لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. بنظر میرسد در مصرع اول مطلع این غزل (شب دراز) با کسره ب به تجانس( شب دراز) در مصرع دوم باسکون ب به معنی خارهای بلندی که بر بالای دیوارها میگذراند صحیح باشد.

    پاسخ: در تصحیح فروغی «شب فراق» آمده است.

    Comment by منوچهر مشکوة — اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۲۶ ب.ظ

  2. کلمه (یار ) در پیش نویس این غزل نیست

    پاسخ: لطفاً واضح‌تر بفرمایید، منظورتان کدام بیت است و «پیش‌نویس» چیست؟

    Comment by Anonymous — شهریور ۱۴, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۰۳ ق.ظ

  3. قشنگه

    Comment by خدیج — بهمن ۳۰, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۰۹ ق.ظ

  4. اینجا احتمال به معنی بردباری به کار رفته و نه به معنی امکان وقوع

    Comment by شکوه — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۰ ق.ظ

  5. فرقدین معنی گاو وحشی میدهدوگاو ماده و دو ستاره آسمانی که فرقد نام هر یک از آنهاست

    Comment by شکوه — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۵ ق.ظ

  6. بنظر من بیت دوم این معنی رو میده ==> عاقلان دانند از دست رفتن آدمی سالم که دیوانه گشت….که هیچ احتمالی برای شخص کم صبری، که کور سوی امیدی داشت، نمانده

    Comment by عابد — مهر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۲:۲۶ ق.ظ

  7. مثال بندگان بنی سعد چیست و چه معنایی دارد؟

    Comment by کریم — اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۲:۵۷ ق.ظ

  8. با سلام کریم جان سعد یکی از امرای سلغری فارس بوده و بنی سعد نیز فرزند او واز امرا بوده است وبردگانی داشته که وقتی به سفره های عمومی می رسیدند چیزی در ان سفره باقی نمی ماند و ان سفره به تاراج می رفت خوان یغما یعنی سفره ای که عموم مردم به ان دعوت بودند

    Comment by شایق — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۹ ق.ظ

  9. با سلام معنی مصرع اخر بیت دوم شاید این باشد که هیچ احتمالی نیست که شخص نا شکیبا بتواند صبر و شکیبایی کند

    Comment by شایق — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ

  10. سلام و تشکر از شابق جان
    فکر می کنم بیت الغزل این شعر بیت چهارم باشد.

    Comment by کریم — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۳ ق.ظ

  11. در بیت
    شبِ فراق ، نخواهم دواج دیبا را
    که شب دراز بُود خوابگاه ، تنها را
    معنا با توجه به سخن دوستم جناب منوچر چنین است
    شب جدایی رختخواب ابریشم نمیخواهم
    زیر رختخواب در این شب که تنها هستم چون خنجر در پهلوست
    که شب دراز به سکون ب در شب یعنی چیز نوک تیز یا خنجر یا تیغ و خار
    اگر معنی شب دراز مترادف شب طولانی باشد هیچ تناسبی بین دو مصراع و ذکر رختخواب ابریشمی نیست در آن صورت معنی چنین است
    شب جدایی رختخواب ابریشم نمیخوام
    زیرا رختخواب تنهایی من طولانی است !!!
    میبینیم که بین دو مطراع تناسب معنایی نیست
    در شعر جناب رودکی سمرقندی نیز برای شب دراز این معنی دیده میشود
    زلفش بکشی شب دراز اندازد
    وَر بُگشایی ، چنگلِ باز اندازد
    یعنی
    اگر گیسوی اش کشیده و صاف شود چون خنجریست
    و اگر گیسوی یار را باز و رها کنی چون پنجه های پرنده شکاری روی شانه اش میریزد
    بدرود دوستان

    Comment by صدرالدین شیرازی — آبان ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۶:۵۸ ب.ظ

  12. درود.
    پر واضح است که واژه ی احتمال در مصرع «احتمال نمانده ست ناشکیبا را» به معنی بردباری و تحمل است جناب شایق!

    Comment by مینا مرادی — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  13. دواج به معنای لحاف پارسی است ( ابو القاسم پرتو )

    Comment by امین کیخا — دی ۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۶ ب.ظ

  14. احتمال واژه ی شایند را به پارسی دارد .

    Comment by امین کیخا — دی ۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ

  15. احتمال به معنای حمل کردن هم به عربی معنا میدهد

    Comment by امین کیخا — دی ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

  16. ایول به گوینده این غزل زیبا

    Comment by کمال داودوند — دی ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۰ ب.ظ

  17. وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن مع لن بحر مجتث مثمن مخبون اصلم است

    Comment by علی — آذر ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۸ ق.ظ

  18. با سلام خدمت دوستان واساتید محترم ببخشید بنده متوجه مخاطب جناب سعدی علیه الزحمه در مصراع چهارم و پنجم نشدم منظور از چنین جوان که تویی … ودرخت گلی کاعتدال قامت تو….جنس مذکر بوده یا مونث …؟

    Comment by صادق — آذر ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۹:۳۶ ق.ظ

  19. صادق جان
    واقعامتوجه نمیشم چرا واقعیت شعر توجهت رو جلب نمی کنه !
    واقعا وقتی میبینم کسی پرسیده معشوق مونث یا مذکره ?
    هم خنده ام میگیره هم گریه ام
    و از فرط اینکه نمیدونم چکار کنم دوتا دستم رو می برم بالا بعد می کوبم رو سر خودم !

    Comment by ما را همه شب نمی برد خواب — آذر ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ

  20. درود بیکران به دوست‌داران ادب پارسی
    به نظر من در بیت پنجم مصرع دوم فعل مضارع از مصدر “بردن “درست تر است. ببرد بر وزن “بشود” به معنای میبرد. مفهوم فرق زیادی ندارد. ولی خواننده غزل از فعل با زمان گذشته استفاده کرده است.

    Comment by محسن — خرداد ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۱۴ ب.ظ

  21. جناب صادق خان
    بیشتر این اشعار در مورد معشوق پیر را در بر میگیرد که مذکر است

    Comment by هموطن — شهریور ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۲۹ ب.ظ

  22. دورود بر تو ما را همه شب نمیبره خواب
    جایی که شما ایستاده‌ای قله های صعب تفکر است.مطمین هستم افراد زیادی به این درجه از تحلیل روابط اجتماعی و اختلاف فرهنگی تاریخی نمی رسند.
    امید وارم روزی قریب و نه غریب اکثریت همچون شمایی ببینند.
    ولی خودت را نزن. حزن این دانش شما را بس.

    Comment by مزدک — مهر ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۲:۰۲ ق.ظ

  23. یا درود… بیت الغزل بلامنازع بیت سوم است :

    گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
    روا بود که ملامت کنی زلیخا را

    .

    Comment by کامران — آبان ۲, ۱۳۹۹ @ ۳:۳۳ ب.ظ

  24. برداشت این حقیر در مورد بیت اول چنین است ؛

    تصور میشود که اعیان و اشراف در رختخواب نفیس بهتر میتوانند بخوابند و از خواب خود چنان لذت می برند که متوجه درازی شب نیمشوند، در حالی که فقرا بر رختخواب بوریا و حصیر، خوابی ناخوش دارند و از خواب خود هیچ لذتی نمیبرند و به کرات در طول شب از خواب بیدار میشوند و آرزو میکنند زودتر صبح شود بلکه از این وضعیت بد رهایی یابند…

    اما استاد سخن با ظرافت این مضمون را نقل میکند که نه تنها لحاف ابریشمی بلکه هیج رختخوابی آنقدر راحت نیست که بتوان در شب فراق در آن خوابی راحت داشت و متوجه گذر زمان نشد.
    در شب فراق در نفیس ترین رختخواب هم نمیتوان راحت خوابید و نیمه شب به کرات از خواب بیدار شده و آرزو میکند که زودتر صبح شود تا از شر این وضعیت رهایی یابد طوری که آنان که در آن شب بدون درد فراق بر حصیر و بوریا خوابیده اند خوابی راحتتر را تجربه میکنند.

    بنابر این هر دو مفهوم شب دراز ، همزمان در این تعبیر صدق میکند.

    Comment by کامران — آبان ۲, ۱۳۹۹ @ ۳:۵۴ ب.ظ

  25. حالت عکس آن یعنی : « سر بر کنار دوست »
    .
    در خوابگاه عاشق، سر بر کنار دوست
    کیمخت خارپشت ز سنجاب خوشترست

    Comment by کامران — آبان ۹, ۱۳۹۹ @ ۲:۰۵ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره