لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. گمان کنم در آغاز بیت پنجم, به جای “از” باید “در” قرار بگیره. گویا بیشتر این شعر رو اینطور نوشتن, آقای ناظری هم اینطور میخونه, حالا شما نسخه خودتون رو یک بازنگری بفرمایید.
    با سپاس…

    پاسخ: دوستان با نسخهٔ چاپی مقایسه کنند، نتیجه را اطلاع دهند.

    Comment by جلیل — دی ۱۸, ۱۳۸۹ @ ۹:۴۸ ب.ظ

  2. با درود و سپاس فراوان
    ” از طلب گوهر…” مطابق با نسخه اصلی است.
    ( دیوان شمس، انتشارات امیرکبیر، سال ۱۳۴۱)

    Comment by نگین شکروی — دی ۲۴, ۱۳۸۹ @ ۲:۳۲ ب.ظ

  3. بیت هفتم مصرع دوم بجای “آه” باید “وه” قرار بگیرد

    Comment by مسعود — آبان ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۱:۰۷ ب.ظ

  4. مولانا روحت شاد
    از این شعر مولوی شور اشتیاق میگرم

    Comment by امیر — شهریور ۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۷ ق.ظ

  5. با سلام. تا جایی که من برداشت کردم و مطالعه داشتم بیت هفتم در مصراع دوم ” اَ ه” باید جایگزین
    ” آه” شود که نشان کلافگی شاعر است. مرسی

    Comment by عاطفه شریفان — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۰ ق.ظ

  6. از همایون شجریان عزیز متشکرم که با صدای ملکوتی اش زیبایی این غزل رو دو چندان کرد…

    Comment by رضوان — مهر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۱۹ ق.ظ

  7. این شعر رو استاد ناظری در آلبوم حیرانی بسیار بی نظیر اجرا کرده اند.

    Comment by گاس — آذر ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۶ ب.ظ

  8. با سلام و ضمن تشکر

    به نظر بنده بیت هفتم مصرع دوم به جای (آه) و یا حتی ( آ ه ) اگر ( وه ) قرار بگیره بهتره و موقع خوندن هم راحت تر

    Comment by مجتبی — فروردین ۹, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۶ ق.ظ

  9. با سلام.
    به نظر حقیر متن شعر بر اساس تصنیف استاد ناظری در آلبوم حیرانی، رساتر و دقیق‌تر می‌باشد. در متن شما ناهمگونی‌هایی احساس می‌شود.
    مانند بیت دوم که به نظر می‌رسد به جای” زهره” به کار بردن واژه‌ی” ظهر” معنای بهتری دارد. در واقع “در طلب ظهر رخ ماه رو ” هم معنای بهتری داشته و هم آرایه‌‌‌ی زیباتری ایجاد می‌کند.
    همچنین به کار بردن واژه‌ی ” وه ” که شگفتی و حسرت شاعر را می‌رساند، علاوه بر موزون‌تر کردن مصرع، مفهوم‌تر است.
    با سپاس.

    Comment by روح‌الله — تیر ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۳ ب.ظ

  10. اجرای این غزل توسط استاد علیرضا افتخاری در آواز نوا بسیار زیبا و تاثیرگذار است.

    Comment by سعید رمضانی — مرداد ۶, ۱۳۹۵ @ ۲:۲۶ ب.ظ

  11. علیرضا افتخاری هم در آلبوم غریبستان در دستگاه نوا و گوشه ی نیشابورک اجرا کردند که بسیار استادانه هست.

    Comment by سینا — دی ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۴ ق.ظ

  12. این شعر توسط گروه آوان باند در آهنگی به نام گنجور نیز به زیبایی اجرا شده است.

    Comment by عطیه — بهمن ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۱۰ ق.ظ

  13. با سلام و بی کران درود و مهر،طبق نسخه چاپی تصحیح و طبع شادروان بدیع الزمان فروزانفر به همین صورت که آمده صحیح است.
    از طلب گوهر گویای عشق…

    Comment by سراج — فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۶:۵۳ ب.ظ

  14. چند دهی وعده ی فردا به من؟
    «جمشید پیمان»

    شِکوِه کنم از دلِ تو یا دلم
    کرد دلت واله و شیدا دلم

    غیر تماشای رخ خوب تو
    نیست قرارِ دگری با دلم

    بی تو چه گویم که دلم چون بوَد
    همچو پریشانیِ دریا، دلم

    یاد تو و این دلِ دلتنگِ من
    نیست دگر جای تمنّا دلم

    باغ دلم بی تو ز گُل شد تهی
    خشک تر از پهنه ی صحرا دلم

    چند نشینم که تو آئی ز در
    چند کند خواهش بی جا دلم

    کار جنونم چه تماشائی است
    شد ز غمت خانه ی سودا دلم*

    چشم من و رویِ تو ؟ این آرزوست
    گشته پریشیده ی رؤیا دلم

    چند دهی وعده ی فردا به من
    گو چه کند با غم فردا دلم

    *مطلع غزلی از جلال الدین بلخی

    د

    Comment by جمشید پیمان — آبان ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۶ ق.ظ

  15. جناب جمشید پیمان
    بسیار عالی بود
    نکته سنجی ، روانی و ،،،،
    به شما تبریک می گویم
    زنده باشید

    Comment by حسین،۱ — آبان ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۰ ب.ظ

  16. سلام..
    این غزل عشقه

    Comment by نواب — بهمن ۷, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۹ ب.ظ

  17. هیچ نمیتوان گفت… مولانا شیرین سخن ترین شاعر است.

    Comment by هیچ — بهمن ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۶ ب.ظ

  18. هر وقت شعری می خونم و گمان می کنم که شاعرش احتمالا معاصره و بعد می بینم که نه ..شاعرش مولاناست … چنان مبهوت میشم که حد و اندازه نداره
    انگار با زبان آیندگانش آشناتر بوده تا حال و نزدیکانش

    Comment by علی — شهریور ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۹:۳۴ ق.ظ

  19. ۱- زهره عروس آسمان شناخته می‌شده و ظهر ترجیح نداره
    ۲-در مورد زبان شعر:
    ۲-۱-از سعدی به بعد زبان فارسی تغییر خاصی نداشته
    ۲-۲-مولانا و به طور کلی صوفیه مخابشون رو مردم کوچه و بازار می‌دونستند برای همین کلا زبان ساده‌ای دارن

    Comment by س م مرعشی — خرداد ۸, ۱۳۹۹ @ ۴:۳۶ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره