لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. درود به همه ی دوستان فرهیخته و دوست داران مولانا

    نام : اندک اندک

    خواننده : استاد فرزانه شهرام ناظری

    سراینده : شاعر شاعران جهان ( خداوندگار عشق و عرفان ) مولانای ایرانی فراجهانی

    نوار : گل ۱۰۰ برگ :

    ( پرفروشترین نوار ایران تا کنون بدون پشتیبانی هایی که خود بهتر می دانید !! )

    شاد زی و شادی گستر باش
    شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
    گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

    Comment by صفا از مولانا صفا — اسفند ۲۹, ۱۳۸۹ @ ۳:۳۲ ب.ظ

  2. مولانا با توجه به دید عمیق خود که ناشی از عرفان (تجلی خدا بر دل وقلبش) یا به زبان خودمانی دیدن خدا است اینگونه می فرماید:
    کم کم کودکان به دنیا می آیند (چه آنهایی که در شکم مادر هستند وچه آنهایی که هنوز قرا هست بعدا” به دنیا بیایند)که همگی مست هستند(مستی ناشی از دیدار حق)
    کم کم خدا پرستان پا به این جهان می گذارند
    این نوزادان یا کودکان مایه نوازش دل ودارای فخر وناز هستند و چهره آنها مانند گل است واز گلستان می آیند.
    گلستان منظور مولانا بهشتی است که حضرت آدم در آن زیست میکرد ودر محضر خدا بود(اشاره دارد به فرود انسان از بهشت به عالم خاکی)
    و خیلی ها از دنیا رفتند(رفتگان) وانسا نهای تازهای به دنیا می آیند(نوزادان)
    نوزادان انگار با دامنی پر از طلا وجواهر برای والدینشان می آیند(مایه خیر وبرکت برای والدینشان هستند)
    این نوزادان یا کودکان مانند تشعشعات نور خورشید جانشان پاک ولطیف است
    واینهااز مرتبه ای بالا وفوق تصور(محضر خدا)به پسترین نقطه (عالم خاکی)وارد می شوند
    ودر پایان آیاتی از قرآن را تفسیر می کند که:
    اینان از خدایند و به سوی او بر می گردند وهمینطور اینها از بهشت آمده اند و بسوی بهشت میروند
    انسان اگر از طریق چشم دل خدا را دید دچار ذوق -وجد-ومستی می شود که البته با مستی شراب انگوری فرق داردو براساس همین استعاره است که عرفا می وشراب را در اشعارشان بکار برده اند.

    Comment by غلامرضا مقبلی — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۳۶ ب.ظ

  3. حقیر یکبار گفته است و مجدداً عرض میکند که کوشش برای تفسیر ومعنی کردن غزلیات مولوی در دیوان شمس بیهوده است و آنچه باید تفسیر شود مثنوی اوست واما غزلیات او خود معنی خود را در دل دارد ونیاز به معنی ندارد و فهم معانی نوشته شده بر این غزلیات از درک معنی خود غزل بسی سخت تر است . اینک شاهد عرایضم از غیب رسید و جناب مقبلی باید کسی را بیابند که تفسیر ابشان براین غزل ساده مولوی را معنی وتفسیر کند . این غزل هم برحسب گفتار احمد افلاکی در مناقب العارفین هنگامی سروده شده که خبر یافتن شمس تبریزی در دمشق وباز آورذن ایشان توسط سلطان ولد پسر کوچک مولوی ودیگر دوستان او به قونیه به مولوی میرسد و فرمایشات جناب مقبلی که چنین پندارها از کجا حاصل فرموده اند انسان را به حیرت وا میدارد . والسلام

    Comment by شمس الحق — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۴ ب.ظ

  4. شمس من ایشان فرمودند دلم و من پلمه ( لوح در انندراج) دل را بزرگ می دارم . دل که بی گره باشد و صاف ، چه بسا نیکی ای ما را رسد .

    Comment by امین کیخا — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  5. من از واژگان بوی می برم ! این واژه هنزاء بوی شگفتی می دهد ، عربی نیست و پارسی نه تمام ، گویا باید برنامی ( لقب ) باشد که کسی به کسی داده باشد . من بوی می برم بیا و این امین کهترک را بشنو بیا در گوش بگیریم . درود بر خردمندی شما .

    Comment by امین کیخا — آبان ۶, ۱۳۹۲ @ ۳:۵۲ ب.ظ

  6. یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد
    بیا کاین داوریها را پیش داور اندازیم حضرت شمس الحق من شما را تجلی خدا در خاک می بینم وضرفنظر از مضامین عرفانی نص صریح گفتار خدا در قرآن است که می فرماید”من ازروح خودم در شما آفریدم
    حال ازیکطرف درنقدهای شما حقیر حقیر می بینم وازآنسو کلمه شمس الحق (خورشید خدا) را یدک می کشید.
    کهترک ششتارزن راهم چند صباحی در دکان معرفت گنجورنمیابم که ازدردانه های کلامیش حظ برده وتکلیفم را بدانم.
    غزلیات آسمانی مولانا اگر آنقدر ساده بودند قطعا” ایشان آنها را در قالب نظم درنمی آورد بلکه به نثر روان وسلیس فارسی میآورد وعوام از درک آنها عاجز نبودند.
    تنها مرجع متقن بر کشف معانی اشعار عرفا منظر برخواسته ازعرفان است ومعنای این اشعار آسمانی وماورالطبیعه درطبیعت یافت نمی شوند.دوست عزیز در رفع تحیر شما بگویم که این پندارها ازتابش شمس کرمانی بردل خودیافتم.
    دیگر کلام آنکه فرموده اید مثنوی باید تفسیر شود.که بنظر می آید درک آن از دیوان شمس سهلتر باشد چرا که خود بهتر می دانید محتویات مثنوی مشتمل بر حکایات مسلسل است که مولانا با بیان آنها نتایج دینی وعرفانی گرفته وحقایق معنوی را به زبان ساده وازراه تمثیل بیان می نمایدوبسیاری از آیات قرآن واخبار واحادیث را به سبک عرفان شرح میکند.
    لذا برشرحی که برغزل بالا نگاشتم اعتقادقلبی دارم که اشاره به هبوط انسان ومعاد وی داردواگر در قیامت مولانا از شما پرسید که چه کسی این شرح را گفته حتما”بگویید مقبلی گفته.

    Comment by غلامرضا مقبلی(هنزاء) — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۷:۰۹ ب.ظ

  7. غلامرضا جانم بنویس ما شاد از امدن شما هستیم

    Comment by امین کیخا — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۶ ب.ظ

  8. مطمئن باش شمس الحق با مهربانی و روی گشاده چشم دارد که بنویسید ولی اگر مخالفتی هم می کند با همه است و خواست و اهنگ کس ویژه ای ندارد .

    Comment by امین کیخا — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۹ ب.ظ

  9. منظورش بهبود کناره نویسی هاست و من را هم چنانچه گفتم نقد می کنند و این ناراحت کننده نیست

    Comment by امین کیخا — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  10. دوست گرامی جناب مقبلی سلام برشما
    حقیر از تکرار سخن خود نفرت دارد و از تکرار مکررات و یاد آوری مسلمات و بدیهیات بیش از آن پس در اینجا تنها به فرمایشات تازۀ حضرتعالی می پردازد و در صورت لزوم به آنها پاسخ میگوید .
    لطفاً این همه اشعار مشهور قدما را بر سر حقیر نکوبید که خود عمر را بر سر آنها گزاشته وهمه را از بر دارم . از خود سخن بگویید .
    لطفاً به سوابق مراحعه فرمایید تا همچنان همه اهالی گنجور با نام وکنیۀ حقیر و جزییات سوابق زندگیم آشنا شده بدانید چیزی را یدک نمیکشم و علت انتخاب نام مستعار شمس الحق که حدود ۴۰ سال قبل با آن قلم میزدم بر شما روشن شود .
    لطفاً از تکرار بدیهیات خود داری کنید برادر من ، معلومست که نه تنها انسان که کل جهان هستی وجود آفرینندۀ آنست که در جهان متکثر شده است .
    ششتار زن که باشد .
    اشعار آسمانی یعنی چه دوست من . شعر از آسمان نمیاید . واگراصرار براین معنی دارید لطفاً بفرمایید کدام آسمان چرا که قطعاً میدانید آسمانها در ولایت جان است .
    ماوراء الطبیعت وجود خارجی ندارد ای عزیز ! هر آنکس که این کلمه بکار برد از او همان می پرسم و می خواهم که اینک از شما : مرز طبیعت کجاست ؟ لطفاً مرز و انتهای طبیعت را نشانم دهید تا بدانم در پس آن مرز ماوراء الطبیعت است .
    اگر حضرتعالی را تصور بر آنست که تفسیر مثنوی سهل است لطفاً تفسیری بر ۳ بیت اول آن و نه بیشتر بنگارید و در همین گنجور درج بفرمایید .
    مولوی در قیامت چیزی از حقیر نمی پرسد دوست عزیز . حقیر هم بر رستاخیز انسان پس از مرگ وزندگی ابدی او باور دارم ، اما نه چنانکه در تصور شماست . درخاتمه حقیر نه از عقل می لافد و نه طامات می بافد . حقیر تنها بدنبال حقیقت است و حقیقت یکی بیش نیست . از اینکه مرا میخوانید متشکرم .

    Comment by شمس الحق — آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۵ ب.ظ

  11. شمس الحق عزیز
    رجوع به سوابق گنجور جهت آشنایی بیشتر من با شما میسور نیست لطفا” دزصورت امکان تلویحا” اشاره فرمایید.
    سلامت باد شمس الحق
    درودت باد شمس الحق
    که در فردوس برین
    جنت سرایت جاودان شمس الحق

    Comment by غلامرضا مقبلی(هنزاء) — آبان ۱۰, ۱۳۹۲ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  12. ” آن خطاط سه گونه خط نبشتی . یکی او خواندی لاغیر . یکی هم او خواندی هم غیر . یکی نه او خواندی نه غیر او . آن خط سوم منم !”
    از سخنان شمس تبریزی
    مأخذ و منابع :
    ۱- مناقب العارفین [احمد افلاکی]
    ۲- مقالات شمس [ سخنان پراکندۀ شمس تبریزی که توسط مریدان مولوی کتابت و گرد آوری شده]
    ۳- خط سوم [دکتر صاحب الزمانی]
    ۴- پله پله تا ملاقات خدا [دکتر زرین کوب]
    مقدمه بر مثنوی [ بدیع الزمان فروزانفر]
    مقدمه بر دیوان شمس [ بدیع الزمان فروزانفر ]
    مقدمه بر تفسیر عظیم ۱۲ جلدی مثنوی تألیف فروزانفر
    آنچه درباب احوالات مولوی وشمس تبریزی نوشته شده است توسط رینولد نیکلسون در مقدمه بر نسخ خطی دو کتاب مستطاب مثنوی و دیوان کبیر

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۰۲ ب.ظ

  13. در ادامۀ حاشیه شماره ۱۲
    سلام برشما جناب مقبلی
    آنچه فرمودید راست است و دریغا که چنین است و ای بسا حضرتعالی اطلاع ندارید که سایت گنجور دوهفته ای بدلیل مشکلات فی در دسترس نبود و چون با پیگیری های جناب حمیدرضا صاحب و گردانندۀ آن مجدداً بازگشت و در اختیار همگان قرار گرفت حدود دو ماه از حاشیه های نوشته شدۀ همۀ دوستان گنجوری از دست بشد و هرگز هم باز نیامد . حقیر هم تنها چندین ماه است درسال جاری که به گنجور پیوسته است و آنچه بعنوان [سوابق] مورد نظر واشارۀ من به جنابعالی بوده است که شامل مقالات مطول و مفصلی میشود غالباً در طول همین دو ماهۀ مفقوده درج گردیده است و حقیر ذکر این نکته را در عرایض خود به شما فراموش کرده است .

    Comment by شمس الحق — آبان ۱۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۳۳ ب.ظ

  14. به نظر بنده شعر راجب به ظهور ناجی عالم می باشد و ظهور مردمانی خدا جو و خدا پرست که با توجه به ایه شریفه زمین را به ارث میبرن قبل از وقوع قیامت.

    Comment by آرین نوبخت — بهمن ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۰۵ ب.ظ

  15. این شعر مربوط به آمدن شمس تبریزی به قونیه است

    Comment by نازی — بهمن ۷, ۱۳۹۴ @ ۵:۵۳ ق.ظ

  16. آمدن شمس تبریز و دیدار مجدد با مولانا ست

    Comment by نازی — بهمن ۷, ۱۳۹۴ @ ۵:۵۸ ق.ظ

  17. […] گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۹ ganjoor.net › مولوی › دیوان شمس › غزلیات […]

    Pingback by دانلود آهنگ اندک اندک جمع مستان می رسند شهرام ناظری | دانلود آهنگ جدید ,آهنگ ایرانی جدید, اخبار, روزنامه ها — بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۴:۵۶ ب.ظ

  18. این بیت جا افتاده:
    سر خمش کردم که آمد خوان غیب
    نک بتان با آب دستان می‌رسند

    Comment by رضا — خرداد ۷, ۱۳۹۵ @ ۶:۴۱ ق.ظ

  19. سلام جناب شمس الحق
    لطفا به من پیام بدید کار مهمی با شما دارم
    از هر طریق که مایلید
    mr.maat.68@gmail.com
    09165120069
    ممنون و سپاسگذارم

    Comment by سعید — تیر ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۳:۰۳ ق.ظ

  20. سلام
    مدیر محترم سایت گنجور لطفا به من کمک کنید تا جناب شمس الحق رو پیدا کنم
    کار بسیار مهمی با ایشان دارم
    ممنونم
    mr.maat.68@gmail.com
    09165120069

    Comment by سعید — تیر ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۳:۰۶ ق.ظ

  21. سلام جناب سعید خان
    با پوزش از این تأخیر لطفاً بفرمایید چه خدمتی از دست حقیر بر می آید دوست عزیز ؟

    Comment by شمس الحق — تیر ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۷:۲۷ ب.ظ

  22. سلام جناب شمس الحق
    در مورد مولانا و اشعارشون سعالاتی داشتم که میخواستم با شما در میون بگذارم
    لطف کنید از طریق شماره من یا ایمیل من با من در تماس باشید بسیار ممنون و سپاسگذارم
    امیدوارم درخواست حقیر برآورده بشود
    با پوزش فراوان از اینکه دیر پیام دادم

    Comment by سعید — شهریور ۴, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۰ ق.ظ

  23. گنجور جان ای کاش ترجمه انگلیسی این اشعار را هم میگذاشتید. خیلی دنبالش گشتم ولی جایی پیدا نکردم

    Comment by سعید جافر — شهریور ۹, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۰ ب.ظ

  24. سلام بر همه.
    با دیدن خیل عظیم عاشقان اباعبدالله حسین علیه السلام برای زیارت اربعین ایشان در این روزها (امروز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶ و یک هفته به اربعین حسینی مانده است) یاد این شعر افتادم.
    اندک اندک جمع مستان می رسند
    اندک اندک می پرستان می رسند

    و این بیت از حافظ که

    که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
    که در شیشه برآرد (بماند) اربعینی

    شاید بسیار ظریف اشاره به این نکته هم داشته باشد.

    Comment by علیرضا عبدالهی — آبان ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۲ ب.ظ

  25. سلام
    چرا هیچ‌تفسیری برای دیوان شمس موجود نیست؟
    اگر‌شما چیزی را میشناسید لطفا معرفی کنید

    Comment by هادی — دی ۵, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۰۷ ب.ظ

  26. جناب شمس الحق عزیز ، استاد گرامی ؛
    با درود فراوان بر شما بزرگوار ، غرض از انعکاس این مطلب انتقاد و یا خرده گیری نیست فقط جهت استحضار شما بزرگوار عرض می کنم ز
    ۱: اگر مقالات شمس تبریزی به تصحیح و گرد آوری دکتر موحد را مطالعه فرموده باشید در هیچکدام از نسخ خطی و موجود در هیچکدام از کتابخانه ها و گنجینه های نسخ خطی چه در قونیه و چه در لندن و استانبول و ایا صوفیه و دانشگاه تهران و غیره چنین متنی موجود نیست . بلکه متن به صورت زیر آمده است :
    آن خطاط سه گون خط نبشتی . یکی او خواندی لاغیر . یکی هم او خواندی هم غیر . یکی نه او خواندی نه غیر او . آن منم که سخن می گویم ، نه من میدانم و نه غیر من ”
    مقالات شمس تبریزی تصحیح دکتر موحد صفحه ۲۷۲
    بزرگوارم ، استاد صاحب الزمانی عزیز این “آن خط سوم منم ” را از خود نوشته و در اعتراض دیگران بر دست بردن در امانت هم توجیهات خود را منعکس کرده که لازم به تکرار مکررات نیست ،
    ۲: برخی از رباعیات در دیوان کبیر استاد فروزانفر ذخیره شده است که اصل رباعی در مقالات شمس آورده شده و همانطور که مستحضر هستید مولانا بعد از فراق اول اقدام به شعر گفتن کرد و مثنوی نیز بعد از قراق دوم آغاز شد و اشعار مجالس سبعه نیز بیشتر از حدیقه سنایی است و اشعار مقالات نیز از عطار و حدیقه و دیگر شعرای اقدم است .برخی از رباعیات در مرصاد العباد نجم رازی آمده و خود میدانید در زمان تألیف مرصاد العباد مولانا چهارده ساله بوده .
    ۳: روایات احمد افلاکی اگر چه انعکاسی مهم از حوادث آن دوران است ولیکن همانطور که از اسم آن پیداست یک مناقب نامه است که بیشتر اغراق گویی و روایاتی است که قابل اعتماد نیست . و در مقایسه با مقالات میتوان تمامی اشکالات آن را غربال کرد .
    عرایضم را با این سخن به پایان می برم که هنوز جای تعمق و غور در اشعار و کلام بزرگان بسیار است که آن بحر ها را کناره ها بسیار است و زمان و تکنولوژی اکنون ما دست بعضی از ما شاگردان را برای ابراز وجود باز گذاشته تا در جمع شما اساتید اگر چیزی می بینیم منعکس کنیم تا شاید اگر هم ایرادی در زاویه نگاهمان است به لطف و عنایت شما بزرگان برطرف شود .همانطور که دیگران نیز بری از خطا نبوده و نخواهند بود .
    خرم آن باغی که بهر مریمان
    میوه‌های نو زمستان می‌رسند
    اشاره به آیه ۳۷ سوره آل عمران دارد که برای مریم (ع) که در صومعه مشغول عبادت بود در زمستان میوه های تابستانی می رسید . پس چگونه است که نباید دست به تفسیر برده شود و این مرز بین ماوراء الطبیعه و طبیعت انسان نیست که به وضوح منعکس شده است ؟ با درود فراوان بر شما

    Comment by ابراهیم خضرایی — دی ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۵ ب.ظ

  27. درود
    در مصرع دوم این شعر نک بتان به چه معنی است؟
    سر خمش کردم که آمد خوان غیب
    نک بتان با آبدستان می‌رسند

    Comment by رحمت — دی ۳, ۱۳۹۸ @ ۷:۵۰ ق.ظ

  28. باسلام،آقای آرین نوبخت،دقیقأ زدید وسط خال، این غزل مولانا راجع به مردمان خداجو وخداپرستی است که قبل از قیامت طبق آیه ی قرآن وارثان زمین خواهند شد، آری اندک اندک جمع مستان می‌رسند/اندک اندک می پرستان می‌رسند…آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد/مژده دهید باغ را،بوی بهار می‌رسد…چاک شدست آسمان،غلغله ایست درجهان/عنبرومشک میدمد،سنجق یار می‌رسد…آری قرار است قبل از قیامت،قیامتی دیگراتفاق بیفتد،قرار است آسمان شکاف بخورد و بهشت به زمین بیاید،وطرحی نو درانداخته شود،همانطور که حافظ هم میگوید: بیاتاگل برافشانیم و می درساغراندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نودراندازیم… قراراست،نفس بادصبا مشک فشان شود،وعالم پیر دوباره جوان شود،قرار است بقول حافظ: آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست/عالمی دیگربباید ساخت وزنوآدمی…بقول مولانا: هرسوی بانگ ومشغله،هرسوی شمع ومشعله/ کامشب جهان حامله زاید جهان جاودان…وآن روز عید بزرگ وفرج وگشایش بزرگ وروزگار رهایی بشر است….هرکجابوی خدا می آید/خلق بین بی سروپا می آید/زانکه جانها همه تشنه است به می/تشنه را بانگ سقا می آید…(قل آرایتم آن اصبح مآؤکم غورا فمن یأتیکم بمآءمعین&انما آمره اذا اراده شیئأ آن بقول له کن فیکون) همانا امر او اگر اراده کند چیزی را،پس به آن چیز امرمیکند که بشو،واو خواهد شد(یعنی اگر خداوند اراده کرده که عالم وآدمی از نو بیافریند وطرحی نو درانداخته شود،حتمأ این اتفاق مبارک خواهد افتاد) شیرخوارکرم اند ونگران/تاکه مادرزکجامی آید/درفراقند ونمه منتظرند/کزکجاوصل ولقا می آید…مولانا پیغمبرعشق است ویخنش سخن عشق است مولانا کعبه ی دلهاست

    Comment by ناشناس — فروردین ۲, ۱۳۹۹ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ

  29. لاغران خسته از مرعای عشق
    فربهان و تندرستان می‌رسند
    برداشت معنایی از این بیت: لاغران خسته کنایه از سالکان طریق حق تعالی که بعد از مدت ها خودسازی و تهذیب دل و تزکیه نفس نمودن در مرعا(چراگاه)ی عشق از جانی فربه و بدنی تندرست و سالم برخوردار شده اند، از راه می رسند.

    Comment by دکتر محمد ادیب نیا — خرداد ۷, ۱۳۹۹ @ ۶:۳۴ ق.ظ

  30. سرّ خَمُش کردم که آمد خوان غیب
    نک بتان با آبدستان می‌رسند
    براشت معنایی از این بیت: رازداری نمودم (رازم را پنهان کردم) و لذا سفره غذای غیبی از راه رسید و حال می بینم که خادمان زیباروی با آفتابه هایی از آب و گلاب و شراب برای حاضر شدن بر سر این سفره دارند می آیند. و عالِیَهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً۲۱/سوره انسان. ؛ بر بالای بهشتیان، لباسی لطیف از دیبای سبز و حریر ستبر است و بر دستهاشان دستبند نقره خام، و پروردگارشان شرابی پاک (و گوارا از کوثر عنایت)به آنان می نوشاند.
    والحمد لله رب العالمین علی کل حال…

    Comment by دکتر محمد ادیب نیا — خرداد ۷, ۱۳۹۹ @ ۶:۵۸ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره