1. با سلام وتشکر.
    فکر کنم بیت آخر یک حرف از قلم افتاده باشه:
    شهریارا اگر ایین محبت باشد.که در اینجا بجای اگر گر نوشته شده.ممنون

    Comment by مهران — مهر ۱۶, ۱۳۹۰ @ ۱۰:۵۹ ق.ظ

  2. مصرع آخر این بیت چنین است:
    چه حیاتی وچه دنیای بهشت آئینی

    Comment by محمدرضا — بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ @ ۱۰:۵۴ ق.ظ

  3. بیت آخر نمیدونم ولی یه کم سخته خوندنش
    ولی شهریار شعراش دیوانه کننده است

    Comment by مهدی علیزاده — خرداد ۶, ۱۳۹۱ @ ۸:۳۵ ب.ظ

  4. استاد چقدر قشنگ ۴بیت اول گفته:امشب ای ماه….وچقد قشنگ هلال مه رو ب کاهش جان یه عاشق از معشوق وصف کرده!!!من عاشق این وصف بی نظیرم.

    Comment by محدثه — مرداد ۳, ۱۳۹۱ @ ۹:۲۵ ب.ظ

  5. بیت آخر این چنین است:
    شهریارا “اگر” آئین محبت باشد ..

    Comment by آیدین — بهمن ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۸:۳۲ ب.ظ

  6. باغبان خار “ملامت” به جگر می شکند. به نظر میاد اشتباه شده

    Comment by محمد — تیر ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۰ ق.ظ

  7. باغبان خار ندامت به جگر می شکند درست است
    اینجا باغبان همان پدر دختری است که شهریار عاشقش بود
    خار ندامت به جگر شکستن کنیایه از پشیمانی هست

    Comment by حمید — مرداد ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

  8. بیت آخر:
    شهریارا اگر آیین محبت باشد*چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

    Comment by Anonymous — آبان ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۸:۳۷ ب.ظ

  9. بیت ۸:که کند شکوه ز هجران غم شیرینی صحیح است.
    بیت آخر:شهریارا اگر آئین محبت باشد/جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی صحیح است.

    Comment by حسن دانشفر همدانی — اسفند ۱۳, ۱۳۹۲ @ ۱:۱۱ ق.ظ

  10. حواشی نوشته شده بسیار زیبا بود ممنون از همه دوستان
    یه عزیزی نوشته بود که (شکوه ز هجران غم شیرینی درست هست) ولی اینطور نیست شکوه ز هجران لب شیرینی درست هست اولا بین لب و شیرین و نی مراعات نظیر وجود داره یعنی یه جورایی به هم مربوط هستن آدم وقتی میخواد نی بزنه اونو رو لباش میذاره دیگه و اینکه شیرین ایهام تناسب داره یعنی هم لب شیرین رو تداعی میکنه و هم اینکه بین شیرین و فرهاد تناسب هست علاوه بر همه اینا شاعر گفته (که کند شکوه ز هجران لب شیرینی) یعنی از هجر و دوری لب شیرین شکوه میکنه نه از دوری غم شیرین
    موفق باشین

    Comment by ارغوان — اردیبهشت ۱, ۱۳۹۳ @ ۸:۲۴ ق.ظ

  11. بیت اخر چه حیاتی و چه دنیای بهشت ایینی هستش لطفا اصلاح کنید ممنون از سایت فوق العادتون

    Comment by ناشناس — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۳ @ ۵:۵۵ ب.ظ

  12. این غزل رو محمد معتمدی با آواز در دستگاه سه گاه خونده

    Comment by سعیدks — خرداد ۷, ۱۳۹۳ @ ۴:۴۲ ب.ظ

  13. سلام فوق العاده بود . ممنون از همه ی دوستان

    Comment by حسین — تیر ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۳:۲۱ ق.ظ

  14. درغزل شماره ی۱۵۴دربیت دوم (درمصراع دوم) به جای (چها) نوشته شود (چه ها) راحت تر خوانده می شود.
    ونیز دربیت۸ در مصراع دوم به جای (هجران) کلمه ی (هجر)نوشته شود درست تر است.

    Comment by علی درخشان — تیر ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۳۳ ق.ظ

  15. به دوستان پیشنهاد میکنم آواز این غزل زیبارو که با صدای جناب محمد معتمدی خوانده شده رو ختماً بشنوید. فوق العادس

    Comment by یاسر — تیر ۲۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۶ ق.ظ

  16. دوستان لطفا اگه کسی می دونه معنی بیت ۲ رو بگه،،ممنون میشم

    Comment by منصوره — خرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۱:۳۵ ب.ظ

  17. فک میکنم کلا یعنی دردی که کاهنده و آزار دهنده جان تو هست رو من میدونم؛من میدونم تو از دوری آفتاب-معشوق-چه دردی رو داری…چون منم همینجوری هستم…

    Comment by فاضل — خرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۹:۰۲ ب.ظ

  18. محمد معتمدی این شعر را با آواز و به زیبایی تمام خوانده

    Comment by آرا منتظری — بهمن ۸, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۶ ب.ظ

  19. این شعر خیلی زیباس..شهریار واقعا تمام احساسش رو اینجا بیان کرده به خوبی..
    ولی تو نظرات اسم یه شخصی رو دیدم به اسم مهدی علیزاده خواهش میکنم اگه این کامنتو دیدی لطفا بیا به آدرس کلوب ملودی ۹۴/خواهش می کنم..
    اگر تو آن گم شده ام باشی………..

    Comment by رویا.خ — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۹:۳۰ ق.ظ

  20. سلام. به نظر من اینکه از شعر استادایراد میگیرین یه نوع بی احترامیه. هر کس هر نظری داره لطف کنه خودش شعر بگه و رو شعرای خودش پیاده کنه. با اینکارتون خیلیا مثل من ناراحت میشن. شمااستاد نقض میکنین. ارزش این شعر به همین کلماتیه که مستقیم از ذهن استاد به به قلمشون انتقال پیدا کرده. لطفا یکمی به کاراتون فکر کنید. هر ادم معمولی که ۴ سال ادبیات خونده نمیتونه از ایشون ایراد بگیره و زسر سوال ببرتشون.

    Comment by نسیم — اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۹:۵۰ ب.ظ

  21. جایتان خالیست، هم اکنون این غزل را با صدای خوانساری و همنوایی مجد ، ملک و بدیعی در دستگاه فاخر ماهور میشنوم
    ببخشایید اشک زین بیشم امان نمی دهد.

    Comment by گمنام — تیر ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۳۸ ق.ظ

  22. واااااای خدا چه شعر بی نظیری. استثنایی هست کلمه به کلمه این شعر. فوق العادست. دیوونه کننده هست. محشره. چطور یک انسان میتونه این کلمات رو ردیف و قافیه کنه پیش هم

    Comment by حمیدرضا — آبان ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ

  23. آواز آقای معتمدی فککنم در مایه ی همایون باشه.

    Comment by رضا — مرداد ۹, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۳ ق.ظ

  24. بیت دوم گمانم نظر به کاهش قطر هلال ماه در اثر گذر ایام دارد

    Comment by محمد — مرداد ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۶ ق.ظ

  25. لطفا این عکس مرحوم شهریارو عوض کنید و بجای آن یکی از عکسهای جوانی مرحوم رو بذارید.ممنونم.

    Comment by ایرانی — اسفند ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  26. بیت آخر طبق دستخط خود استاد اینگونه است

    شهریارا اگر آیین محبت باشد
    چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

    Comment by سامن — فروردین ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۰۳ ب.ظ

  27. با سلام. همانطور که چند تن از خوانندگان شعر تذکر دادند بیت آخر غزل استاد شهریار، با توجه به اشتباه چاپی در مصراع اول، بعلاوه تحریفی که در مصراع دوم به عمل آمده، از کیفیت و لطافت افتاده است. شکل حقیقی بیت مقطع با توجه به نسخه های چاپی و دستخط خود استاد چنین است:
    شهریارا اگر آیین محبت باشد
    چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

    Comment by حسین نامدار — اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۲:۱۵ ب.ظ

  28. سلام دوستان این شعر استاد شهریار بسیار زیباست بعضی از دوستان راجع
    به بیت دوم پرسیدن این بیت یکی از زیباترین ابیات این غزل هست در واقع شاعر خطاب به ماه میگه کاهش جان تو من دارم من میدانم یعنی شاعر هم مثل ماه کامل که کم کم حلال میشه و از جانش کم میشه داره ذره ذره آب میشه به خاطر درد دوری و عشق و این رو در مصرع دوم به این شکل که میگه که ماه از دوری خورشید داره آب میشه و ذره ذره کم میشه از اون گذشته این بیت با بیت اول ارتباط معنایی داره و نکته بسیار زیبا اینه که شاعر در این بیت اشاره به این داره که ماه و خورشید هردو یکجا جمع نمیشن و با طلوع خورشید ماه غروب میکنه و خودش و یار رو هم مثل ماه و خورشید میدونه

    Comment by farshad — مرداد ۲۵, ۱۳۹۸ @ ۱:۱۰ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره