1. این شعر و شعرهای مشابه این یعنی اشعاری که به لحاظ وزن عروضی بر وزن این شعر باشند مختص گوشه کرشمه در دستگاه شور هستند لذا به نوازندگان سازهای ایرانی توصیه می شود هر گاه بخواهند بر قطعه ای در دستگاه شور در گوشه کرشمه آهنگ گذاری کنند از این وزن(مفاعلن فعلاتن،مفاعلن فعلاتن استفاده کنند) همچنانکه محمود کریمی استاد بی نظیر آواز ایران هم از این شعر سعدی برای بیان گوشه کرشمه استفاده نموده است.(روحش شاد)

    Comment by عبداله گراشی — خرداد ۹, ۱۳۹۲ @ ۷:۰۸ ق.ظ

  2. در گوشه کرشمه دستگاه شور به روایت مرحوم محمود کریمی در بیت اول به جای واژه عشق واژه مهر به کار رفته است(روحش شاد)

    Comment by وحید صباغپور — آذر ۵, ۱۳۹۳ @ ۶:۳۳ ب.ظ

  3. با سلام (که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت ) هجر و وصل از اصطلاحاتی است که همه عرفا از ان صحبت کرده اند برای انکه معانی این دو کلمه بیشتر روشن شود توضیحاتی در حد بضاعت میدهم . تمام انسانهای کامل در تمام اوقات بیاد خدا هستند و دم و لحظه ای نیست که بی یاد خدا باشند و به این معنا هجری در کار نیست و عرفا دایما در وصل دوست هستند ( تو در نظر نشسته ای من به کجا نظر کنم تو شهر دل گرفته ای من به کجا سفر روم ) اما گاهی برای انان حالتی بیش می اید وصف ناشدنی و به انان لذتی دست می دهدو به حالتی می روند که وجد و شوقی دست میدهد که در عبارت نمی گنجد و معمولا این حالت را به شب قدر تشبیه میکنند ( چه مبارک سحری بود و چه فرخوانده شبی ان شب قدر که این تازه براتم دادند ) و یا به حالتی که لب بر لب نازنینی گذاشته اند و او را در اغوش کشیده اند و همین تشبیهاست که افراد کم اطلاع را در مورد عرفا به شک می اندازد و می بندارند انان انسانهای لاابالی و بی بند و بار بوده اند و بخصوص حافظ که بیشترین شعرها را در این مورد دارد از قبیل ( زلف اشفته و خوی کرده و خندان لب و مست بیراهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من امد بنشت سر فرا گوش من اورد به اوای حزین گفت کای عاشق دیرینه من خوابت هست عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشود باده یرست …. ) و یا (کنار اب و بای بید و طبع شعر و یاری خوش معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولنی طالع که قدر وقت میدانی گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش …. ) و (مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق گرت مدام میسر شود زهی توفیق … ) در مورد این شعر اخری جایی خواندم که حافظ نیز دنبال خانه خالی می گشته و مشکلات جوانان امروز را داشته است أأ سعدی نیز از این دست اشعار فراوان دارد بهر حال وقتی چنین حالت و وقت خوشی برای عارف بیش می اید او به وصل جانان رسیده است و در اوقات دیگر او در هجر است . برخی از عرفا هجران را میبسندند و برخی وصل را بابا طاهر می فرماید ( یکی درد و یکی درمان بسندد یکی وصل ویکی هجران بسندد من از درد و درمان و وصل هجران بسندم انچه را جانان یسندد )و خلاصه ( ماییم و در میکده تا یار چ خواهد )

    Comment by شایق — تیر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۵ ب.ظ

  4. با سلام وصل دوست را در این شعر حافط ملاحظه کنید (بکوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد و ساقی و شمع ومشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست بناله دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که دز ان مجلس جنون میرفت ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود )

    Comment by شایق — تیر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره