لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در بیت دوم “شیرین ترش” کند درست است.

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by محمد — تیر ۲۹, ۱۳۹۱ @ ۵:۰۰ ب.ظ

  2. در بیت دوم شیرینتر واژه صحیح نیست و درست آن شیرین، (کاما ) ترش هست

    ترش به معنی مزه لیمو

    یعنی ممکن است شیرین از فرهاد زده بشه و ملال بگیره اما فرهاد رو از شیرین شکیب نیست

    ضمن اینکه بین واژگان شیرین و ترش هم مراعات نظیر و هم تضاد وجود دارد

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by Anonymous — آبان ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۶:۲۹ ب.ظ

  3. در بیت دون شیرین ترش خوانده می شود با ضمه ..( ترش به معنای ناراحتی ) یعنی چیزی که شیرین را ترش و ناراحت کند و یاعث ملالت اندک لیلی میشه باعث ناراحتی و ناشکیبایی زیاد فرهاد میشه از اینکه لیلی کمی ناراحت شده.

    این (فرهاد)را شکیب نیست گر آن(لیلی) را ملالتست

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by محمد حسین هاشمی — بهمن ۱۶, ۱۳۹۱ @ ۱:۳۰ ق.ظ

  4. با سلام ( ای مدعی که می گذری بر کنار اب ما را که غرقه ایم ندانی چه حالت است ) سعدی می فرماید اگر در مسیر عشق قرار گرفتی معنی ان و سختیها و لذایذ انرا در می یابی ( هر که در اتش نرفت بی خبر از سوز ماست سوخته داند که چیست بختن سودای خام )

    Comment by شایق — شهریور ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۳۷ ب.ظ

  5. از هر جفات بوی وفایی همی‌دهد ..

    Comment by نادر.. — فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۴ ق.ظ

  6. سلام،
    در مصرعِ اولِ بیتِ ماقبلِ آخر بنظر می رسد کلمه ی صحیح “تعنیتت” باشد. چون در دهخدا چنین آمده:
    {تعنیت . [ ت َ ] (ع مص ) گران نمودن و در گردن کسی انداختن کاری دشوار که ادایش نتواند-}
    لطفا آگاهان راهنمایی مان کنند. ممنون و متشکریم.

    Comment by اویس — بهمن ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۴۸ ب.ظ

  7. اویس
    تعنت
    (تَ عَ نُّ) ۱ - خواری و مشقت کسی را خواستن . ۲ - عیب جویی کردن از کسی .

    Comment by ناصر — بهمن ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۲ ب.ظ

  8. سلام،
    در جواب جناب ناصر
    اگر تعنّت بگیریم هم در وزن و هم در معنی درست خواهد بود، به این صورت: “در هر تَعَنُّتَت …” ؛ اما به هر حال آنچه در متن آمده اینست: تعنتیت.
    آیا در گنجور اشتباه ضبط شده یا در نسخه های دیگر هم چنین است؟

    Comment by اویس — بهمن ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۳:۴۳ ب.ظ

  9. اویس جان
    به خوانش جناب حمید رضا گوش کنید
    می خواند : در هر تَعَنُتی ت ، یعنی در هر یک از تعنت های تو {هر تعنتی از تو }
    پس همان تعنتیت درست می نماید
    همان ضبط شده در گنجور صحیح است

    Comment by محسن ، ۲ — بهمن ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ

  10. جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است

    Comment by ارسلان — مهر ۵, ۱۳۹۹ @ ۱:۴۹ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره