در این بخش شعرهایی را فهرست کردهایم که در آنها شهریار مصرع یا بیتی از سعدی را عیناً نقل قول کرده است:
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ :: سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱
شهریار (بیت ۱۰): دگران روند تنها به مثل به قاضی اما - تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
سعدی (بیت ۱): تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری - که جمال سرو بستان و کمال ماه داری
در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کردهایم:
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا:به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا - که این دو فتنه به هم میزنند دنیا را
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:اگر تو فارغی از حال دوستان یارا - فراغت از تو میسّر نمیشود ما را
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:شب فراق نخواهم دَواج دیبا را - که شبدراز بُوَد خوابگاه تنها را
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳:سپاس دار خدای لطیف دانا را - که لطف کرد و به هم برگماشت اعدا را
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۴ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است:سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست - که پیش اهل هنر منصبی بود ما را
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷ - طور تجلی:شب به هم درشکند زلف چلیپایی را - صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:لاابالی چه کند دفتر دانایی را؟ - طاقتِ وعظ نباشد سر سودایی را
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب:صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب - چه دولتی است به زندانیان خاک نصیب
سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۴:قیامتست سفر کردن از دیار حبیب - مرا همیشه قضا را قیامتست نصیب
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۸:مباش غره به گفتار مادح طماع - که دام مکر نهاد از برای صید نصیب
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی:تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است - طالع مگو که چشمهٔ خورشید خاور است
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است - پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی:خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست - به زندگانی من فرصت جوانی نیست
سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت:خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست - پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۷:اگر بمُرد عَدو، جایِ شادمانی نیست - که زندگانیِ ما نیز جاودانی نیست
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲ - مسافر مجنون:رفتم و بیشم نبود روی اقامت - وعده دیدار گو بمان به قیامت
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:این که تو داری قیامت است، نه قامت - وین نه تَبَسُّم که مُعْجِز است و کِرامَت
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲ - شهید عشق:به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک - که من چو لاله به داغ تو خفتهام در خاک
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۲:کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش - وگر ستیزه برد در دو چشمش آکن خاک
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم:به تیرهبختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم - ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱:دو هفته میگذرد کآن مه دوهفته ندیدم - به جان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم - تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم - خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷ - دیگجوش:اگرچه رند و خراب و گدای خانه به دوشم - گدائی در عشقت به سلطنت نفروشم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم - نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن:خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم - خمار آن بهار شوخ و شهر آشوب شمرانم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم - قضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانم
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱ - عهد قدیم:چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم - خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم - خواب در روضهٔ رضوان نکند اهل نعیم
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم - الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم
سعدی » رسائل نثر » شمارهٔ ۴ - رساله در عقل و عشق:سالک راه خدا پادشه ملک سخن - ای ز الفاظ تو آفاق پر از درّ یتیم
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت:در بهاران سری از خاک برون آوردن - خنده ای کردن و از باد خزان افسردن
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:دست با سرو روان چون نرسد در گردن - چارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار:کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی - نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸:قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی - و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا:ای ماه شب دریا ای چشمه زیبایی - یک چشمه و صد دریا فری و فریبایی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی - ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴ - شیدائی:رندم و شهره به شوریدگی و شیدایی - شیوهام چشمچرانی و قدحپیمایی
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل:چند بارد غم دنیا به تن تنهایی - وای بر من تن تنها و غم دنیایی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:تو پریزاده ندانم ز کجا میآیی - کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت:شکفتهام به تماشای چشم شهلایی - که جز به چشم دلش نشکفد تماشایی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۶:دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی - که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی
سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظت:دریغ روز جوانی و عهد برنایی - نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی
سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوان:شبی و شمعی و گویندهای و زیبایی - ندارم از همه عالم دگر تمنایی
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۳:امید عافیت آنگه بود موافق عقل - که نبض را به طبیعت شناس بنمایی
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۶:ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید - به تجربت بزند بر محک دانایی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۸:امید عافیت آن گه بود موافق عقل - که نبض را به طبیعتشناس بنمایی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری:آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری - ماهم از کارگه دیده نهان شد چو پری
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵:بخت آیینه ندارم که در او مینگری - خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۰۱:خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس - بازگویم نه که صدباره ازو نحستری
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۰۲:دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت - گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری
سعدی » گلستان » دیباچه:ابر و باد و مَه و خورشید و فلک در کارند - تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » خبیثات » شمارهٔ ۴۵:خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را - باز گویم نه، که صد بار از او نحستری
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری:زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری - من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۱:خوش بوَد یاری و یاری بر کنار سبزهزاری - مهربانان، روی بر هم، وز حسودان بر کناری
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ:ز دریچههای چشمم نظری به ماه داری - چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:تو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داری - که جمال سرو بستان و کمال ماه داری
سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:چو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داری - گرت آدمیتی هست دلش نگاه داری
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریق:ای گل به شکر آنکه در این بوستان گلی - خوش دار خاطری ز خزان دیده بلبلی
سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:هر روز باد میبرد از بوستان گلی - مجروح میکند دل مسکین بلبلی
سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر انکیانو:دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی - زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانی:خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی - ولی ز بخت بد از من نه جسم ماند و نه جانی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی - جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۲۲:نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا - که التفات نکردند بر وی اهل معانی
-
شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی - من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۸:همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی - وین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی


