گنجور

 
سعدی شیرازی
 

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است

پیغام آشنا نفس روح پرور است

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منور است

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است

کاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنان

بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمر است

شب‌های بی توام شب گور است در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشر است

گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیور است

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است

زنهار از این امید درازت که در دل است

هیهات از این خیال محالت که در سر است

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای جاویدان » شمارهٔ ۹۸ » (ابوعطا) (۲۱:۵۴ - ۲۷:۱۷) نوازندگان: مجد، لطف‌ الله (‎تار) خواننده آواز: بنان، غلامحسین سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ازهرچه میرود سخن دوست خوشتر است

یک شاخه گل » شمارهٔ ۲۷۲ » (ماهور) (۱۰:۲۵ - ۱۰:۵۶) نوازندگان: عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ازهرچه میرود سخن دوست خوشتر است

یک شاخه گل » شمارهٔ ۴۳۲ » (نوا) (۱۲:۳۲ - ۱۴:۱۵) نوازندگان: فرهنگ شریف (‎تار) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ازهرچه میرود سخن دوست خوشتر است

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » دیده‌ی مشتاق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی به تاریخ ۳ اسفند ۵۹

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 460 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 513 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 646

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا سعدی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۶ نوشته:

3. معنای بیت واضح است، تنها نکته قابل اشاره تفاوت بین شمع و چراغ است، نور شمع بیشتر از نور چراغ بوده است:
اول چراغ بودی آهسته شمع گشتی
آسان فراگرفتم در خرمن اوفتادی

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۰ نوشته:

گیسویت عنبرینه‌ی گردن تمام بود.........مصرع نخست از بیت نهم

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۸ نوشته:

مصرع نخست از اولین بیت بدین صورت ضرب المثل شده است:
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است......والله اعلم

 

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۰ نوشته:

من در میان جمع و دلم جای دیگرست...
خوشا آن جمعی که تو سعدی بزرگوار در آن بوده باشی...
شمع مجلس گر تو باشی از هوا پروانه بارد
گر گل گلشن تو باشی از زمین بلبل بروید
درود بر حضرت عشق... سعدی بزرگ

 

قدرت خدرلو در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۵ نوشته:

نفس روح پرور یاد آور جمله معروف سعدی درمقدمه گلستان است. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است وچون بر می آید می آید مفرح ذات.درود بر دوستداران ادبیات فارسی

 

وشایق در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۰ نوشته:

با سلام ( سعدی خیال بیهده بستی امید وصل هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است ) سعدی از عرفایی است که بسیار از هجر نالیده است و همیشه یاداور لحظه های شیرین وصل بوده و همه ارزویش این بوده که هجرانی در کار نباشد اما بسیاری از عرفا از وصل و هجران فارغ بوده اند و خواست دوست را ترجیح داده اند اگر دوست وصل خواهد بسندیده اند و اگر هجران خواست او بوده بر دیده منت نهاده اند ( یکی درد و یکی درمان بسندد یکی وصل و یکی هجران بسندد من از درمان و درد و وصل و هجران بسندم انچه را جانان بسندد ) (ماییم و در میکده تا یار چه خواهد دلبسته انیم که دلدار چه خواهد صد شکر کز الایش کثرت برهیدیم در عالم وحدت دل بیدار چه خواهد ما را هوسی نیست که در میکده شادیم در سینه دگر اه شرر بار چه خواهد دل خون شدو جان رفت ز گف در ره جانان از ما دگر ان دلبر عیار چه خواهد ما عقل رها کرده و سر گشنه و مستیم از می زدگان عاقل هشیار چه خواهد هر کس بد ما گفت نرنجیم و ندانیم ان بی خبر خام از این کار چه خواهد گر نور ببخشند و نبخشند غمی نیست ماییم و در میکده تا یار چه خواهد )

 

محبوبه ذوالقدر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۷ نوشته:

سلام ،باز هم در جواب سعدی شیرین سخن و تقدیم به
ساحت دوست:
در خشکسال عاطفه چشم وفا مدار
محبوب ما اگرچه پری رو ستمگر است

 

محمد ع در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۹ نوشته:

حتما به دوستان توصیه میکنم . این شعر رو با صدای حضرت استاد محمد رضا شجریان گوش کنن . اجرای خصوصی با نی جناب موسوی .

 

احمد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۰ نوشته:

اگر مصرع اول از بیت سوم را اینگونه بخوانیم (با اجازه حضرت سعدی) بهتر معنی خواهد داد:
شاهد که در میانه بود، شمع گو بمیر

 

کسرا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۶ نوشته:

سعدی بدون شک برترین شاعر تاریخ ادبیات پارسی ...
در دیوان شگفت انگیز اشعار سعدی پر است از این غزلهای دلنواز

 

بیگانه در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

می شود برای این شعر بمیرم؟!...

 

گمنام-۱ در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۰ نوشته:

بیگانه آشنا،
می گویند مرگ و زندگی دست خداست( که این کمترین باور ندارد)
اما شرکار در این گونه تصمیم ها عجولانه رفتار نفرمایید
زندگیتان دراز و روزگار به کام باد
تا آنشا الله بیش و بیشتر از زلال شعر فارسی سیراب شوید.

 

۷ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود
با این گیسوی خوشبوی عنبرینه چه نیازی هست که عنبرینه به گردن بیاویزی زیرا که معشوق خوبروی یا خوشبوی چه محتاج زیور است

 

۷ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۷ نوشته:

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر
چون هست اگر چراغ نباشد منور است
فریبا در میان نباشد شمع خاموش بهتر اگر هم بود با آن چهره همچو آفتابش کور سوی شمع به چه کار می آمد?

 

بهنام در ‫۳ سال قبل، جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۴ نوشته:

گیسوت عنبرینه و گردن تمام عود

 

سید امیر تودهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۸ نوشته:

درود بر بزرگواران
مصراع اول از بیت پنجم :جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق ...
شاید " جان میبرم " ( جانم را میبرم که ...) درست تر باشد .
نعوذ بالله نه اینکه در گفتار حضرت سعدی فضولی کرده باشم شاید اشتباه نوشتاری در چاپ باشد .ببخشید.

 

nabavar در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۰ نوشته:

گرامی امیر
اگر چنین معنا کنی درست می شود
می‌روم که جان در قدم اندازمش ز شوق
یعنی که جان را در قدمش خواهم انداخت

 

محمد صادق احمدی فر در ‫۱ سال قبل، پنج شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۶ نوشته:

اجرای استاد محمد رضا شجریان با نی جناب عندلیبی در کنسرت گروه عارف از این شعر بسیار زیباست....

 

سلیمان فرهادیان در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۷ نوشته:

با سلام

استاد گرامی جناب آقای محمدرضا شجریان در کنسرتی که گویا در آلمان برگزار شده است، این غزل را به زیبایی هرچه تمام تر خوانده است.

در این کنسرت، این غزل سعدی
از هرچه میرود سخن دوست خوشتر است
همراه با غزلیاتی دیگر از جمله
سرو سیمینا به صحرا می روی

و

گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
اجرا شده است.
متاسفانه آلبوم این اجرا به شکل رسمی عرضه نشده است اما این کنسرت در برخی از سایت ها با عنوان «نوبت عاشقی» ارائه شده است که متاسفانه کیفیت خیلی خوبی ندارد.
شنیدن این آوازها، شنونده را بیشتر با زیبایی این غزل ها آشنا می کند.
ارادتمند
سلیمان فرهادیان

 

مائده در ‫۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱ نوشته:

سلام. در پاسخ دوست عزیز آقای احمد
فکر میکنم مفهوم مصرع این باشه که اگر شاهد یا محبوب نباشد، دیگر به شمع هم نیازی نیست و تاریکی را ترجیح میدهد به نور بدون وجود محبوب. و اینکه نور شمع بدون حضور شاهد اعتبار و ارزشی ندارد.
و در مصرع بعدی میگن که به چراغ نیازی نیست وقتی وجود نورانی شاهد در جمع باشد. وجود شاهد کافیست برای نورانی کردن محفل.

 

گودرزی در ‫۷ ماه قبل، یک شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۶ نوشته:

از هر چه میگذرد در شعر جمله ای است که بادستکاری شعر جایگزین این جمله شده است و در واقع درستی شعر اینگونه اسن :
از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است
پیغام آشنا نفس روح پرور است.

 

مجید majidrazzazi@gmail.com در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۰ نوشته:

جناب گودرزی اظهارنظر درباره غزل استاد سخن کاری است سخت سترگ که تنها فحول ادب را شاید. جناب تان چیزی نوشته اید که اساسا در غزل شیخ اجل نیست و جسورانه پیشنهادی میکنید که ایراد عروضی را به شعر حضرت سعدی وارد می‌کند که دامن شعرش از این ‌لغزشها پاک است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.