1. دربار امدم یعنی به بار نشستم

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۳, ۱۳۹۲ @ ۴:۳۹ ق.ظ

  2. درود
    شرح این بیت از دیدگاه من:

    گفتم بیا، شاد آمدی، دادم بده، داد آمدی

    گفتا بدید و داد من، کز بهر این کار آمدم
    غزل گفت و شنودی ست میان “خیال خوش” و من که البته هر دو یکی ست (و اصلن دویی نیست از نظرگاه مولانا). داد اول در مصرع اول: عطا، نصیب، بخشش، قسمت، عطیه، خیر و صلاح و … است، چنان که مثلن در دفتر پنجم در همین معنی به کار رفته است:
    گفت بعد عزت این اذلال چیست؟
    گفت آن داد است و اینت داوریست

    و دومی به معنای قضا، حکم، داور و دادگر است.
    در مصرع دوم “بَدید و داد من” در معنای ای نظیر و قسمت من (ای همانند و نصیب یا سهم من) به کار رفته است.
    بدرود

    Comment by امین افشار — مرداد ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۰ ق.ظ

  3. خندان درآ،تلخی بکش، شاباش! ای تلخی خوش

    گل‌ها دهم… گر چه که من، اول همه خار آمدم

    Comment by امین افشار — مرداد ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۸ ق.ظ

  4. ترجمه‌ی انگلیسی این غزل با صدای دکلمه‌ی مدونا، خواننده‌ی مشهور، در اینترنت با نام «bittersweet» به معنای«تلخی خوش» وجود دارد که به نظر من شنیدنی و جذاب است.

    Comment by احمد — مرداد ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۹ ب.ظ

  5. خیال انسان از راه دور و درازی آمده است، همراه انسان و همراه ناخشنودی انسان از اسارت او در هستی‌ و محدودیت‌های آن
    انسان با کمک خیال خود که از تلخی‌ها و ناخشنودی‌ها آغاز گردید به بسیاری دست آورد‌ها و بزرگی‌ها و سروری‌ها دست یافت
    و خود همسفر هستی‌ گردید و بسیار ٔگل‌های زیبا و زیبائی‌های درخورد خود آفرید و به هستی‌ در آورد
    بدون انسان هستی‌ وجود نمی داشت به قول استیون هاوکینگ “ورای دسترسی ذهن بشر هیچ بعدی از واقعیت وجود ندارد”
    در این غزل خیال انسان گویی از باغ پنهانی مست و شادان می‌‌آید و با خود هستی‌ را نیز می‌‌آورد و آنرا در دامان خود می‌‌پرورد

    Comment by همایون — شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۳:۱۹ ق.ظ

  6. همایون ، عزیز جان
    می فرمائید
    بدون انسان هستی‌ وجود نمی داشت؟
    آیا این منطق درست است؟
    قبل از انسان هستی وجود داشته است، و بعد از انسان نیز خواهد داشت .
    ،،،
    از قول استیون هاوکینگ ، اگر می گوئید، “ورای دسترسی ذهن بشر هیچ بعدی از واقعیت وجود ندارد”
    در صورتی درست است که تنها ذهنیت در نظر باشد.
    واقعیت ها ، فراوان در خارج از ذهن انسان وجود دارند.
    امید که پاسخی باشد

    Comment by محسن ، ۲ — شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۲:۲۳ ب.ظ

  7. این آقای هاوکینگ هم با نظریه پردازی هایش خوب خلق الله را سر کار گذاشته بود!

    Comment by ۸ — شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۶:۲۳ ب.ظ

  8. درود بر دوست عزیز محسن جان
    سپاس از پاسخ با ارزش و پر محتوی، میدانی‌ که هاوکینگ انسان ذهنی‌ نبود بلکه کاملا علمی‌ و ریاضی فکر میکرد
    و همچنین میدانی‌ که در هستی‌ صحبت از قبلا و بعدا نیست بلکه ماهیت هستی‌ در میان است و اینکه ماده از چه ساخته شده است
    و فیزیک آن چیست و کارکرد آن چگونه است و مدل ریاضی آن کدامست، و پرسش‌های گوناگون را با چه نظریه‌ای میتوان پاسخ داد
    مثلاً چگونه یک ابر ستاره چندین برابر خورشید ما در یک نقطه بنام سیاه چاله جای می‌‌گیرد و میدانی‌ که اگر تنها فضای خالی‌ زمین ما را از آن جدا کنند به اندازه توپ پینگ پنگ می‌‌شود
    قبلا و بعدا و یا گذشته و آینده تنها روی زمین معنی‌ می‌‌دهد و در درون اتم زمان صفر هم داریم و حرکت الکترون در گذشته هم داریم و در فضا هم که با زمان نسبی روبروییم
    اما در اینجا اصلا صحبت ماده در میان نیست بلکه ما با معنی‌‌ها سر و کار داریم و معنی‌‌ها با آمدن انسان پیدا می‌‌شود و هستی‌ بدون معنی‌ فرقی با نیستی‌ ندارد و بودن و نبودن آن یکی‌ است
    میدانم که سخن بسیار لطیف و نازک است و برای هر کسی‌ قابل پذیرش نیست زیرا تجربه و حواس ما بسیار خشن تر و لمس شدنی تر از معنی‌‌ها هستند
    ولی خوشبختانه امروز فیزیک دان‌ها بسیار بیشتر از گذشته به معنی‌‌های عرفانی هستی‌ نزدیک می‌‌شوند تا زبان خشک ریاضی آن

    Comment by همایون — شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۲۴ ب.ظ

  9. آنقدر پستم که خاکم بر سر است
    وآنقدر بالا که شاهم بر در است

    آنچنان مستم که صد سالم، دمی است
    وآنچنان هشیار، هر دم محشر است

    آن زمان رستم که صیادم ببست
    وآن کجا بند است، چون بال و پر است

    آنگه آبستم که هر شاخم شکست
    و آن گسستن ها مرا برگ و بر است

    آنکه می‌جستم، نهان در دیده است
    وآنچه پیدا گشته، اصلش دیگر است

    نادر اندر عشق تو دریا دلیست
    دُرد درد توش در و گوهر است..

    ن.ت

    Comment by نادر.. — آذر ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۵ ق.ظ

  10. این متن را هم حانم سپیده رئیس سادات خوانده اند
    من نتوانستم به سایت اضافه کنم
    کسی میتواند انجام دهد

    http://www.sepidehraissadat.com/news-fa/persian-songs-nexus/?lang=fa

    Comment by بهی — فروردین ۲۶, ۱۳۹۸ @ ۴:۰۴ ب.ظ

  11. سلام به محسن و همایون عزیز
    همایون جان آن مقام که فرمودی هست اگر من نبودم جهانی برایم وجود نداشت و اما این که جهان بدون آگاهی وجود نداشت زیرا آگاهی و خرد کل همه افرینش را صورت زده و این بر ما آشکار نمیشود مگر و تنها مگر که به آگآهی جاودانه و ابدی درون خود رسیده باشیم تا مادامی تمام انچه در ک میکنیم فانیست چگونه میتوانیم بگویم او ازلی و ابدیست
    مولانا میفرماید جهان فانی را باقی میگیریم آن وجه رب را که درجهان جاریست و باقی نادیده می انگاریم محسن جان ما چگونه میگویم جهان باقیست توسط همان آگاهیمان که در بعد چهارم است

    Comment by حجت الله ماله میر — تیر ۲, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۳۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره