لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در بیت ۱۰ چو به مامنی رسیدی صحیح است

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by Anonymous — اسفند ۸, ۱۳۸۹ @ ۴:۰۵ ب.ظ

  2. معنای بیت اول چیست؟

    Comment by بهار — اسفند ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۵ ق.ظ

  3. چه کسی؟
    که هیچکس را به تو بر نظر نباشد که نه بر تو ماند،
    مگرش بصر نباشد
    در واقع بیت به این صورت است
    میفرماید تو چه کسی هستی که هرکسی بر تو نظر کند از بس زیبایی نگاهش بر تو مات میماند مگر کسی که کور باشد

    Comment by محسن شفیعی — اسفند ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۶:۲۹ ب.ظ

  4. همه شب در این حدیثم که خنک تنی که دارد
    مژه‌ای به خواب و بختی که به خواب درنباشد
    قمری که دوست داری همه روز دل بر آن نه
    که شبیت خون بریزد که در او قمر نباشد
    چه وجود نقش دیوار و چه آدمی که با او
    سخنی ز عشق گویند و در او اثر نباشد
    عجبست پیش بعضی که ترست شعر سعدی
    ورق درخت طوبیست چگونه تر نباشد

    Comment by Anonymous — شهریور ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۵:۲۲ ب.ظ

  5. عجبست پیش بعضی که ترست شعر سعدی
    ورق درخت طوبیست چگونه تر نباشد
    روانت شاد

    Comment by مانا — شهریور ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۵:۵۹ ب.ظ

  6. چه کسی که هیچ کس را به تو بر گذر نباشد
    که نه در تو بازماند مگرش بصر نباشد
    کسی نیست که گذرش به تو نیفتد و مبهوت نشود مگر چشم نداشته باشد
    شب و روز رفت باید قدم روندگان را
    چو به مآمنی رسیدی دگرت سفر نباشد
    مآمن:جان پناه،امانگه،سامه

    Comment by 7 — آذر ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ

  7. مصرع اول بیت دوم مطلع غزل دیگری از سعدی است:
    «نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
    که به دوستان یکدل سر دست برفشانی»

    Comment by حمیدرضا — دی ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ

  8. چه فرقی بین دیوار و آدم هست که وقتی از عشق سخن بگی در او اثر نکند

    Comment by فرشید — تیر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۷ ب.ظ

  9. با سلام. در بیت ۵ مصراع دوم در نباشد، بصورت درن باشد نوشته شده است. لطفا تصحیح فرمایید.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by MAYaghoubi — اسفند ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۲۹ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره