1. متن این غزل از اینجا نقل شده:
    http://www.hafez.com/images/p262.jpg

    Comment by حمیدرضا — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۸ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  2. سلمان ساوجی غزلی دارد با ردیف و قافیه‌ای مشابه (بپرس به جای مپرس) که مصرع تقریباً مشترکی هم با مصرع اول بیت سوم این غزل دارد، در این بیت:
    «خواهی که روشنت شود احوال درد ما
    درگیر شمع را وز سر تا به پا بپرس»

    Comment by حمیدرضا — آبان ۲۲, ۱۳۸۸ @ ۷:۳۷ ب.ظ

  3. که ( ضمیر مبهم = چه کسی )
    جانا ( ای محبوب = منادا )
    خلق کریم( اخلاق بخشندگی)
    روشنت شود ( برای تو واضح شود)
    موسم ( زمان )
    معنی ابیات :
    ۱: جانا چه کسی به تو گفت که از ما احوالی مپرس ؟ عجبا که تو را از راه بدر کرده که حال و احوال هیچ آشنا را نپرسی به تو گفتم این طور رفتار مکن

    ۲: از آنجا که لطف شما شامل همه می باشد پس خلق بخشندگی شما اقتضا می کند جرم و گناهی که از ما صادر نشده عفو کنی و از ما چرا مپرسی

    ۶:از دلق پوش صومعه انتظار عشق جانان داشتن مانند این است که از ورشکستگان درباره اکسیر چیزی سوال کنی چون آنان اهل ریا هستند و از محبت جانان خیلی فاصله دارند

    ۷: در دفتر پزشک عقل باب عشق وجود ندارد پس با عقل درمان عشق میسر نمی باشد پس ای دل با درد و رنج عشق عادت کن و ازداروی آن مپرس

    Comment by ملیحه رجایی — آبان ۱۳, ۱۳۸۹ @ ۴:۲۸ ب.ظ

  4. متن کامل این غزل چنین است:

    جانا! تو را که گفت که احوال ما مپرس؟
    حال شکستگان کمند بلا مپرس؟
    یاران شهر خویش و غلامان خود مجوی
    بیگانه گرد و قصه هیچ آشنا مپرس؟
    نقش حقوق خدمت و اخلاص بندگی
    از لوح سینه پاک کن و نام ما مپرس؟
    هیچ آگهی ز عالم درویشیش نبود
    آن کس که با تو گفت که درویش را مپرس!
    زآن جا که لطف شامل و خلق کریم توست
    جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس!
    ما قصه سکندر و دارا نخوانده ایم
    از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس!
    من ذوق سوز عشق تو دانم، نه مدعی
    از شمع پرس قصه، ز باد صبا مپرس!
    خواهی که روشنت شود احوال سر عشق
    از ذره پرس حال، ز باد هوا مپرس!
    در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست
    ای دل! به درد خود کن و نام دوا مپرس!
    از دلق پوش صومعه نقد طلب مجوی
    یعنی ز مفلسان صفت کیمیا مپرس!
    حافظ! رسید موسم گل، معرفت مگوی
    دریاب نقد وقت ز چون و چرا مپرس!

    منبع: http://after23.blogsky.com/1389/06/01/post-284/

    Comment by میثم آیتی — آبان ۲, ۱۳۹۱ @ ۹:۴۹ ق.ظ

  5. باد هوارو از کجاتون درآوردید!

    Comment by Anonymous — بهمن ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۹ ق.ظ

  6. دوستان به نظر میرسه باد صبا درست و بهتر از باد هوا باشه چون از نظر معنی بعضی از شعرا باد صبا را دروغگو میدانند و غیر قابل قابل اعتماد
    همچون خاقانی که میگه
    ،باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی
    آنجا برغم باد صبا می‌فرستمت،،

    Comment by behzad — خرداد ۲, ۱۳۹۴ @ ۸:۴۵ ب.ظ

  7. از دلق پوش صومعه نقد طلب مجوی
    نقد طلب یعنی تنها نقدینگی که آدمی در بازار عشق و معرفت میتواند داشته باشد و حقیقتا چون کیمیا مس وجود انسان را به زر بدل می کند .
    دلق پوش صومعه یعنی کسی که لباس ویژه ای به تن می کند تا مریدانی بیابد یا تایید خلق را جلب کند . هنوز نقد طلب را نیافته تا از این نیازهای ابتدایی خلاص شود

    Comment by روفیا — خرداد ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۷ ب.ظ

  8. هر که را جامه ز عشقی چاک شد
    او ز حرص و عیب کلی پاک شد

    حتی عشق های زمینی هم اگر حقیقی باشند از این کارکرد بی بهره نیستند و یک استغنای درونی نسبت به خواسته های ابتدایی به ارمغان می آورند .

    Comment by روفیا — خرداد ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره