی‌نامه: بیا ساقی ای رشگ حور بهشت - که رشگ بهشتست گلزار و کشت

شمارهٔ ۲ - بسمه تعالی شانه: ای همه هستی همه هستی توئی - غیر تو کو تا که درآید دوئی

شمارهٔ ۳ - ارسال رسل: زان همه ارسال رسل در سبق - تربیت نوع بشر خواست حق

شمارهٔ ۴ - ستایش: سعی بزرگان و مهان یاد باد - روح سلاطین جهان شاد باد

شمارهٔ ۵ - سبب نظم کتاب: گر طلبی علت نظم کتاب - گویمت این نکته ز روی صواب

شمارهٔ ۶ - چشمه آب حیات: علم بود چشمهٔ آب حیات - علم بود معنی راه نجات

شمارهٔ ۷ - آیت کبری: ای بشر ای آیت کبرای حق - آینهٔ طلعت زیبای حق

شمارهٔ ۸ - رؤیای صادقه: دوش مرا خواب بچشم پر آب - گشت هجوم آور و دیدم بخواب

شمارهٔ ۹ - نسخه کیمیا: بود بسی در طمع کیمیا - چهرهٔ من زرد به رنگ طلا

شمارهٔ ۱۰ - پادشاه رعیت نواز: پادشهی بود رعیت‌نواز - ساز عدالت بجهان کرده ساز

شمارهٔ ۱۱ - قافلهٔ سوداگر: قافله‌ای بست پی سود بار - عزم سفر کرد ز شهر و دیار

شمارهٔ ۱۲ - نتیجه راستی: قافله ئی بد برهی رهسپار - شد بکف رهزن چندی دچار

شمارهٔ ۱۳ - کار و کارگر در سال ۱۳۰۷ شمسی سروده شد: کار کن و کار کن و کار کن - بار خود ای جامعه خود بار کن

شمارهٔ ۱۴ - علم و عمل: چون به ازل طرح جهان ریختند - عالم و عمل را بهم‌ آمیختند

شمارهٔ ۱۵ - پنبهٔ ایران: گوش فرا دار که گوید صریح - پنبهٔ ایران به زبان فصیح

شمارهٔ ۱۶ - مس و چینی: دوش رسیدند بخوان نعم - ظرف مس و کاسهٔ چینی بهم

شمارهٔ ۱۷ - اشتر و گله: اشتری از سردی دی گشت‌زار - رفت سوی آغلی از کشت‌زار

شمارهٔ ۱۸ - شیر و روباه: گرسنه شیری چو حریصان بدشت - در طلب طعمه بهر سوی گشت

شمارهٔ ۱۹ - حاسد و محسود: بود دو تن را دو درخت کهن - حاسد و محسود بدند آن دو تن

شمارهٔ ۲۰ - سخت و سست: سخت گرانی به درختی نشست - سست بدآن شاخ و بهم درشکست

شمارهٔ ۲۱ - گل و خار: گفت گلی از سر نخوت بخار - کی ز تو هر خاطر خرم فکار

شمارهٔ ۲۲ - نتیجهٔ ظلم: بود یکی ظالم مردم گداز - مردم از او در حذر و احتراز

شمارهٔ ۲۳ - ماست کش و یخ کش: ماست کشی بود به عهد قدیم - در هنر ماست کشی مستقیم

شمارهٔ ۲۴ - خانهٔ تنگ: خانه ما هست بسی تنگ‌تر - از رحم مادر و صلب پدر

شمارهٔ ۲۵ - کیفیت صلحیهٔ اصفهان: گوش فرا دار که سازم بیان - کیفیت صلحیهٔ اصفهان

شمارهٔ ۲۶ - مصاحبت دو نادان: بود یکی مرد تهی مغز خام - با زن خود خفته شبی روی بام

شمارهٔ ۲۷ - شلتاق پلتاق: صیحگهی پر فن حیلت‌گری - از همه در مکر و حیل برتری

شمارهٔ ۲۸ - قدک و صباغ: داد به صباغ کسی یک قدک - گفت که ای خم تو رشگ فلک

شمارهٔ ۲۹ - پند لقمان: حضرت لقمان که بنوع بشر - هست ز حکمت بحقیقت پدر

شمارهٔ ۳۰ - حکمت افلاطون: دید فلاطون مرضی در مزاج - جست ز شاگرد خود آنرا علاج

شمارهٔ ۳۱ - در مذمت نوشابه: بود یکی خانه چو باغ جنان - سر بسر اسباب تجمل در آن

شمارهٔ ۳۲ - سؤال موسی: موسی عمران به مناجات حق - گفت که ای هست کن ما خلق

شمارهٔ ۳۳ - کلام عیسی: عیسی مریم چو علم بر فراخت - بر به جهان کوس نبوت نواخت

شمارهٔ ۳۴ - مرام احمد: احمد خاتم شه اقلیم جود - جان جهان مهر سپهر وجود

شمارهٔ ۳۵ - ماهی و صدف: ماهیکی در تک بحر از صدف - کرد سئوالی پی کسب شرف

شمارهٔ ۳۶ - حسن و مال: دوش ز من کرد عزیزی سئوال - از بهی و برتری حسن و مال

شمارهٔ ۳۷ - سیرچمن: از پی تفریح شدم صبحدم - در چمنی غیرت باغ ارم

شمارهٔ ۳۸ - دف و مطرب: دف به کف مطربکی تیز هوش - داشت چنین از ره معنی خروش

شمارهٔ ۳۹ - بلبل و پروانه: بلیلی از نالهٔ مستانه‌ای - کرد مباهات به پروانه‌ای

شمارهٔ ۴۰ - اسباب درویشی: بوالهوس دل به هوا بسته‌ئی - گفت بدرویش ز خود رسته‌ئی

شمارهٔ ۴۱ - خودبینی: اسب سواری لب آبی رسید - مرکبش از پویه بماند و رمید

شمارهٔ ۴۲ - احمد و محمود: دخترکی سن دهش ناتمام - ناشده در خانهٔ شویش مقام

شمارهٔ ۴۳ - کشف راز: گفت کسی با دگری راز خویش - کرد در آن مطلبش انباز خویش

شمارهٔ ۴۴ - حکایت: خواجهٔ دنیا طلب کاهلی - مست خرافت ز خدا غافلی

شمارهٔ ۴۵ - حکایت: عارفی از ضعف به بستر فتاد - مرگ برویش در محنت گشاد

شمارهٔ ۴۶ - حکایت: شیر خدا رهبر اهل یقین - حیدر صفدر شه دنیا و دین

شمارهٔ ۴۷ - اعتذار: دفتر جان بخش و داد بشر - عیب مدان باشد اگر مختصر

شمارهٔ ۴۸ - حکایت: شنیدستم بدیوانه نمائی - ترحم کرد شخصی کفش پائی

شمارهٔ ۴۹ - حکایت: بزشتی کرد تسخر عیب‌جوئی - که از خوبی نداری آبروئی

شمارهٔ ۵۰ - گل و شبنم: گل و شبنم به هم در بوستانی - خوش افکندند طرح داستانی

شمارهٔ ۵۱ - تنبیه: خرد را گفتم ای دانای هر راز - مرا از کار دل کن عقده‌ای باز

شمارهٔ ۵۲ - حکایت: شنیدستم که لقمان نکو نام - بمردم بی‌طمع دادی همی وام

شمارهٔ ۵۳ - نصیحت: بکن پندی سرور آور ز من گوش - گرت فرسود غم بر دفع آن کوش

شمارهٔ ۵۴ - نصیحت: بخر پند و مکن حکمت فروشی - خموشی کن خموشی کن خموشی

شمارهٔ ۵۵ - نصیحت: گرت باید به گیتی سر فرازی - بکن در خویش کسب بی نیازی

شمارهٔ ۵۶ - در محبت: محبت جلوهٔ اول ز حق دان - ز بعد کنت کنزا حببت برخوان

شمارهٔ ۵۷ - در همین مقام: کسی پرسید از من سر خلقت - بگفتم نیستم آگه ز حکمت

شمارهٔ ۵۸ - نصیحت: چنان بایدت زیستن در جهان - که بعد از تو گویند حیف از فلان

شمارهٔ ۵۹ - حکایت: شنیدم که مردی سعادت نصیب - به شهری درآمد وحید و غریب

شمارهٔ ۶۰ - حکایت: برستم چه خوش گفت فرزانه زال - که ای پور نام آور بی‌همال

شمارهٔ ۶۱ - حکایت: شنیدم که رستم به مازندران - چو بر کشتن دیو بستی میان

شمارهٔ ۶۲ - نصیحت: از یاد خدا مباش غافل - طاعت به ریا مساز باطل

شمارهٔ ۶۳ - حکایت: گفت درویشی شبانگه با مرید - خیز و رو از حجره بیرون ای سعید

شمارهٔ ۶۴ - حکایت: دید مردی راعسس غلطان بخاک - نی ز خلق و نی زر سوائیش باک

شمارهٔ ۶۵ - حکایت: داد درویشی از ره تمهید - سر قلیان خویش را به مرید

شمارهٔ ۶۶ - نصیحت: ای که آزردن خلقت کار است - هم مکافات تو آن آزار است

شمارهٔ ۱۰۲ - در ستایش و تعریف فردوسی علیه‌الرحمه بالفاظ فارسی: دو تن پهلوان سخن در میان - سخن بودشان از تن و از روان

شمارهٔ ۱۰۴ - آقای بهمنی یکی از شعرای گستاخ: اشعاری اعتراض‌آمیز نسبت بخلقت سروده بودند آقای سرهنگ اخگر به جواب آن مبادرت و اشعاری سروده باسم بیچون نامه بچاپ رساندند مدیر روزنامهٔ کانون شعرا آقای حسین مطیعی آن دو منظومه را در دسترس نویسندگان و شعرای دور و نزدیک گذاردند و از آنان نظریه خواستند و آنها را در کتابی باسم اسرار حقیقت بچاپ رساندند اشعار ذیل نظریه حقیر است که در آن کتاب بچاپ رسیده. - مدیرنامهٔ نامی کانون

شمارهٔ ۱۱۴ - غدیریه به بحر جدید: زهی عید همایون سعیدی - که چون او بجهان نامده عیدی

شمارهٔ ۱۱۴ - قطعه: شنیدم که کوری به خاک زمین - به شکرانه هر لحظه سودی جبین

شمارهٔ ۱۱۵ - قطعه: زبان زندانی و کام تو زندان - مقفل گشته این زندان بدندان

شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه در میلاد مسعود حضرت خاتم المرسلین (ص): یکی ز اتباع عبسی پور مریم - به استعلا همی زد زین بیان دم

شمارهٔ ۱۱۷ - وصیت حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلام: شیر یزدان شاه مردان با پسر - گفت جان بردم اگر از زخم سر