لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. فکر می کنم بدون اغراق این زیبا ترین مناظره در شعر پارسی باشد

    Comment by هومن — اسفند ۲۰, ۱۳۸۶ @ ۷:۴۸ ب.ظ

  2. به حاشیه قبلی می گویم که این تنها یکی از بهترین مناظره های ادبیات ماست. من این مناظره را بعد از سال ها برای تکرار حسی که بار اول برایم به وجود آمد،خواندم. به راستی که بیان استادانه ی دنیای عشق شرق هست.

    Comment by مینا — آذر ۱۲, ۱۳۸۸ @ ۹:۱۱ ق.ظ

  3. این بهترین مناظره است

    Comment by اسدالله — آذر ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۴۲ ب.ظ

  4. من که هرچند بار این رو میخونم سیر نمیشم

    Comment by حسین — آذر ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۱:۵۶ ب.ظ

  5. این مناظره بقدری شیوا ودلنشینه که به جرات میتونم بگم بعد از گذشت ۱۳سال از اولین باری که این شعر رو در کتاب ادبیات دبیرستان خوندم هیچ شعری اینقدر در ذهنم ماندگار نشده و جای بسی افسوس که چرا دیگه عشقهای اینچنین زلال پیدا نمیشه یا خیلی کم وجود داره.

    Comment by افروز — آذر ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۳:۱۸ ب.ظ

  6. من این شعر رو حفظ بودم ولی مدتی بود از ذهنم رفته بود و امروز که دوباره خوندمش خیلی خوشالم آوا فرّخی

    Comment by ava — بهمن ۱۱, ۱۳۸۹ @ ۷:۱۰ ب.ظ

  7. این یکی از قشنگ ترین شعرهایی هست که من تاحالا خوندم اینجاست که فرق عاشق واقعی و دروغی مشخص میشه

    Comment by narie — بهمن ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۸:۵۵ ب.ظ

  8. زیباترین و دلنشین ترین مناظره ادبیات فارسی.باعث افتخاره همچین اثری در زبان مادری من.هربار می خونمش اشک تو چشام جمع میشه.درود بر نظامی

    Comment by هورمان — فروردین ۱۷, ۱۳۹۰ @ ۳:۰۴ ق.ظ

  9. بچه ها اگه مناظره مثل این یا بهتر سراغ دارین بگید ما هم بخونیم.خدا نظامی رو رحمت کنه.

    Comment by فرشاد — دی ۱, ۱۳۹۰ @ ۷:۴۹ ب.ظ

  10. این‏ ‏شعر‏ ‏مورد‏ ‏علاقة‏ ‏منه‏ مثل‏ ‏این‏ ‏تا‏ ‏حالا‏ ‏نخوندم

    Comment by مرضیه — فروردین ۱۵, ۱۳۹۱ @ ۱:۲۴ ق.ظ

  11. خیلی قشنگ بود اما کاشکی خسرو می مرد و فرهاد به شیرین میرسید.

    Comment by mohadec — فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۲:۱۹ ب.ظ

  12. فوق العاده بود اما کاشکی فرهاد نمی مرد و به شیرین میرسید.

    Comment by mohadec — فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۲:۲۷ ب.ظ

  13. فوق العاده بود اما کاشکی فرهاد نمی مرد و به شیرین می رسید.

    Comment by mohadec — فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۲:۲۹ ب.ظ

  14. زیباترین حرفهای یک عاشق را از زبان نظامی گنجوی می توان شنید و بس !

    Comment by محمد — خرداد ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۱۸ ب.ظ

  15. واقعآ فوق العادست.من بارها و بارها خوندمش.مخصوصآ این بیت گل سرسبد شعره:

    بگفت ار من کنم در وی نگاهی
    بگفت آفاق را سوزم به آهـــی…

    ازین که یک ایرانی هستم و ادبیاتم اینچنین غنی و زیباست خوشحالم و مفتخر.

    Comment by نانی کریمی — شهریور ۱, ۱۳۹۱ @ ۱:۲۲ ب.ظ

  16. سلام من میخواستم درجواب محدث بگم که همه خسرو وشیرین که بخونی میبینی که عشق خسرو به شیرین ومتقابلا شیرین به خسرو اونقدر بیشتر وعمیقتره که چاره ای نیست جز اینکه متاسفانه فرهادبمیره .

    Comment by الی — شهریور ۱۴, ۱۳۹۱ @ ۹:۰۲ ق.ظ

  17. بی‌نهایت زیبا. در حاشیه‌ی پنجم نوشته شده بود که این عشق‌ها کم‌اند. به قول آقای اسماعیل امینی، شاعر و منتقد، اگر این عشق‌ها زیاد بود که عادی می‌شد یا دست کم این شور و شکوه نبود.

    Comment by عاطفه — شهریور ۱۴, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ

  18. این یک مناظره ساده نیست بلکه توصیفات نابی از عشق در آن گنجانده شده ،عاقل به ماه اشارت می کند نادان به نوک انگشت می نگرد

    Comment by مصطفی — مهر ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۶:۰۶ ب.ظ

  19. این شعر در کتاب ادبیات فارسی پیش دانشگاهی بود. یادم میاد بعد از اینکه دبیرمان خواندن شعر را به پایان برد، کلاس از فرط حیرت از این توصیف بی نظیر از عاشقی، تا ۲ دقیقه در سکوت مطلق فرو رفته بود.

    Comment by مینا — دی ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۶:۰۲ ق.ظ

  20. من عاشق فرهادم عاشق ترین فردی که دیدم.اما اگه فرهاد نمیمرد و به شیرین میرسید کماکان عزیز بود اما اسطوره ای با این قدرت در عشق نبود

    Comment by پارمیدا — دی ۳۰, ۱۳۹۱ @ ۹:۵۴ ب.ظ

  21. منم مثل همه ی شما عاشق این شعرم -اما اخه مگه نمیگن دل به دل راه داره…نامردیه

    Comment by زهرا — خرداد ۷, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۰۲ ق.ظ

  22. از دوستان ممنون خواهم بود اگر توضیحاتی در معنی ۶ بیت آخر بدهند.

    Comment by فرهاد — خرداد ۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۱۶ ق.ظ

  23. گفت هر شب اورا چون ماه میبینی گفت آری اما خواب کجا من کجا ؟

    Comment by امین کیخا — خرداد ۹, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۴ ب.ظ

  24. بگفت آشفته از مه دور بهتر اشاره دارد به نگاه کردن و اصطلاحا زل زدن دیوانه در ماه

    Comment by شکوه — خرداد ۱۰, ۱۳۹۲ @ ۱:۲۰ ق.ظ

  25. اکر تمام خمسه رادریک پله ترازو وتنها مناظره خسرو وفرهاد درپله دیگر باز هم شاید جندین برابر مناظره گرانی کند.

    Comment by رحیمی — خرداد ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۰ ق.ظ

  26. نخست اینکه این قشنگ ترین مناظره دو انسان در جهان در همه قرون و اعصار است ، منظر حکمرانی که در عین قدرت ، رقیب عشقی را بجای دوئل واقعی به دوئل معنوی دعوت می کند و در این مبارزه اسلحه ای را که خود دارد در اختیار او نیز می گذارد غافل که حریف با این سلاح قدرتمند تر از اوست . دوّم ، نشانی را که فرهاد می خواهد ، خسرو بدرستی بدو می نمایاند امّا شما آنرا به اشتباه بازگو می کنید ! به کوهی کرد خسرو رهنمونش که خواند هرکس اکنون بیستونش و نه بی ستونش گرچه رشته کوه بیستون در شمال کرمانشاه فعلی ، بی ستون است لیکن در نام بردن به گونه درست ، بیستون می شود

    Comment by بهرام مشهور — تیر ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۸ ق.ظ

  27. اولین بار این شعرو توی دبستان شنیدم.برادرم داشت واسه امتحان میخوندش بهم نشونس داد.
    از اون موقع خیلی منتظر بودم برسم دبیرستان که ببینم این شعر مال کدوم ساله و باز بخونمش…

    این قشنگ ترین شعریه که توی عمرم شنیدم…

    Comment by دیانا — مهر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۶ ب.ظ

  28. حتی با خوندن این شعر ادم میتونه عشق فرهاد رو حس کنه…

    Comment by دیانا — مهر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۸ ب.ظ

  29. در بیت
    بگفتا دوری از مه نیست در خور

    بگفت آشفته از مه دور بهتر
    آنگونه که دوستان مستحضرنددر قالب مثثوی ابیات دارای دومصرع هم قافیه اند که در این مصرع رعایت نشده است
    به نظر میرسدکه اصل بیت دوازدهم این بیتچنین باشد
    بگفتا دوری از مه نیست در خور
    بگفت آشفته به از مه شوددور

    Comment by مظلومی — آبان ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۷ ب.ظ

  30. خیر جناب مظلومی چنین نیست و آنچه در آن بیت آمده از آنچه حضرتعالی میفرمایید هم وزن و هم قافیه تر است به آن شرط که در خور را به فتح خ بخوانید که سابقه بسیار در اشعار پارسی دارد که نتیجه میشود در خَور با به تَر
    اما آنچه شما میفرمایید در خور و شود دور بکلی فاقد وزن و قافیه است . ارادتمند

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۳:۱۹ ب.ظ

  31. بادرود به دوست فاضل جناب شمس الحق
    بگفت آشفته از مه دور بهتر مفاعیلن مفاعیلن فعولن
    بگفت آشف—U -مفاعیلن ته به از مه —-U مفاعیلن
    شوددورU–
    مفاعیلن مفاعیلن فعولن( بحر هزج مسدس محذوف)

    ست در خورU– یکی از صامت ها ی در جوار هم (اخری)تبدیل به مصوت می شود
    متوجه ایراد آن بزرگوار در مورد وزن نشدم
    در مورد قافیه خور ودور بدون جعل لفظ قافیه گرفته می شود البته در فهرست عیوب است اما جعل لفظ عیب کامل است .از توجه تان سپاسگزارم

    Comment by مظلومی — آبان ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۴ ب.ظ

  32. خدمت استاد گرامی جناب مظلومی عرض سلام و ادب دارم و به استحضارشان میرسانم قصد حقیر از هم قافیه نبودن خور و دور به این علت است که کلمۀ خور در زبان پارسی صدای
    khor میدهد و نه khoor که بتوان آنرا با دور door
    هم قافیه دانست . امید دارم حقیر را بخاطر استفاده از الفابت لاتین عفو بفرمایید که ناگزیر از انجام آن شدم . در ادامه بر عرض قبلی خود تأکید میکنم که کلمۀ خور را مثال صد ها مورد مشابه دیگر دراشعار فارسی بایستی به فتح خ بخوانید تا صدای خَر بدهد وبا مصراع دوم که تَر است هم وزن گردد و از اینروست که جسارت کرده وبعرض مبارک رساندم که بیت مندرج در گنجور بنظر حقیر بلا اشکال است . بدیهیست در خصوص تفاوت میان وزن و قافیه منتظر اوامر آن حضرت میمانم زیرا بگمان من بطور مثال در بیت مشهور زیر :
    توانا بود هر که دانا بود / زدانش دل پیر برنا بود
    دانا و برنا قافیه است و [بود] را وزن گویند . مستدعیست بر اطلاعات ناچیز حقیر درین خصوص از دانش عظیم خود چیزی بیافزایید تا بهره ای برده و از محضرتان التقاط کنم .

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۳۲ ق.ظ

  33. از ذره پروری جناب شمس الحق بی نهایت سپاسگزارم
    آنچه از بزرگانی چون شما در موردقافیه آموختیم این است
    کلماتی که از نظر معنا مختلف واز نظر تلفظ حداقل در دو واج (مصوت و صامت) مشترک باشند. ریش- پیش- بیش
    کلماتی که عینا تکرار میشوند ردیف محسوب میشوند.
    مانند بود درتوانا بود هر که دانا بود / زدانش دل پیر برنا بود
    دانا و برنا قافیه و [بود] ردیف است

    در مورد وزن حداقل واحد سنجش آن یک مصرع است مانند
    توانا بود هر که دانا بود که وزن عروضی آن فعولن فعولن فعولن فعل بحرمتقارب مثمن محذوف
    U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ ـ ! U ـ چهار رکن در هر مصرع که آخرین هجای بلند رکن چهارم هر مصرع حذف شده است
    به امید دیدار

    Comment by مظلومی — آبان ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۲۵ ب.ظ

  34. اززیارت مجدداستاد مظلومی مشعوف شدیم استاد مسلم عروض و تفسیر شعر من باز همه تن چشم می شوم وسرتا پا گوش به یاد دورانی که برای بیت بیت اشعاری که می خواندید وتحلیل می کردید اشک می ریختیم حال دستم از دامن تان کوتاه است ترا خدا ادرس بگذارید
    دوست تان داریم شاگرد ته کلاسی پویا

    Comment by پویا — آبان ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۱ ب.ظ

  35. این مناظره بودن اغراق یکی از بهترینهای شعروادب فارسیست.من هروق یاد عشق وعاشقی میفتم این مناظره رو میخونم تا یادم بیفته که رسیدن ب معشوق مشکلات زیادیم داره

    Comment by ویداامانی — آبان ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۶:۴۷ ب.ظ

  36. من عاشق این شعرم … واقعا روانی شم !!!!

    Comment by روژینا — آذر ۴, ۱۳۹۲ @ ۷:۴۷ ب.ظ

  37. من به عشق فرهاد واقف هستم و عشقم تو عشاق فرهاد و مجنون است ولی جنس زن جماعت خراب البته خانم ها به خود نگیرند با اون ها نیستم با شیرین نامرد هستم البته شیرین برای من از تلخ هم تلخ تر هست من تا چند وقت پیش نمی دونستم شرین این کاره است فرهاد و گیر اورده

    Comment by پیمان کورانی — دی ۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۱ ب.ظ

  38. من عاشق این مناظرم اصلا از خوندش خسته نمیشم
    نمیدونم چیش باعث شده که من انقد جذبش شم

    Comment by الناز — بهمن ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۹ ب.ظ

  39. روژینا خانم جدی گرفتیاااااا
    یه شعره فقط.
    البته یه شعر بسیار زیبا…

    Comment by نهال — اسفند ۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۵۲ ب.ظ

  40. این شعر تقابل ثروت و قدرت با عشق خالصانه رو نشون میده و حقیقت اینه که دنیای دنی ظرف وصال به محبوب نیست و تا بوده همین بوده .امثال خسرو همیشه برندن و امثال فرهاد همیشه بازنده.تلخه چون حقیقته.شهریار تبریزی هم توی یکی از اشعارش میگه کاش به جای این ذوق و حال سیم و زر داشتم تا به محبوبم میرسیدم.چیزی که در انتهای داستان میمونه تنهاییه و البته ترحم دیگران…….

    Comment by محمد خسروی — فروردین ۹, ۱۳۹۳ @ ۵:۲۹ ق.ظ

  41. با سلام خدمت همه دوستان عزیز، بدون شک این مناظره و کلن سروده هایی از این قبیل بسیار زیبا اند و من واقعا عاشق سروده هایی راجع به شیرین و فرهادم بسیار عالی و قابل افتخار ولی نباید از یاد برد که بزرگترین سراینده مناظره پروین و به جرات میشه گفت با خوندن اون مناظره ها آدم حیرت زده میشه از این چطور اون رو سروده کم لطفی اگه پروین دست کم گرفته شه حتما بخونید مناظره هاش رو قول میدم مو به تن آدم سیخ میشه.،.

    Comment by masoud — فروردین ۹, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۱ ق.ظ

  42. بیت پایانی در نسخۀ چاپ هرمس ۱۳۸۵، بر پایۀ چاپ مسکو، چنین است:
    چو برج طالعت نآمد ذنب‌دار/ ز پس رفتن چرا باید ذنب‌وار

    Comment by Anonymous — مرداد ۴, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ

  43. گر نگردی بی خبر از جسم و جان
    کی خبر یابی ز جانان یک زمان؟

    مرگ فرهاد زیبایی این شعر رو دو چندان کرده و آن را بهترین مناظره ی تاریخ ادبیات پارسی تبدیل کرده

    Comment by امیرحسین — شهریور ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۹:۵۱ ب.ظ

  44. نمودونم چندمین باره که این مناظره رو می خونم. هر بار به اندازه یک ابر دلم می گیره. یکی از زیباترین مناظره های عاشقانه شعر فارسیه. درود بر نظامی

    Comment by شهناز — شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۷:۴۳ ق.ظ

  45. خیلی عالی بود چندین بار خوندمش

    Comment by نارین — فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۶:۳۳ ب.ظ

  46. سلام به همه دوستان
    این شعر یکی از پر محتوا ترین شعرهای فارسی هستش و من هم مثل بقیه دوستان هر چند بار که میخونمش بازم دوست دارم یه بار دیگه بخونمش
    یاد دوران دبیرستان بخیر
    ۹۴/۰۱/۱۷

    Comment by Faroogh — فروردین ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۳۱ ب.ظ

  47. تا به امروز… در سایت گنجور و این همه گنجینه اشعرش… ندیده بودم که شعری چنان پر طرفدار باشد و همه از دم ازش تعریف کنند… و جا داره که من هم از این شعر فرا زمینی و ناب به زبان و فهم اندک خود تعریفی کنم و تشکری از همه ی عزیزان و سروران طرفدار شعر و ادبیات ایران کهن…
    زنده باد عشق های پاک… عشق های فرهادی…

    Comment by کسرا — تیر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۱:۴۵ ب.ظ

  48. ممنون از بذل محبتان دوستان نسبت به بنده.
    زندگی بی عشق یا مردن به جرم عاشقی/ گاهی قبر در دل تاریخ قابت میکند

    Comment by فرهاد — تیر ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ

  49. به نظر من هم این مناظره بهترین مناظره فارسی باشه مناظره محتسب و مست پروین اعتصامی هم قشنگه ولی این مناظره با همه مناظره ها فرق داره

    Comment by مجید میرزادوستی — مرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۹ ب.ظ

  50. یکی از شعر های زیبا و پر معنی فارسی.شعر موسی و شبان از مولانا هم بسیار زیباست

    Comment by مینا — شهریور ۲۱, ۱۳۹۴ @ ۸:۵۲ ب.ظ

  51. نظامی هان و هان تا زنده باشی
    چنان خواهم چنان کافکنده باشی

    Comment by پوریا — مهر ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۸:۵۵ ب.ظ

  52. من شعرهای زیادی خوندم این مناظره یکی از بهترین و روانترین شعرهای ماست .خیلی لذت بخشه.انسان رو میبره تو حس.

    Comment by حمید — آذر ۴, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۱ ب.ظ

  53. سلام
    آیا فرهاد در این مناظره ( او ان من شد زو مکن یاد…) برای نخستین بار فهمید خسرو شیرین را دوست دارد؟

    Comment by پانیذ — آذر ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۷ ب.ظ

  54. بنده این شعر را در نسخه وحید نگاه نکرده‌ام که مقایسه کنم. اما به نظر می‌رسد بیت «گفت ار من کنم در وی نگاهی
    بگفت آفاق را سوزم به آهی» در جایگاه منطقی خود، یعنی پیشتر قرار نگرفته است.

    Comment by جباری — آذر ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۱:۰۱ ب.ظ

  55. درود ها بر مردمان آذرآبادگان،که شاعران بلند پایه همانند نظامی و خاقانی و صائب تبریزی پرورش داده و تقدیم ادبیات فارسی کرده اند
    این خودش نشانه آن است که این مردم فرهنگ ایرانی خودرا طی هزاران سال یورش و غارت دشمنان حفظ کرده اند.

    Comment by آذری — دی ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ

  56. من گریستم. با تمام وجودم

    Comment by کیوان علایی — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۱ ق.ظ

  57. درود بر روح نظامی عزیز که هرگز نمرده است

    Comment by کیوان علایی — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۲ ق.ظ

  58. بگفتا گر کنم در وی نگاهی….. بگفت آفاق را سوزم به آهی
    تنها بیتی است که در این مناظره بیانگر ضعف فرهاد در برابر خسرو است …… بیت خیلی جالبی است

    Comment by امیررضا یاقوتی — مرداد ۶, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۷ ب.ظ

  59. درود و فراوان درود….این مناظره به درستی یکی از بهترین مناظره های عاشقانه شعر پارسی است که حکیم نظامی سروده اند…در جواب دوست عزیزمان جناب مظلومی که بدرستی شعر رو تقطیع کردند باید به عرض برسانم هم قافیه کردن این کلمات در ادبیات کهن بسیار معمول بوده است و در جای جای شاهنامه میتوان بدان رسید..در شاهنامه خوانی استاد گرانقدر دکتر کزازی ..خورد را چنین خوانده اند..خوعرد..خ به ضم و فتح با هم..که ضمه در فتحه ادغام شده…و ایراد ایشان به این رج وارد نیست چرا که نخست این شعر اثر طبع یکی از چند شاعر طراز اول ایران زمینست..دویم آنکه خور با دور هم هم قافیه نیستند که ایشان چنین پنداشته اند

    Comment by فرهاد — مهر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۳ ب.ظ

  60. بگفتا دوری از مه نیست در خور
    بگفت آشفته از مه دور بهتر

    توجه کنید که در نزدیک به صد در صد از نظم و نثر نویسندگان و به ویژه سرایندگان سده های پیشین،فعل خوردن به صورت خردن تلفظ میشود و احتمالا تا زمان قاجار اینگونه بوده است و مردم هم اینگونه میگفتند و یا به شکل XO-A-RDAN

    Comment by 7 — مهر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۵۱ ب.ظ

  61. هنوز هم به گمانم در روستاهای یزد( اگر نه در شهر یزد) خوش و خوردن را با صدای زبر به زبان می آورند
    حالتان خشه؟؟

    Comment by رنگارنگ — مهر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۵۵ ب.ظ

  62. یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
    گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
    چو التماس برآمد هلاک باکی نیست
    کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم
    ……………………………………………….
    ما دل دوستان به جان بخریم
    ور جهان دشمنست غم نخوریم
    گر به شمشیر می‌زند معشوق
    گو بزن جان من که ما سپریم
    ………………………………………………..
    دست با سرو روان چون نرسد در گردن
    چاره‌ای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
    آدمی را که طلب هست و توانایی نیست
    صبر اگر هست و گر نیست بباید کردن
    سعدی

    Comment by 7 — مهر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۹ ب.ظ

  63. سلام .

    بگفتا دوری از مه نیست درخَور
    بگفت آشفته از مه دور بهتر

    در این مضمون (جنون به شکل ماه‌زدگی) اگر شعر لطیفی یا مطلب مرتبطی به ذهنتان خطور کرد ممنون می‌شوم بیان کنید.

    Comment by Moonlike — دی ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۶ ب.ظ

  64. سلام من با نظرهای مینا موافقم

    Comment by منوچهر — تیر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۳ ق.ظ

  65. بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک بگفت ان گه که باشم خفته در خاک

    Comment by منوچهر — تیر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۰۰ ق.ظ

  66. آن دوستانی که می گویند ای کاش ((فرهاد)) زنده می ماند و به ((شیرین)) می رسید، درک درستی از شخصیت واقعی شیرین ندارند. البته که هر انسانی می تواند به اندازه درک و نیاز خود از ادبیات بهره بگیرد.
    تا این زمان ((شیرین)) از وجود شخصی به نام ((فرهاد)) باخبر نبود یا تنها از او به عنوان تندیسگری ماهر شنیده بود.
    پس از مرگ ((فرهاد))، وقتی قضیه را برای ((شیرین)) نقل میکنند، وی می گوید که من اصلا به چنین شخصی نیاز ندارم که بخواهد سر زیر پایم بگذارد و برای من عاشقی کند. یعنی اگر هم ((فرهاد)) زنده می ماند، ((شیرین)) التفاتی به وی نمی کرد.
    از نظر خود من، این داستان نمایانگر شخصیتی جدید از زن ایرانیست.
    اگر داستان ((لیلی و مجنون)) -که از ادبیات عرب است - را خوانده باشید متوجه می شوید که در آن داستان شخصیت ((لیلی)) ارزش بالایی نداشته است،که این ریشه در تاریخ و فرهنگ عرب دارد.
    اما ((نظامی)) در داستان ((خسرو و شیرین)) ، با ترسیم شخصیتی مستقل و با کمالات از ((شیرین))، تصویر جدیدی از رفتار و مرام زنانه را وارد دنیای ادب می کند.
    *با تشکر از استاد ((احمد قنبری))

    Comment by مهرشاد اصغری — آبان ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۴ ق.ظ

  67. مهرشاد گرامی
    شما را سپارش میکنم به خواندن کتاب ارجمند ‘ دو زن’” نوشته زنده یاد سعیدی سیرجانی.

    Comment by گمنام-۱ — آبان ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۵ ب.ظ

  68. نخستین بار که نظامی را شناختم، با همین گفت‌و‌گوی زیبا بود!
    نظامی را از نو باید شناخت!

    Comment by رسول رحمانی — آبان ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۲ ب.ظ

  69. از این قشنگتر فک نکنم باشه

    Comment by Milad_javan — دی ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۴۳ ب.ظ

  70. عالی

    Comment by Milad_javan — دی ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۴۵ ب.ظ

  71. به خود می‌بالم که پارسی زبانم، و برای همه پارسی زبانان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم

    Comment by حمید — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۹ ب.ظ

  72. به خود می‌بالم که پارسی زبانم . وبرای تمام پارسی زبانان موفقیت روز افزون و تندرستی بیشتر را از درگاه حق خواستارم

    Comment by Hamid — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۳:۳۰ ب.ظ

  73. درود بی پایان به شما وتمام شاعران پارسی زبان این مناظره یکی از بهترین مناظره ها است ویکی از دلایل دلنشین بودنش روان بودنشه اما ما به عنوان یک ایرانی باید درمورد این جور مناظره ها خیلی بیشتر بدانیم به عنوان کسی که عشق من به شعرو ادبیات مثل عشق فرهاد هست پیشنهاد میکنم حتما داستان ویس ورامین رابخونید اولین عاشقان ایرانی که درموردشان نظم گفته شده وبعداز اون مناظره های پروین مثل مست وهوشیار یا جناب خر از استاد ایرج میرزا یا قلب مادر از همین شاعر درخت چنار وگردو فوق العاده پند امیز واز این قبیل اشعار ما زیاد داریم حیف که اهل کتاب نیستیم بعد درکشوری زندگی میکنیم که سرانه مطالعه سه دقیقه برا هر فرده من نمیدونم این همه روشن فکر از کجا میاد لاقل شما که اهل کتاب هستید بازم خودش امید بخشه ممنون از توجهتون

    Comment by عقیلی — اردیبهشت ۸, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۶ ب.ظ

  74. با خوندن هر بار این مناظره بیشتر شیفته این مناظره می شم و همچنین بخشی از حج رفتن مجنون عالیه واژه ها قاصرن از توصیف

    Comment by حمیده — شهریور ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  75. با سلام به دوستان گنجور. لطفاً، معنی و منظور ابیات سنگین رو پیشکسوتان برای ما بنویسند.

    Comment by محمد — دی ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۰ ق.ظ

  76. با سلام خدمت دوستان عزیز،،در سترگی و بزرگی این سروده است ک انسان پاکی روح لطیف شاعر رو درک می کنه، بانو عاطفه به نقل از شاعری فرمودند که اگه این میزان از عشق همه گیر بشه و بسیاری از انسانها ب این درجه برسن دیگه اینقدر شکوه و شور نداره، با کمال احترامی ک برای خودشون و نظرشون قائلم باید بگم نه اینطور نیست،این شور و سرور از عشق پاک و ناب میاد،هر جا باشه و چقدر هم ک باشه بازم هم شور داره،همونظور ک تعداد مادرها در جهان بسیار زیاد است و عشق و شور مادرانه هم در تک تکشون هست و برای همه شورانگیزه،چون عشق پاکه،من راغبانه غلام حلقه به گوش و زنجیر در پای این شور و عشق مادرانه هستم،، خدمت اون عزیزانی هم ک ازین دست مناظره ها رو خواستن،مناظره مادر حضرت موسی با خدا رو پیشنهاد میکنم،من ک با خوندنش همیشه اشک تو چشمام جمع میشه،برای همه خوانندگان محترم ارزوی میکنم ک خداوند تا زمانی که ارزویی در دل دارند عمرشونو نگیره،عاجزانه التماس دعا دارم

    Comment by حسین — بهمن ۶, ۱۳۹۸ @ ۶:۴۴ ب.ظ

  77. وصف مناظره خسرو وفرهاد در بیان شاهکارانه استاد توصیف و تشبه و فضاسازی آنچنان تصویرسازی مینماید که مرغ خیال در این آسمان گم میگردد گو آنکه مفاهیم عمیق عشق ورزی عقلانیت حسد تدبیر و… عقل را متحیر می سازد.

    سی سال پیش در ایام نوجوانی و بلوغ به جستجوی صحنه ها و اوصاف اروتیک شیرین و فرهاد را مرور می کردم عاجز از معنای کلمات و مفهوم عبارات و استعارات
    منتها مناظره فوق آنچنان مرا که کودکی دبستانی بودم مجذوب کرد که همه آن را حفظ کردم و در کلاس فارسی خواندم و همچنان آنرا به عنوان یکی از بهترین قطعات ادب فارسی می پندارم.
    با تشکر از همه دوستان و دست اندرکاران گنجور

    Comment by محمود کریمی — اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۰۲ ب.ظ

  78. ای کاش با صدای دلنشینی خوانش این قطعه گرانمایه را می افزودید

    Comment by محمود کریمی — اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۰۵ ب.ظ

  79. در جوب دوستانی که می گن کاش فرهاد نمی مرد باید گفت:

    در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
    روبه صفتان گرگ خو را نکشند
    گر عاشق صادقی ز گلشن مگریز
    مردار بود هر آنکه او را نکشند

    Comment by حبیب — تیر ۱۷, ۱۳۹۹ @ ۱:۰۰ ب.ظ

  80. عشق زلال نیست؟
    معشوقان فن کرشمه را آموختند–آه از ما، که دلداری نیاموختند
    دل به دل راه دارد، دوستان این دروغی بیش نبود
    یک کلام، همان بیت بهار:
    دلبری با دلبری دل از کفم دزدید رفت
    هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید رفت
    گفتمش ای دلربا. دلبر ز دل بردن چه سود
    از ته دل بر من دیوانه دل خندید رفت

    مولانا به من آموخت:
    صورت ظاهر فنا گردد
    عالم معنی بماند جاودان

    Comment by سبزه زرد — مهر ۲۱, ۱۳۹۹ @ ۶:۵۷ ق.ظ

  81. ابیات کمی از این مناظره در کتاب درسی بود و من برای خواندن ادامه آن آنقدر مشتاق بودم که مقداری از طلا هایم را فروختم و کتاب خمسه نظامی را خریدم .هنوز هم بعد از سالها که این ابیات را میخوانم غرق در لذت میشوم .واقعا عالی و بی نظیر است

    Comment by علی — آبان ۷, ۱۳۹۹ @ ۵:۵۱ ب.ظ

  82. بی نظیر ترین مناظره عاشقانه که مو به تن ادم رو سیخ میکنه و ادم رو میبره کنار بیستون و اینقدر خوب توصیف شده که میتونی صدای تیشه فرهاد رو بشنوی مفتخر از نظامی هر ایرانی

    Comment by یاسر — آبان ۹, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ

  83. خوش حالم که تونستم عشقی کاملا شبیه به فرهاد تجربه کنم. در نهایت به فرجام نرسید. به دلیل مشکلاتی که داشتم ناخودآگاه به عزیزترینِ جانم آسیب میزدم. آخر سر براش «آشفته از مه دور بهتر» رو فرستادم و خداحافظی کردیم.

    Comment by سینا — آبان ۲۰, ۱۳۹۹ @ ۳:۳۲ ب.ظ

  84. چهار بیت آخر خیلی اشتباه چاپی (تایپی)دارند و درست آنها چنین است:
    اگرچه دنبه بر گرگان تله بست
    به دنبه شیر مردی زان تله رست
    چو پیه از دنبه زانسان دید بازی
    تو بر دنبه چرا پیه می گدازی
    مکن کین میش دندان پیر دارد
    به خوردن دنبه ای دلگیر دارد
    چو برج طالعت نامد ذنب دار
    ز پس رفتن چرا باید ذنب وار.

    Comment by احمد رضا ضیایی — آبان ۲۰, ۱۳۹۹ @ ۸:۴۶ ب.ظ

  85. شعری بسیار عالی (واقعا درست است که میگویند آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند )

    Comment by حیدر — دی ۱۲, ۱۳۹۹ @ ۶:۴۲ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره