1. درود، مصرع اخر احتمالا “ببویی” باید درست باشد

    Comment by ستار — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۶ ب.ظ

  2. سلام
    در رابط با بیت هشتم
    در بزم وصالش همه کس طالب دیدار//تا یار که را خواهدو میلش به که باشد

    دولتشاه

    Comment by behzad — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ

  3. ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
    هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

    Comment by رامین — آبان ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۱ ق.ظ

  4. ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
    هزار سال پس از مرگش ار به ینبویی

    درست: بینبویی
    انبوییدن=بو کردن
    بینبویی=بو کنی

    Comment by 7 — تیر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۵:۵۲ ق.ظ

  5. درود بر ۷ !
    حاشیه آخر صحیح است .

    Comment by شمس الحق — تیر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۵ ب.ظ

  6. جناب ۶+۱
    در برخی نسخه های تازه تر ، همانگونه که فروغی هم در حاشیه آورده است ،
    مصراع دوم بدینگونه ثبت شده است:
    هزار سال پس ازمرگ او اگر بویی( گرش بویی)
    و جایی نخستین مصرع:
    زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید
    به هر حال ” به ینبویی !” بی گمان نادرست است
    دست کم “بینبویی “میبایست نوشته شود

    Comment by گمنام — تیر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۷:۰۰ ب.ظ

  7. کاش فروغی کله پز شده بود نه پیراستار غزل سعدی

    Comment by 7 — شهریور ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۷ ق.ظ

  8. @ ۷:
    بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
    چقدر تلخه که میبینی فردی از روی بیسوادی و خود یزرگ بینی، به مفاخر کشور خودش توهین می کنه.
    آقای سِوِن آپ، شما هم برو اول چند تا اثر ادبی تصحیح و یا تألبف و منتشر کن تا حد سوادت سنجبده بشه، بعد بیا با اسم مستعار فحاشی کن به مرحوم ذکاء الملک فروغی.
    تو تاریکی نشستی و سنگ پرت می کنی؟
    گنجور گرامی لطفا حذف نکنبد ابن کامت رو تا ایشون اگر نویسند ه ای چیزی هستن، بفرمایند تا ببینیم حدشون چی هست.

    Comment by فرخ — خرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۹ ب.ظ

  9. جهت اطلاع اساتید و مستعجلین بالاظهار،
    در نسخه فروغیی که من دازم “بینبویی” ذکر شده که کاملا صحیح است.

    Comment by فرخ — خرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۲ ب.ظ

  10. درود بر اساتید
    در مصراع «خدنگ غمزه خوبان ز دلق نه تویی» عبارت «دلق نه تویی» به چه معنی است؟لباس نه لایه؟

    Comment by فرید — اسفند ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۶ ب.ظ

  11. جناب ٧ عزیز؛ مگه ممکنه راجب سرمایه این مرز و بوم اینگونه سخن بگیم، استاد فروغی بسیار بزرگ و قابل احترام بودند

    Comment by افشین — فروردین ۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۱۴ ب.ظ

  12. فروغی سعدی را برای نسل نو و دنیای جدید زنده کرد .
    شاید کلمه درست برای شعر آخر بینبویی باشد اا تلفظ این کلمه بسیار دور از ذهن است .
    کاری نکنیم مردم از شعر سعدی دور شوند
    من شعر را
    هزار سال پس از مرگ او گرش بویی .
    صحیح می دانم

    Comment by سورنا — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ

  13. ه/زا/ر/سا=مفاعلن
    ل/پ/سز/مر=فعلاتن
    گ/شر/ب/ین=مفاعلن
    بو/یی=فعلن
    یک روز خورد و خسته از سر کار برگردی و ببینی دار و ندارت پخش و پلا!شناسنامه و دسته چک و مدارک و کتاب و لباس هر یک سویی
    .در همه دیر مغان نیست عاشق شیدایی/خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
    فردای آن روز از هشت تا چهارده درگیر بانک و گزارش دزدی باشی.
    ساعت ۱۴ با سختی یک چیزی بنویسی و همین که میخواهی دکمه ارسال را فشار دهی یک پیامک از حساب بانکی بیاید برق قطع و کامپیوتر خاموش شود.
    بیزار بیزارم از کسانی که برای دزد دلسوزی میکنند و بر قصاص خرده میگیرند.
    دزد روان آدم را نابود میکند و نه تنها جسم و مال.

    Comment by 7 — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۱:۴۲ ب.ظ

  14. چو من جا افتاد که چو من(ما) بسیارانند.
    اینهایی که از دزد دفاع کنند انشاالله که گرفتارش شوند تا بفهمند.قصاص انسانی ترین قانون اسلام است.

    Comment by 7 — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۱ ب.ظ

  15. ترحم بر پلنگ تیزدندان
    ستمکاری بود بر گوسپندان
    نباید به بهانه نجات پلنگ جان گوسپندان را ندیده گرفت.
    سعدی کسی نبوده که مانند ما گزافه گوید.میگوید پلنگ و نه پلنگان چرا که یک قلاده آن میتواند گوسپندان بسیاری را نابود کند.
    آدم گیر این ابو زغنبود ها بیفتد ولی به این اداره و آن دستگاه نه

    Comment by 7 — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۲:۳۵ ب.ظ

  16. تو بد مگوی و گر نیز خاطرت باشد.
    “و” را باید جدا خواند نه به شکل O

    ت/بد/م/گو=مفاعلن
    ی/و/گر/نی=فعلاتن
    ز/خا/ط/رت=مفاعلن
    با/شد=فعلن

    Comment by 7 — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷ @ ۳:۵۳ ب.ظ

  17. درود بر شما
    بر در قدیمی آرامگاه سعدی نوشته بود:

    ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید
    هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

    Comment by علی (شیرازی) — تیر ۳۰, ۱۳۹۸ @ ۴:۴۹ ق.ظ

  18. بر در قدیمی آرامگاه سعدی نوشته بود:

    ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید
    هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

    بزرگان ما میگفتند، عرفا عاشق شدن را جاودانگی می دانستند.
    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.
    واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند.

    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جریده عالم دوام ما
    و گاهی پا را از این فراتر نهاده و کسی را که عاشق نباشد، شایسته مقام انسانی نمی دانند.
    چنانچه جناب عراقی میفرماید:
    آن شنیدی که عاشقی جانباز
    وعظ گفتی به خطه شیراز
    و…. خلاصه اینکه در این مجلس که همه سخنان نغز در باره عشق گفته می شد

    Comment by علی (شیرازی) — مرداد ۲, ۱۳۹۸ @ ۴:۵۰ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره