لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در بیت ششم به نظر میرسه این متن صحیح باشه:
    ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من
    تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته


    پاسخ: با تشکر؛
    ز بس گشتم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من
    تو آمد رفته رفت من آهسته آهسته
    با پیشنهاد شما جایگزین شد.

    Comment by مهرداد — فروردین ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۷:۱۴ ب.ظ

  2. ز س گشتم خیال تو تو گشتم پای تا سرمن
    تو آمد رفته رفته رفت من آهسته آهسته

    این درست تر

    Comment by سجاد — اسفند ۱۳, ۱۳۹۰ @ ۶:۴۴ ق.ظ

  3. با تشکر از دوستان، صحیح این بیت به صورت زیر است:
    ز بس بستم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من
    تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته

    Comment by بیات — مهر ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۴:۲۹ ب.ظ

  4. با توجه به زندگی فیض بعد از محتشم و اینکه هر دو در کاشان زیسته اند بعید نیست که این غزل فیض در استقبال از عزل رفته رفته محتشم باشد که در این صورت باید رفته رفته درست باشد:
    گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر
    عمرم زدیر آمدنت رفته رفته رفت

    Comment by هونام — دی ۲۵, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۵۳ ب.ظ

  5. چه میشد گر که میشد گنجه ای چون اولیای حق
    سراپایش حسن اندر حسن آهسته آهسته

    Comment by حسن — خرداد ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۸ ب.ظ

  6. بیت ۶ مصرع ۲
    تو آمد ذره ذره رفت من آهسته آهسته

    Comment by habib ghanbari — آذر ۶, ۱۳۹۲ @ ۴:۲۵ ب.ظ

  7. درود بر شما
    فکر کنم اینطور صحیحتر باشه
    زبس کردم خیال تو ، تو گشتم پای تا سر من
    تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته

    Comment by فرزاد شهزاد — تیر ۶, ۱۳۹۵ @ ۱:۳۲ ق.ظ

  8. درود فروان به همگی دوستان
    در این غزل جناب فیض کاشانی به زیبایی مقامش رو اعلام میکنه و منظورش اینه که من به مقام فنا رسیدم که درجه بسیار بسیار بالایی در عرفان و تصوف هست. درود بر روح بزرگش

    Comment by رادوین — تیر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۲ ب.ظ

  9. سلام
    ای کاش اقلا در بیت سوم “من ” قافیه را تبدیل به تن کنیم تا ایراد قوافی کمتر شود.

    ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم
    ربائی دل که گیری جان ز تن آهسته آهسته

    Comment by مسعود فرهیان — مرداد ۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۲۷ ق.ظ

  10. با سلام
    آنچه مهم است اصالت شعر و گفته ی شاعر میباشد و جمله ی سایر منظورها باید برای این منظور کنار نهاده گردد
    شاعر همانطور که در مکتوبات کهن قید شده برای استفاده از قرینه ی اسمی عبارت “رفته رفته” را در تعامل با “رفت من آهسته آهسته” تعمدا آورده است
    ازینرو با نظر خود شاعر موافق تر بوده و “توآمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته” درست تر از سایر عبارات به نظر می آید
    دوستان آنچه ایراد قوافی نامیده شد به واقع ایراد نیست برای بزرگی چون فیض کاشانی
    با تقدیم احترام

    Comment by امیر — اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۵:۳۸ ب.ظ

  11. دوستان این شعر از نظر قوافی مشکل دارد, اینکه شعر از شاعری کوچک یا بزرگ است این مشکل را حل نمیکند, کلمه ی من چهار بار به عنوان قافیه استفاده شده است, که تنها دو بار استفاده از آن ا را البته با اغماض میتوان قبول کرد…

    Comment by علی — شهریور ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۶:۰۴ ق.ظ

  12. دوستانی که می‌فرمایید ز بس گشتم خیال تو..‌ خیال گشتن صحیح نیست.خیال بستن ٬ یعنی خیال کسی را در ذهن بستن،ترکیب درستیه.یعنی شما از فیض کاشانی بیشتر میدانید…!!!

    Comment by عارف — مهر ۴, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۳ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره