1. به گمانم بیت دوم به این صورت است:
    آن یار که بااو به ارادت نظری هست
    باما، مگر اورا به عنایت نظری بود

    Comment by دکتر ترابی — دی ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ

  2. یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
    کان میوه که از صبر برآمد شکری بود
    گویم قمری بود کس از من نپسندد
    کو را به سر کشته هجران گذری بود

    Comment by ... — شهریور ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ

  3. رویی نتوان گفت که حسنش به چه ماند
    باغی که به هر شاخ درختش قمری بود
    من بعد حکایت نکنم تلخی هجران
    گویی که در آن نیم شب از روز دری بود

    Comment by ... — شهریور ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۲۸ ق.ظ

  4. بیت دوم اینگونه خوانده میشود:
    آن دوست که ما را به ارادت نظری هست با او،مگر او را به عنایت نظری بود
    مگر او را به عنایت نطری بود:که شاید(به امید آنکه) از روی مهربانی نگاهی نماید:
    ای که پنجاه رفت و در خوابی
    مگر این پنج روزه دریابی

    مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
    که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

    یا به زبان امروزی (تو نگو اینجوری بود ولی من نمیدانستم)
    من نمیدانستم ولی تو نگو او با من مهربان بود.
    یکی از دوستان مخلص را
    مگر آواز من رسید به گوش

    Comment by 7 — آذر ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۳ ب.ظ

  5. جناب ۷
    من هرچه میکوشم مانای بیت دوم را بدین گونه که آمده است ، در نمی یابم ، به گمانم آن گونه که دکتر ترابی اُورده است درست می نماید
    داستان من و اوست، دوستی که من به وی ارادت دارم شب دوشین نظر عنایتی به من انداخته است ..وزین پس از هجران گله نخواهم کرد که میوه شکیبایی شیرین تر از شکر بود، دری از روز در نیمه شبان، قمری بر هر شاخ درخت و رسیدن به جهانی فراتر از وصف و بیان،.

    Comment by ناشناخته — آذر ۹, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۹ ق.ظ

  6. دوستان ،
    شاعر است و معشوق( اول کس و سوم کس)

    بیت مور اشاره آقای ترابی ،جنابان ناشناخته و ۷ به گمانم ندین صورت است:
    ” آن دوست که با او به ارادت نظری هست
    با من مگر اورا به عنایت نظری بود ”
    از شیخ ارادت است و از معشوق عنایت
    و جایی برای اول کس جمع ( ما)نمی ماند و چند بیت
    سپس تر تنها از من و او سخن میگوید.

    Comment by پریشان روزگار — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۹:۲۱ ق.ظ

  7. حافظ با شعر ان یار کز او خانه ما جای پری بود ب استقبال سعدی رفته و بسیاری از شعرهای دیگرش رو بر وزن شعرهای سعدی سروده

    Comment by Sep — بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۹:۳۴ ق.ظ

  8. شابد مفید باشد:
    “من بودم و او؟ نی! قلم اندر سر من کش…” یعنی که من و اویی در کار نبود. روی وجود من در آن شب خط بکش…

    Comment by فرخ — خرداد ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره