لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی اهل فکر
    میخواستم خواهش کنم از دوستان صاحب نظر که اگر ممکنه معنی این رباعی رو به من هم بگین لطفا
    ممنون و متشکرم

    Comment by امیرحسین — بهمن ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۱:۴۹ ق.ظ

  2. گرامی امیر حسین
    میخوردم باده با بت آشفته
    خوابم بربود حال دل ناگفته
    بیدار شدم ز خواب مستی دیدم
    دلبر شده، شمع مرده ساقی خفته
    در حال آشفتگی با صنمی باده نوش میکردم،
    هنوز قصه ی دل ناتمام بود که خوابم برد
    بیدارشدم و هشیار که دیدم
    نگارم رفته ، شمع خاموش شده و ساقی نیز در خواب ناز فرو رفته

    Comment by ناباور — بهمن ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۳:۳۹ ق.ظ

  3. ناباور عزیز ممنون از لطفت و معنی ای که کردین
    بیتی از حضرت خیام هم مد نظرم هست که اگر شما و دیگر بزرگواران برایم معنا کنند یا برداشتتون رو بگین ممنون میشم
    دو بیتی مدنظرم این است

    Comment by امیرحسین — اسفند ۴, ۱۳۹۸ @ ۴:۰۴ ق.ظ

  4. دو بیتی مد نظرم این است:

    آنانکه جهان زیر قدم فرسودند
    وندر طلبش هر دو جهان پیمودند

    آگاه نیم از اینکه ایشان هرگز
    زین حال چنانکه هست آگه بودند

    Comment by امیرحسین — اسفند ۴, ۱۳۹۸ @ ۴:۰۶ ق.ظ

  5. گرامی امیر حسین
    آنانکه جهان زیر قدم فرسودند
    وندر طلبش هر دو جهان پیمودند
    آگاه نیم از اینکه ایشان هرگز
    زین حال چنانکه هست آگه بودند
    به نظر می رسد این رباعی به طبع ناباورران خوش است.
    گویا به عرفا و جویندگان حقیقت کنایه ای می زند که راهی که می روید ممکن است آن نباشد که در پیِ آنید.
    همان است که : ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی این ره که تو می روی به ترکستان است.
    مولانا هم می گوید :
    ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

    معشوق همین جاست بیایید بیایید

    معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

    در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

    گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

    هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

    ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

    یک بار از این خانه بر این بام برآیید

    آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

    از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

    یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت

    یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

    با این همه آن رنج شما گنج شما باد

    افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

    Comment by ناباور — اسفند ۴, ۱۳۹۸ @ ۳:۵۰ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره