لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. استاد محمدرضا ترکی اعتقاد دارند صورت درست بیت ششم این گونه است: «آنک عسلی دوخته دارد …». برای مطالعه‌ی نظر ایشان به این نشانی مراجعه کنید:
    mr-torki.ganjoor.net/1388/…%88%D8%B1/

    Comment by حمیدرضا — مهر ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۹:۱۹ ب.ظ

  2. یاقوت چه ارزد بده آن قوت روان را
    من این مصرع را به صورت زیر یافته ام:
    یاقوت چه باشد بده آن قوت روان را

    Comment by عباس مشرف رضوی — فروردین ۴, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۳۵ ق.ظ

  3. تا مست نباشی نبری بار غم یار
    به
    تا مست نباشی نکشی بار غم یار

    Comment by عباس مشرف رضوی — فروردین ۴, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۴۵ ق.ظ

  4. بادرودوسپاس فراوان
    تغییرات پیشنهادی دوستان بزرگوارمان نه تنها در کتب معتبری که در دسترس اینجانب است وجود ندارد بلکه به زیبایی وظرافت شعر نیز لطمه میزند .

    Comment by نگین شکروی — فروردین ۴, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ

  5. در مصراع نخست از بیت ششم، بسیار این اشتباه به چشم می خورد:
    آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل

    در صورتی که اصل آن چنین نبوده است و شاید ناسخین به دلیل آنکه معنای آن را در نیافته اند، به ناروا این چنین نقل کرده باشند.
    همانگونه که دوست گرامی، حمیدرضا به نقل از محمرضا ترکی آورده است، این مصراع باید چنین باشد:
    آنک عسلی دوخته دارد مگس نحل

    منظور آن است که در مقابل شیرینی لبان یار، زنبور عسل (مگس نحل) به هیچ است و انگار که عسلی برخود دوخته باشد.

    Comment by اشکان انصاری — دی ۱۶, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۵۵ ق.ظ

  6. بیت سومش حکمتی ست که باید بر سر در عالم نوشته شود.

    Comment by نجم الهدی — آذر ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۲:۵۷ ب.ظ

  7. الله الله از دو بیت آخر

    Comment by سولی — آذر ۳, ۱۳۹۳ @ ۶:۵۷ ب.ظ

  8. حقیر سعدی شناس نیستم اما دو مجلد دیوان خطی از پدر میراث دارم که بیت مورد مناقشه دوستان محترم را چنین آورده است :
    آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل / کذا ..
    لینکی که معرفی فرموده اند نیز قابل مشاهده نبود تا بتوانم فرمایشات جناب استاد را مشاهده کنم و هرچه می اندیشم زنبوری را که قدری عسل بر خود دوخته باشد !! را قادر به تجسم نیستم ، اما زنبور جماعت عسل را اندوخته میکنند را هر عقل سلیم می پذیرد و همان معنی که فرمودند مستفاد میگردد ، شیرینی لبان یار زنبور میان [کمر باریک] من بسان عسلیست که زنبور اندوخته است . جناب انصاری و جتاب حمید رضا ارشاد فرمایند ، استاد مرحوم حقیر دکتر زرین کوب کتابی در خصوص سعدی نگاشته اند بس شیرین بنام حدیث خوش سعدی ، آنرا میجویم و اگر چیزی یافتم خبر خواهم داد . درود بر شما

    Comment by شمس الحق — آذر ۳, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۶ ب.ظ

  9. با عرض سلام
    (…عسلی دوخته…) صحیح میباشد.عسلی در واقع پارچه ای طلایی رنگ میبوده است که در زمانهای خیلی دور ، افرادی که غیر مسلمان بودند بر دوش میگذاشتند جهت تمیز از مسلمانان.که در اینجا سعدی بزرگ استادانه این را میرساند که در برابر شیرینی لبهای تو حتی زنبور عسل هم دست خود را به نشان تسلیم بالا میگیرد.

    Comment by محمد کشاورز — بهمن ۲, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  10. با سلام
    من هم با فرمایش جناب محمد کشاورز موافقم
    اگر ”عسلی دوخته“ را قبول کنیم معنای دیگری به شعر داده ایم که بسیار زیباست
    غیر مسلمانها برای تمیز از مسلمان پارچه ی زردی به شانه ی خود می دوخته اند
    خاقانی میفرماید: گردون یهودیانه به کتف کبود خویش
    آن زرد پاره بین که چه پیدا برافکند

    که منظور از زردپاره خورشیداست

    و سعدی هم در جایی سروده :
    این حلاوت که تو داری نه عجب کز دستت عسلی دوزد و زنار ببندد زنبور

    بدین معنا که : حتی زنبور هم از شیرینی تو از آیین خویش دست میکشد
    (در قدیم اعتقاد به مسلمان و غیر مسلمان بودن زنبورها داشته اند)
    بااحترام
    مرسده

    Comment by merce — فروردین ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۱ ق.ظ

  11. استاد سخن اینجا زیبایی دهان و شیرینی لبان کشیده شده بر دهان دلارام را به زیبایی نوار زرد رنگ کمر زنبور عسل(عسلی) و شیرینی عسل مانند کرده

    Comment by جی 7 — خرداد ۸, ۱۳۹۴ @ ۹:۲۹ ب.ظ

  12. جناب استاد شمس الحق
    عسل با عسلی دو معنای متفاوت دارد
    همانطور که جناب کشاورز گفتند عسلی را که پارچه ی زردی بوده به لباس میدوخته اند و شیخ سعدی رنگ زرد زنبور را به به پارچه ی زرد دوخته شده به لباس غیر مسلمان تشنیه کرده است
    با درود به شما

    Comment by ناشناس — خرداد ۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۶ ق.ظ

  13. جناب ناشناس متشکرم که فرمودید ، درود بر شما ، گویا در گنجور چند تن با نام ناشناس حضور دارند . الله اعلم .

    Comment by شمس الحق — خرداد ۹, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۳ ب.ظ

  14. جناب ناشناس گویا جناب جی ۷ [ آقا اینکه یکنوع تفنگ است ] مثل حقیر به ارشاد نیازمندند .

    Comment by شمس الحق — خرداد ۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۸ ب.ظ

  15. شیرینی لبان یار زنبور میانم ( کمر باریک) گویی تمامی اندوخته مگس نحل(مگس انگبین، گبت)
    است. به همین سادگی !!

    Comment by ایران نژاد — خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۶:۱۱ ب.ظ

  16. تفسیرهای دور از ذهن از آن جمله در این بیت استاد سخن( عسلی رنگ، جامه عسلی، خط عسلی و …) مرا به یاد جستجوی معنای کوه بیستون می اندازد که برخی ایران شناسان!!
    بغستان و بهستان و جز آن میگویند و حتا استادان بزرگ ما نیز به به همان راه میروند.
    داستان اما چنان ساده است که شاید از فرط سادگی کسی بدان نیندیشیده است!

    از صحنه به سوی کرمانشاه که میرانید،چون به نزدیکی گاماسیاب میرسید بیستون را می بینید کج شده به سوی جنوب ، انگار در حال فرو افتادن است.
    کوهی که هم به قاف میماند استوار و سرافراز ، « بی ستون « ایستاده است. ازیرا بیستونش میخوانند..

    Comment by ایران نژاد — خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۶:۳۸ ب.ظ

  17. در پای همین کوه ،که همواره شاهینهای گسترد بال گرداگرد آن در پروازند؛ در نزدیکی سراب بیستون ، همچنین تندیس کودکی است که بازهم ایران شناسان سابق الذکر و پیروان داخلیشان آنرا مجسمه خردسالی « هرکول » می پندارند!!!! اینا ن آیا داستان زال و سیمرغ را نمیدانند؟ یا کاسه ای زیر نیم کاسه شان پنهان است؟؟
    مجسمه کودکی

    Comment by ایران نژاد — خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۶:۵۰ ب.ظ

  18. با سلام در رابطه با این غزل چند نکته در حد بضاعت خدمت دوستان ارایه میکنم ۱ - سعدی در بیت اول تقاضای شراب از ساقی ازل میکند و در ضمن ارزش انرا مشخص می کند و میگوید من ارزش انرا می دانم و هم اکنون مست ان شرابم ۲ - در بیت دوم منظور از بدر بیر خود سعدی است که در ان زمان مرشد و بیر و راهنمای صوفیان خانفاه بوده است که در واقع او ساقی دیگران است که شراب روحانی را از ساقی باقی می گیرد و خود را دایم المست میکند و به صوفیان در حد ظرفیتشان می خوراند و اشاره به این دارد که چون من این شراب را میدهم و همه مرا می شناسند و میدانند که فصدی جز خدا ندارم بنابراین نمی توانند به شاگردان جوانم ایراد بگیرند که اینها کفر است ۳-در بیت سوم به نکتهای اشاره میکند و تذکر می دهد که فقط افرادی به این معانی می رسند که خود مست باشند که مست میتواند بار سنگین عشق را به دوش بکشد ۴ - در عشق مستی درجاتی دارد و هر کس مطابق با ان درجه شراب میخورد و از خط اول درد تا خط هفتم جور متفاوت است ودر سیر و سلوک اولین مرحاه مسنی یا اولین شهر عشق یا بقول فردوسی اولین خوان طلب است یعنی باید این شوق در تو ایجاد گردد که او را بخواهی و خنه به خانه کو به کو دنبال او بگردی و او را طلب نمایی مولوی می فرماید لنگ و لوک و چفته شکل بی ادب سوی او می خیژ و او را میطلب یعنی بهر طور ممکن دنبال او باش بهرحال اگر کسی وارد این وادی شد انوقت خود ره بگویدت که چون باید رفت ۵ - در مصرع دوم بیت چهارم لغت شاید به معنی شایسه است و بهتر است در مقابل نشاید ۶ -در بیت ۵ می گوید حسن تو هم در صورت وهم در معنی چنان است که انسان حیران میشود و زبانش از توصیف باز می ماند ۷ - در بیت ششم که دوستان بیشتر به ان برداخته اند توصیه این فقیر اینست که ملا لغتی نباشیم و تلاش برای درک معانی کنیم در اینجا سعدی به وصلی چنان شیرین رسیده که لغتی جز عسل برای بیان ان بیدا نکرده است چرا که در دنیای مادی شیرینتر از عسل یافت نمیشود برای درک بیشتر مادری را تصور کنید که فرزند خود را گم کرده و بعد از دلهرهای زیاد و نگرانی او را سالم می یابد شیرینی چنین لحظه ای را چگونه میتوان بیان کرد ۸ - خلاصه اینکه راه عشق بر بیچ و خم است که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

    Comment by شایق — تیر ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۹ ب.ظ

  19. لطفا مفعول و متمم اشعار را هم بنویسید

    Comment by علی جعفری — آذر ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۵ ق.ظ

  20. درود.
    این که اشعار رو کسی روایت میکنه خیلی خوبه!
    و بسیار مفید
    فقط نکته ای وجود داره صحیح خواندن اشعاره!
    مثلا در بیت دوم آقا محمدی اینگونه خواندند که
    «اول پدر پیر خورد رَطْلِ دمادم»
    اما اگه بخونیم «اول پدر پیر خورد رَطْلْ دمادم» قشنگ تر نیست؟
    در ضمن حتی در خوانش یک متن علمی هم فراز و فرود صدا مهمه چه رسد به شعر سعدی!!!!
    یه عجله خاصی توی خواندن هست که باعث یکنواختی میشه نمیدونم شاید طول خواندن نباید از یه زمان خاص بیشتر بشه.
    به هر حال کار جالبی بود و مفید تر و بهتر میشه اگه یکسری ریزه کاری ها رعایت بشه

    Comment by sajjad — تیر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۸ ق.ظ

  21. بیسوادی حقیر را ببخشایید جناب sajjad “یکسری” یعنی چه ؟

    Comment by شمس الحق — تیر ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۱ ب.ظ

  22. با سلام
    جای بسی شگفتی است که دوستان فرهیخته
    برای این بیت ساده معانی دور از ذهن ارایه می دهند
    اگر واژه ی (میان) را که به ضرورت شعری جابجا شده
    در جای اصلیش قرار بدهند شعر معنی می شود

    آن عسل (اندوخته ای )که زنبور عسل در اختیار دارد
    از میان لب شیرین تو کسب کرده است

    Comment by منو چهر تلارمی — مهر ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۵:۰۲ ب.ظ

  23. درباره ی بیت ششم نظرات مختلفی وجود داره،این معنی به نظرم از همه قابل قبولتره : ای یار خوش اندام و باریک میان ! زنبور عسل از شرم (به خاطر) شرینی لبهای تو ،عسل خود را پنهان داشته و آن را اندوخته و عرضه نمی کند.
    به قول حافظ : از حیای لب شیرین تو ای چشمه ی نوش
    غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
    vista.ir/artic…B%8C%D8%9F

    Comment by بابک — خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۸ ب.ظ

  24. در میان همه ی نظرات بر بیت ششم :
    آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
    یا آنک عسلی دوخته دارد.
    حاشیه ی آقای کشاورز و خانم مرسده بسیار محکم و رساتر بود
    خانم مرسده مثال بسیار جالبی آوردند :
    ..
    این حلاوت که تو داری نه عجب کز دستت عسلی دوزد و زنار ببندد زنبور
    بدین معنا که : حتی زنبور هم از شیرینی تو از آیین خویش دست میکشد.
    یعنی کافر می شود
    مانا باشید

    Comment by مهناز ، س — خرداد ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۸ ق.ظ

  25. در بیت مقایسه مگس نحل و زنبور هیچ یک از تعابیر را صحیح نمی دانم به ذات معنا . که مگس از خود عسلی ندارد و وام دار شهد شیرین خرما است . اما زنبور تولید کننده عسل به ذات خود است . مانند مقایسه مگس و سیمرغ است . نظر شخصی بنده با مراجعه به معنا می باشد . سپاس

    Comment by سینا ایرانی — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۳۴ ب.ظ

  26. حال اگر متنی به صورت صحیح هم به دست ما رسیده باشد با مقایسه کلامی و سبک شناسی مخدوش نفرمایید . چه انکه متن فعلی در انتقال معنا مشکلی ندارد . که نیاز به تصحیح داشته باشد . مگر انکه با دیده کژ فهمی به ان بنگریم. در غیر این صورت تنها با ارایه نسخ کهن می توانیم در متن اشکالی وارد بدانیم .

    Comment by سینا ایرانی — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۲ ب.ظ

  27. نکته دیگر و بسیار مهم توجه به صفات زنبور است که عسل و شهد تنها خاصیت ان نیست < نیش و درد و سوزش هم دارد . که با بیت اخر قرینه معنا دارد . جای نیش و درد باقی خواهد ماند . و شیرینی عسل هم از درد آن نخواهد کاست .

    Comment by سینا ایرانی — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۸ ب.ظ

  28. و در آخر در پاسخ دوست گرامی بابک . زنبور می تواند عسلی بدوزد در ان بیتی که اشاره کردید از سروده هی دیگر . که مقام و منزلتی دارد که از ان دست بکشد. اما مگس چرا باید عسلی بدوزد ؟ از چه چیز می خواهد دست بکشد ؟ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

    عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

    Comment by سینا ایرانی — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۰۵ ب.ظ

  29. در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت؟ خود شاعر می دانسته که در بیت بعدی مشکل درک معنا ایجاد خواهد شد و هشدار داده است . توجه بفرمایید .

    Comment by سینا ایرانی — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۸ ب.ظ

  30. سینا جان
    صحبت از مگس نرفته ، عزیز دل
    مگس نحل به مانای زنبور عسل است
    مگس نحل ، نه مگس

    Comment by حسین — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۵ ب.ظ

  31. آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
    درست این بیت چنین باشد:
    آنک عسلی دوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبور میان را
    زنبور میان:کمر زنبوری
    عسل(شهد) لب شیرین تو زنبور میان(کمر زنبوری) زنبور عسل را چنان خوار کرده تا عسلی بر تن دوخته دارد(مانند غیرمسلمان در برابر مسلمان)
    زنبور اگر میانش باشد بدین لطیفی
    حقا که در دهانش این انگبین نباشد.

    رنگ چشات عسل طعم لبت عسل
    اسمت که شیرینه اونم بذار عسل
    داود بهبودی

    dl.irmp3.ir/data/…oodi-Asal-(WWW.IRMP3.IR).mp3

    Comment by 7 — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  32. اول پدر پیر خورد رطل دمادم
    تا مدعیان هیچ نگویند جوان را
    رطل نیز از واژگان معرب است و در اصل “لتر” بوده که میشود نیم من تبریز یا ۳۰۰ مثقال
    همانند کفت و کتف
    دول و دلو
    در عربی لیتر را لتر گویند
    لیتر. (فرانسوی ، اِ) واحد حجم و اندازه گرفتن مایعات و آن معادل هزار گرم آب خالص چهار درجه سانتیگراد

    Comment by 7 — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۷ ق.ظ

  33. میشود برداشت نمود که اگر زنبور عسل آن نوار زردرنگ را نداشت تشخیص اینکه کمر باریک تو و زنبور کدام زیباتر باشد سخت است ولی زنبور با این تن دردادن کار را تمام کرده و از پیش پذیرفته که چه جایگاهی دارد. مانند اهل کتاب در میان مسلمانان یا پیشتر یهودیان در میان مسیحیان
    جبر و اختیار || قضا و قدر

    Comment by 7 — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۷ ق.ظ

  34. یاد آوری اندکی دستور زبان ، مارا در فهم بیت :
    آنک عسل اندوخته……… یاری خواهد داد
    “مفعول مستقیم ،” و حرف نشانه ” را ” . جمله ابیات به را ختم می شوند و مفعول بی واسطه :
    بده یاقوت روان را ۰ یاقوت روان مفعول است
    ….کشد بار گران را بارگران
    ….نبینند جهان را
    ….فرامش کند آن را

    ….
    تنها این بیت است که مصرع دوم به تمامی مفعول صریح است!!(شهد لب شیرین تو زنبور میان)
    فعل آن کجاست؟
    در مصراع نخست، اندوخته دارد
    زبان سعدی است ، زبان معیار است، زبان سهل و ممتنع است.

    Comment by خرم روزگار — مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۵:۰۱ ق.ظ

  35. آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبورمیان را

    با تشکر از تعابیر زیبای دوستان، ظاهرا سبک و سیاق بیت ، شیرینی لب یار به عسل تشبیه شده ، و میان دو لب یار.زبان یار به زنبور تشبیه شده که هر کس طالب نوشیدن شهد عسل لبهای یار است باید درد و تلخیه نیش زبان را تحمل یارد

    Comment by رسول — دی ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۷ ب.ظ

  36. مگس نحل یا زنبور عسل در فارسی منج(بر وزن کنج) هم گفته شده و که در زاگرس جنوبی گنج (بر وزن کنج) گویند و دختران ترگل را همچنین گوبا بدان جهت که عسل اندوخته دارند و خدا بهتر داند.

    Comment by 7 — فروردین ۱, ۱۳۹۷ @ ۶:۳۸ ب.ظ

  37. البته چون زنبور درشت بی مروت نیشزن را نیز گنج خوانند عجیب نیست که برخی را نظر این است که بدین جهت ترگلان را گنج گویند ولی چون در بیان شیرینی و زیبایی به کسی گنج گویند این نظر درست نیست و خدا آگاهترین است.
    زنبور درشت بی مروت را گوی
    باری چو عسل نمیدهی نیش مزن

    Comment by 7 — فروردین ۱, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۰ ب.ظ

  38. آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
    اگر بحث عسلی را کنار بگذاریم و بیت را همین گونه که آمده بپذیریم ساده ترین و سرراست ترین برداشتی که میتوان کرد این است:
    شهد لب شیرین تو کمر باریک(کمر زنبوری) زنبور عسل را وادار میکند عسل خود را بروز ندهد(از سر شرمندگی)
    چیزی مانند این:فلانی که آمد دیگران ماستها را کیسه کردند.
    انجا که عقاب پر بریزد
    از پشه ی لاغری چه خیزد

    Comment by 7 — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱:۲۳ ق.ظ

  39. اما اگر عسلی را بپذیریم که به نظرم درست تر است و آن را چنین بخوانیم که “میان” در نیم بیت دوم به زنبور برگردد و نه “تو” :
    آنک عسلی دوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو!،زنبور،میان را
    آنجا را ببین که چگونه عسلی بر میان زنبور عسل دوخته شد از شهد لب شیرین تو
    و این از هر نظر زیبا است و ساده

    Comment by 7 — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۲۰ ق.ظ

  40. آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
    شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
    به تعبیری دیگر می توان گفت: زنبور نیز از شهد لب شیرین تو {نازک میان} عسل اندوخته دارد.
    اما {آنک عسلی} را بیشتر می پسندم با توضیح بانو مرسده

    Comment by حسین، ۱ — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ

  41. یعنی کسی میان شهد لب شیرین تو و شهد زنبور به نادرستی نمی افتد چرا که از پیش بر میان زنبور عسلی دوخته شده و زنبور هم پذیرفته است همانند یهود و زرتشتی در میان مسیحیان و مسلمانان
    از این مقایسه ها در ادبیات ما کم وجود ندارد.

    Comment by 7 — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۳۴ ق.ظ

  42. و به همین دلیل یعنی اشاره به عسلی زرد رنگ است است که سعدی از “آنک” بهره گرفته که وازه ای است برای اشاره به دور و تشخیص یعنی آنجا را یا آنجا را ببین که عسلی بسته

    Comment by 7 — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۶ ق.ظ

  43. عبیداله گوید روزی به بازار نشابور جغلکی که برای خرید جامه سال نو پاپایش را دوان دوان دنبال میکرد ،یهودی عسلی میان و زرتشتی زنار بسته ای را ناغافل فلافل خوران رویت نمود به بابا قوچعلی اش گفت: بابا قوچی آنک جهود وآنک مجوس ولی قوچعلی سربزیر بود!به ناگاه دختر ترگلی از میان هر دو پدیدار شد با نوارکی بر بینی کشیده تا بناگوش صدا زد: بابا قوچی آنک گنج وانک منج شاید هم سنبور(زنبور).بابا قوچی زیر سرش بلند شد و شکم خود را به اندرونی هل داد که شنید:
    ایش ایش ایکبیری
    هماندم حاج آقا شیخ ابوسعید که با تبلت خود ور میرفت و از اداره زمین شهری برمیگشت تا مالیات بر ارزش افزوده رباعیات خود را قسطی پرداخت کند شنید و همچنان که لب خود را میگزید گفت:قوچعلی فرزند خردم به هوش باش پلیز و رو به دختر گفت عزیز دل برادر
    پوشید بدین حیله رخ نیکو را
    تا هر که نه محرم نشناسد او را
    قوچعلی که از این همه ماجرا که تازه سال نو نیامده و بر وی رفته است جا خورده بود شگفت زده شده بود از زبان و دهانش در رفت که کو بقیه اش.حاجی که دخل و خرجش میزان نبود به خاطر گل روی همه
    قول شرف دارد نیم دیگر رباعی را تا سال دیگر کامل خواهد کرد باشد که مالیاتش جور شود.والله اعلم.

    Comment by 7 — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۳۸ ب.ظ

  44. و آنگاه که سر در جیب مراقبت فرو برده بود و غرق در افکار پریشان ، ناگاه سر بر آورد و فریاد که یافتم یافتم،:

    پوشید بدین حیله رخ نیکو را
    تا هر که نه محرم نشناسد او را
    لیک انکه زرنگ است شناسا و زبل
    نادیده رخش ، بوی کند گیسو را

    Comment by حسین، ۱ — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۳:۴۵ ب.ظ

  45. جسارت بنده رو هم بپذیرید
    من هم نظری دارم
    شهد لب شیرین تو زنبور میان را
    این مصراع رو دیدم متوجه شدم من چنین مصراعی در یکی از شعرهام دارم(نیش خنجر به زبان داشت به لب آب حیات)
    لب های شیرین تو , یک زنبور گزنده در میان داره , زبان تلخ …
    که چشیدن این شهد به اون نیش که زنبور ممکن هست بزنه می ارزه
    شما درسته زبان گزنده ای داری اما لبات …

    Comment by الهام ملک محمدی — آبان ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۲ ق.ظ

  46. درود بر شما
    به نظر می رسد اگر(را) در معنی نقش نمای متمم (از)گرفته شود ابهام برطرف می گردد و معنی بیت (آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل/شهد لب شیرین تو زنبور میان را)چنین خواهد بود:
    آنک زنبور عسل از شهد لبان شیرین تو باریک میان،عسل خود را می گیرد و می اندوزد.(به نظر می رسد سعدی در این بیت لبان یار خود را به صورتی پوشیده به غنچه مانند کرده است که مگس نحل،عسل خود را از شهد آن فراهم می کند!!!)

    Comment by پدرام ملکی — دی ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ

  47. بسیار ساده است
    عسلی دوخته را اگر قرار دهیم با مصرع دوم
    سازگار نیست هر چند چیزی بنام عسلی وجود
    داشته باشد
    زبور عسل از شهد لب تو عسل اندوخته است

    Comment by گویان — شهریور ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۸ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره